سینمای نوآر چیست؟ نگاهی به جهان تاریک و بدبینانه یکی از مهم‌ترین جریان‌های تاریخ سینما

سینمای نوآر چیست؟ نگاهی به جهان تاریک و بدبینانه یکی از مهم‌ترین جریان‌های تاریخ سینما
زمان مطالعه: 6 دقیقه
0
(0)

خیابان‌های خیس و تاریک، نور چراغ‌هایی که از میان پرده‌های کرکره‌ای به اتاق می‌تابد، کارآگاهی خسته با گذشته‌ای مبهم، زنی مرموز که نمی‌توان به او اعتماد کرد و جنایتی که هرچه بیشتر برای حل آن تلاش می‌شود، شخصیت‌ها را عمیق‌تر در تاریکی فرو می‌برد؛ این‌ها تصاویری هستند که بیش از هر چیز با سینمای نوآر گره خورده‌اند. نوآر که در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ به یکی از مهم‌ترین جریان‌های سینمای آمریکا تبدیل شد، فقط با سایه‌های سنگین و داستان‌های جنایی شناخته نمی‌شود؛ بلکه جهانی سرشار از بدبینی، بی‌اعتمادی، فساد و شخصیت‌هایی را به تصویر می‌کشد که مرز میان خیر و شر برایشان چندان روشن نیست. در ادامه این مقاله یلووال مدیا به این می پردازیم که سینمای نوآر دقیقا چیست، چگونه شکل گرفت و چه ویژگی‌هایی باعث شده تأثیر آن پس از گذشت چندین دهه همچنان در سینمای معاصر دیده شود؟

سینمای نوآر دقیقا چیست؟

آیا نوآر یک سبک سینمایی است یا یک ژانر؟ حتی سینمادوستان حرفه‌ای و متخصصان سینما هم بر سر پاسخ این سؤال اتفاق‌نظر ندارند. با این حال، می‌توان با بررسی ویژگی‌های مشترک آثار نوآر به تعریف نسبتا روشنی از آن رسید و سپس نمونه‌های شاخص این جریان را در سینمای کلاسیک بررسی کرد.

فیلم نوآر چیست؟

فیلم نوآر (Film Noir)

فیلم نوآر (Film Noir) نوعی سینمای به‌شدت سبک‌پردازی‌شده است که با بدبینی، تقدیرگرایی و نگاه تلخ و بدگمانانه به جهان شناخته می‌شود. این اصطلاح نخستین‌بار پس از جنگ جهانی دوم در فرانسه برای توصیف فیلم‌های آمریکایی جنایی، کارآگاهی و تریلر دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ به کار رفت؛ هرچند می‌توان ریشه‌های نوآر هالیوودی را تا دهه ۱۹۲۰ نیز دنبال کرد.

عبارت Film Noir در زبان فرانسه به معنای «فیلم سیاه» است. منتقدان فرانسوی از این اصطلاح برای توصیف گروهی از فیلم‌های هالیوودی استفاده کردند که فضای آن‌ها بیش از آثار پیشین در تاریکی، بدبینی و ناامیدی فرو رفته بود.

اینکه نوآر را باید یک ژانر مستقل دانست یا بیشتر یک سبک و شیوه فیلم‌سازی، همچنان محل بحث است. همچنین لازم نیست یک فیلم تمام ویژگی‌های نوآر را به‌طور هم‌زمان داشته باشد تا در این دسته قرار بگیرد؛ با این حال، برخی عناصر بارها در آثار این جریان تکرار می‌شوند.

عناصر رایج سینمای نوآر

فیلم نوآر (Film Noir)

  • حضور یک ضدقهرمان در مرکز داستان
  • زن اغواگر و خطرناک یا Femme Fatale
  • دیالوگ‌های موجز، تند و حساب‌شده
  • نورپردازی با کنتراست بالا
  • سرخوردگی و ناامیدی دوران پس از جنگ

نوآر؛ سینمای متولدشده از اضطراب

سینمای نوآر در یکی از دوره‌های پرتنش و دردناک تاریخ معاصر آمریکا شکل گرفت. بدبینی و ناامیدی ناشی از رکود بزرگ در ذهن جامعه آمریکا ریشه دوانده بود و پس از آن، جنگ جهانی دوم از راه رسید. بسیاری از مردان راهی جبهه‌های جنگ شدند و زنان در غیاب آن‌ها وارد مشاغلی شدند که پیش از آن عمدتا در اختیار مردان بود.

پایان جنگ نیز الزاما آرامش را به همراه نداشت. دوره‌ای از عدم قطعیت آغاز شد؛ سربازان با تجربه‌های تلخ و آسیب‌های جنگ به خانه بازگشتند و جامعه بخشی از خوش‌بینی و معصومیت گذشته خود را از دست داده بود. در همین حال، نقش اجتماعی زنان نیز تغییر کرده بود. بسیاری از زنانی که پیش از جنگ عمدتا خانه‌دار بودند، تجربه حضور مستقل در محیط کار را پیدا کرده بودند و این مسئله، دست‌کم از نگاه بخشی از جامعه آن زمان، نظم سنتی نقش‌های جنسیتی را به چالش می‌کشید.

بر اساس یکی از نظریه‌های رایج، بخشی از اضطراب ناشی از این تحولات در فیلم‌های نوآر بازتاب پیدا کرد؛ آثاری که بارها مردانی را نشان می‌دادند که گرفتار زنان قدرتمند، اغواگر و گاه خطرناک می‌شدند. شخصیت فم فتال یا «زن اغواگر مرگبار» نیز از همین‌جا به یکی از شناخته‌شده‌ترین عناصر سینمای نوآر تبدیل شد.

البته این تنها یکی از نظریه‌های مطرح‌شده درباره علت شکوفایی نوآر در دوران پس از جنگ است. بسیاری از فیلم‌های شاخص نوآر هالیوود در دهه ۱۹۴۰ در واقع از رمان‌هایی اقتباس شده بودند که در دهه ۱۹۳۰ نوشته شده بودند. بنابراین نمی‌توان جنگ جهانی دوم را منشأ مستقیم داستان‌ها و مضامین نوآر دانست؛ اما شرایط اجتماعی پس از جنگ احتمالا در استقبال گسترده مخاطبان از چنین فیلم‌هایی نقش داشته است.

نمونه‌های سینمای نوآر

بدبینی در سینما چگونه خودش را نشان می‌دهد؟ در دیالوگ‌هایی سرشار از طعنه و تلخی؟ در شخصیت‌هایی که نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کرد؟ یا شاید در نورپردازی‌های پرکنتراست و سایه‌هایی که بر هر صحنه سنگینی می‌کنند؟ فیلم‌های کلاسیک نوآر معمولا ترکیبی از همین عناصر را به کار می‌گیرند تا جهانی تیره و ناامن خلق کنند.

شاهین مالت، 1941

«شاهین مالت» (The Maltese Falcon) با بازی همفری بوگارت یکی از مهم‌ترین نمونه‌های اولیه سینمای نوآر است. این معمای جنایی با فیلم‌برداری چشمگیر و استفاده تهدیدآمیز از سایه‌ها، تأثیری ماندگار بر زبان بصری نوآر گذاشت و به تثبیت بسیاری از ویژگی‌هایی کمک کرد که بعدها با این نوع سینما شناخته شدند.

لورا، ۱۹۴۴

لورا، ۱۹۴۴

دانا اندروز، جین تیرنی و وینسنت پرایس بازیگران اصلی لورا  «Laura» هستند؛ اثری که به یکی از نمونه‌های کلاسیک و ماندگار نوآر تبدیل شد. تا اواسط دهه ۱۹۴۰، فیلم‌های بیشتری با همین حال‌وهوای تاریک و جنایی در هالیوود ساخته می‌شدند و نوآر بیش‌ازپیش جای خود را در سینمای آمریکا باز می‌کرد.

کوکب آبی، ۱۹۴۶

کوکب آبی «The Blue Dahlia»

کوکب آبی «The Blue Dahlia» که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی شد، آلن لاد و ورونیکا لیک را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد؛ زوج سینمایی محبوب آن دوران.

داستان درباره ملوانی است که پس از بازگشت به خانه متوجه می‌شود همسرش با مرد دیگری رابطه دارد و پسرش نیز بر اثر پیامدهای اعتیاد همسرش به الکل جان باخته است. این فیلم یکی از نمونه‌های متعددی از نوآر است که سرخوردگی و آشفتگی اجتماعی دوران جنگ و پس از آن را بازتاب می‌دهد.

نشانی از شر، ۱۹۵۸

از نگاه بسیاری از منتقدان، انتشار نشانی از شر «Touch of Evil» در سال ۱۹۵۸ پایان دوران کلاسیک سینمای نوآر را رقم زد. این فیلم که از آثار مهم اورسن ولز محسوب می‌شود، بسیاری از مؤلفه‌های بصری و روایی نوآر کلاسیک را در خود جای داده است.

نشانی از شر، ۱۹۵۸

اما پایان دوره کلاسیک به معنای مرگ نوآر نبود. تأثیر این جریان در دهه‌های بعد ادامه پیدا کرد و فیلم‌سازان نسل‌های بعدی بارها به سراغ همان جهان تاریک، شخصیت‌های خاکستری و زبان بصری نوآر رفتند.

جاده مالهالند، ۲۰۰۱

ردپای نوآر را می‌توان در بسیاری از آثار دیوید لینچ مشاهده کرد و جاده مالهالند «Mulholland Drive» یکی از نمونه‌های برجسته آن است. ظاهر، فضای روایی و حس رازآلود فیلم آشکارا از سنت سینمای نوآر تأثیر گرفته است.

جاده مالهالند، ۲۰۰۱

در جهان نوآر معمولا رگه‌ای از جنون و بی‌ثباتی در پس هر صحنه وجود دارد. نورپردازی شدید و پرکنتراست، استفاده گسترده از فلاش‌بک‌ها، روایت‌های پیچیده و داستان‌هایی که اغلب حول قتل و جنایت شکل می‌گیرند، همگی به خلق فضایی سنگین و بدبینانه کمک می‌کنند؛ فضایی که به یکی از مشخصه‌های ماندگار سینمای نوآر تبدیل شده است.

سخن آخر

سینمای نوآر شاید بیش از هر چیز محصول اضطراب‌ها و سرخوردگی‌های دوره‌ای خاص از تاریخ آمریکا باشد، اما تأثیر آن هرگز به همان دوران محدود نماند. دوران کلاسیک نوآر ممکن است با فیلم‌هایی مانند  نشانی از شر به پایان رسیده باشد، اما جهان تاریک آن، ضدقهرمان‌های اخلاقا مبهم، زنان مرموز، روایت‌های پیچیده و بازی چشمگیر نور و سایه همچنان در سینما زنده‌اند. از محله چینی ها  و بلید رانر گرفته تا جاده مالهالند ، فیلم‌سازان نسل‌های بعد بارها عناصر نوآر را بازآفرینی کرده‌اند و زمینه را برای شکل‌گیری آنچه امروز نئونوآر (Neo-Noir) می‌نامیم فراهم کرده‌اند. شاید همین قابلیت تطبیق با زمانه‌های مختلف است که باعث شده نوآر از یک جریان سینمایی متعلق به دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ فراتر برود و به یکی از ماندگارترین زبان‌های بصری و روایی تاریخ سینما تبدیل شود.

منبع: وبسایت studiobinder

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه