زن و سینما: زنانی که سرنوشتشان را خودشان تغییر دادند

زن و سینما: زنانی که سرنوشتشان را خودشان تغییر دادند
زمان مطالعه: 6 دقیقه
0
(0)

در ستایش زنان خودساخته

اگر درون شما یک جاه طلبی سوزان شعله می‌کشد و در ذهن خود، سفری رویایی برای آینده‌تان ترسیم کرده‌اید این نوشتار یلووال مدیا برای شماست. اگر احساس دلسردی می کنید یا شاید خیلی از شکست می ترسید می‌توانید از چهار زن نمادین در دنیای واقعی الهام بگیرید که شور و شوق زنده خود را به یک موفقیت چشمگیر تبدیل کردند و به دنبال آن یک حرفه موفق به دست آوردند. شهرت و شکوه آنها تا جایی پیش رفت که به شخصیت های اصلی فیلم هایی تبدیل شدند که می‌توانستند الهام دهنده باشند و انگیزه شغلی به زنان و انسان‌های بیشمار بدهند. به نقل از جولیا چایلد: ” درها، درهای دیگری را باز می‌کنند که حتی تصورش را هم نمی‌کنید”.

فریدا -جولی تایمور-2002

فریدا

فیلم فریدا در انفجاری از رنگ، تخیل، موسیقی و زنانگی، روح شجاع فریدای هنرمند را ارج می‌نهد.

فریدا کالو یک ستاره در فلک هنر مکزیک بود که مهمترین ویژگی هایش شجاعت، اشتیاق و خلاقیت بود. سلما هایک، بازیگر نقش فریدا و یکی از تهیه کنندگان فیلم، هفت سال را وقف نمایش داستان این هنرمند رنگارنگ و جنجالی روی پرده سینما کرد. او در کارگردانی جولی تایمور تعهد روح‌افزایی پیدا کرد که می‌تواند جسارت فریدا روی بوم را با تصاویر جسورانه‌اش روی پرده سینما مطابقت ‌دهد. نتیجه نهایی این همکاری یک درام گیرا است که حتی با مخاطبان ناسازگار ارتباط پیدا می‌کند.

زندگی بی دغدغه فریدا بعد از تصادف اتوبوس کاملا تغییر می‌کند و این حادثه اثری طولانی بر زندگی او می‌گذارد. آن تصادف باعث شکستگی ستون فقرات، استخوان ترقوه، دنده ها، لگن و یازده شکستگی در پای راستش می شود. او در شرایطی که در یک تخت محصور شده‌ بود و از سمت دوست پسرش که برای تحصیل به خارج از کشور رفته بود،رها شده بود؛ شروع به طراحی و نقاشی می‌کند. برخی از کارهای اولیه او، خودنگاره‌های غیرمعمولی بودند که آسیب‌های وحشتناکی را که به بدن و روح او وارد شده را نشان می‌دادند. تا این که فریدا به لطف اراده‌ی تسلیم ناپذیر، توانایی راه رفتن خود را دوباره به دست می آورد، اما تا پایان عمر تحت درد شدید، عمل های متعدد و بستری طولانی مدت در بیمارستان قرار می گیرد. تا جایی که فریدا برای بی حس کردن درد، به الکل و مواد مخدر روی می‌آورد.

فریدا به دیدن ریورا می رود تا نظر صادقانه او را به هنرش دریافت کند. ریورا از آنچه می‌بیند تحت تأثیر قرار می گیرد و او را به حلقه درونی دوستان غیرمتعارف خود از جمله عکاس تینا مودوتی (با بازی اشلی جاد) و نقاش دیوید آلفارو سیکیروس (با بازی آنتونیو باندراس) می برد.

فریدا با دانستن اینکه ریورا علاقمند به روابط‌ی متعدد با زنان است، همسر سوم او می شود با این پیمان که تا زمانی که ریورا با او صادق باشد و به او دروغ نگوید، روابط متعدد او را نادیده خواهد گرفت. اما طولی نمی‌کشد که ریورا به عادت های قدیمی خود و البته پنهان‌کاری، بازمی‌گردد.

فریدا از احساسات قوی نمی ترسید پس این فیلم قوی به بی‌باک بودن او درود می‌فرستد، زیرا او هویت خود را جعل نمی‌کند، به صورت سنت تف می‌اندازد و در کنار ریورا قرار می‌گیرد که بارها او را با اعتیادش به رابطه جنسی ناامید می‌کند. با این وجود، آنها در طول سالیان متمادی با هم دوست می‌مانند.

کوکو قبل از شنل- آن فونتن- 2009

کوکو قبل از شنل

گابریل بونور با نام مشهور کوکو تاثیرگذارترین چهره مد قرن بیستم است. امروزه نام او یک میراث مد است، اما تعداد کمی از آنها می دانند که کوکو از صفر شروع کرد و تنها به لطف جاه‌طلبی باورنکردنی خود، توانست نامی برای خود دست و پا کند و حرفه ای بسازد و برندی پایدار بسازد.

گابریل پس از مرگ مادرش و بی‌علاقگی پدرش به بزرگ‌کردن او، در یک یتیم‌خانه بزرگ می‌شود و در یک کافه بار کار می‌کند. در کافه‌بار به صورت دو نفره با خواهرش اجرا می‌کند و نام مستعار خود را “کوکو” از آهنگی که همیشه می خواند انتخاب می‌کند. سپس کوکو با افرادی آشنا می شود که او را با جامعه عالی فرانسه آشنا می کنند. از این نقطه به بعد، ما می بینیم که کوکو برای اشتیاق زندگی خود یعنی طراحی مد  مبارزه می‌کند.

کوکو بدون درنظر گرفتن کلیشه‌های جنسیت و حدود اجتماعی می‌دانست چه کسی می‌خواهد باشد؛ هیچ چیز نمی توانست مانع او شود؛ کوکو شانل با جاه طلبی، پشتکار و ایمانی که به خودش داشت به دنیا ثابت کرد که یک زن بدون پشتوانه خانوادگی و اجتماعی وقتی اشتیاقش به شغلش تبدیل می شود به علاوه‌ی یک شجاعت دیوانه وار نشان خواهد داد که می‌تواند از میان جمعیت بیرون بزند و همه‌ی نگاه‌ها را به خودش معطوف کند.

جولی و جولیا- نورا افرون- 2009

جولی و جولیا

این فیلم که بر اساس داستان واقعی است که شباهت بسیار هنرمندانه بین زندگی دو زن قدرتمند را نشان می‌دهد که هر دو عاشق آشپزی هستند: زندگی جولیا چایلد آشپز معروف در دهه 1950 و جولی پاول، نویسنده وبلاگ آشپزی مشتاق.

جولی از کار روزانه‌اش در یک مرکز تلفن نیویورک خسته شده است و تصمیم می‌گیرد تا کاری سرگرم‌کننده برای تغییر انجام دهد – هر دستور غذای موجود در کتاب “تسلط بر هنر آشپزی فرانسوی” جولیا را بپزد. سپس، او تصمیم می‌گیرد پیشرفت را در وبلاگ آشپزی خود مستند کند. تلاش جولی برای به کار انداختن اشتیاق خود همیشه با چشمان خوب دیده نمی شود – شوهرش او را برای مدت کوتاهی ترک می‌کند زیرا نمی‌تواند تعهد بیش از حد او را به سرگرمی‌اش درک کند. سرانجام، جولی در دنیای علاقه‌مندان به آشپزی مشهور می شود و پروژه او که از شور و اشتیاق خالص متولد شده است، اعتبار شایسته‌ای دریافت می‌کند.

جولی به یک تغییر شغلی نیاز داشت، چیزی که واقعاً خوشحالش می کرد. االگوهایش را شکست و وقتی شروع کرد واقعا نمی‌دانست این سرگرمی ساده او را به کجا می‌برد.

داستان رزا پارکس_ جولی دش- 2002

داستان رزا پارکس

پرزیدنت اوباما، در مراسمی که در سال 2013 برای رونمایی از مجسمه رزاپارکس در نظر گرفته شده بود گفت: «رزا پارکس به ما می‌گوید همیشه کاری وجود دارد که می‌توانیم انجام دهیم. او به ما می گوید که همه ما در قبال خود و یکدیگر مسئولیت هایی داریم.»

در فیلم داستان رزا پارکس، پیشینه پارکس برجسته می شود و مسائل مربوط به جامعه جدا شده‌ی آلاباما و جنوب نشان داده می شود. رزای کودک در یک مدرسه خصوصی که توسط انجمن مذهبی دوستان اداره می‌شد تحصیل کرد و آنجا تشویق شد تا بر محدودیت‌های جداسازی غلبه کند. در اواخر نوجوانی او با ریموند پارکس، آرایشگر و مدافع حقوق برابر ازدواج کرد. پس از آن به عنوان خیاط در یک فروشگاه بزرگ به کار مشغول شد.

در 1 دسامبر 1955، پس از یک روز خسته کننده در محل کار، روزا پارکس در بخش “رنگین پوست‌های” تعیین شده (برای شهروندان سیاه پوست) در استفاده از اتوبوس شهریِ مونتگومری آلاباما، نشست. هنگامی که بخش “سفید پوستان” در جلو پر شد، راننده، جیمز بلیک، به پارکس دستور داد که صندلی خود را به فرد سفیدپوست واگذار کند. او نپذیرفت و دستگیر و زندانی شد. او پیش از این از جنایات نژادی اخیر، از جمله بدرفتاری با یک زن سیاه‌پوست دیگر به نام کلودت کالوین به دلیل عدم تسلیم نشدن صندلی‌اش و مرگ امت تیل 14 ساله در اوایل تابستان همان سال در اثر لینچ کردن، با خبر بود. فعالان حقوق مدنی در روز محاکمه او اتوبوس‌ها را تحریم کردند. با موفقیت او، آنها انجمن بهبود مونتگومری را تأسیس کردند و بایکوت اتوبوس در سطح شهر را آغاز کردند که توسط وزیر محلی جدید دکتر مارتین لوتر کینگ رهبری می‌شد. آنها برای پیاده‌روی به محل کار و مقصدهای دیگر وقت و انرژی خود را فدا کردند. از آنجایی که آنها اکثریت مسافران اتوبوس را تشکیل می دادند، تحریم به میزان زیادی سود شرکت اتوبوس را کاهش داد. در نهایت، حکم دادگاه عالی ایالات متحده، در یک پرونده مرتبط، تفکیک اتوبوس را خلاف قانون اساسی اعلام کرد. تحریم برای بسیج مردم در جنبش حقوق مدنی چه در جنوب و چه به صورت سراسری در سراسر ایالات متحده مهم بود.

این جنبش از سال 1955 تا 1956، یعنی 381 روز به طول انجامید.

 

 

در این نوشتار از این منبع‌ها استفاده شده است:

 

https://www.spiritualityandpractice.com/films/reviews/view/5249/frida

https://www.theguardian.com/film/2024/mar/06/frida-review-intimate-dive-into-artists-letters-is-raw-and-thrilling

https://www.spiritualityandpractice.com/films/reviews/view/5249/frida

https://www.cinema.ucla.edu/la-rebellion/films/rosa-parks-story

https://www.thehenryford.org/explore/stories-of-innovation/what-if/rosa-parks/

https://tv.apple.com/us/movie/ride-to-freedom-the-rosa-parks-story/umc.cmc.7es00xrp3icb9jlqe7cum80cp

https://www.linkedin.com/pulse/3-female-movie-characters-teach-us-real-career-passion-ramona-costea

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه