بررسی کارنامه اینگمار برگمان را از کجا باید شروع کرد؟ این موضوع به شدت مهم است، زیرا او هیچ «بهترین فیلم» واقعی ندارد، فقط یک کارنامه تقریبا بینقص دارد که بسیاری آن را بهترین کارنامه حرفه ای تاریخ مینامند.
اینگمار برگمان به عنوان یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینما شناخته می شود و تاثیر او بر فیلمسازی مدرن به سختی قابل اغماض است. کارگردانهای مختلفی چون مارتین اسکورسیزی، وودی آلن و کوئنتین تارانتینو، بدون تاثر گرفتن از برگمان به جایگاه کنونی خود نمی رسیدند. همچنین برای چندین نسل، فیلمهای این کارگردان سوئدی تعریف و پایه سینمای جدی و هنری بود.
اما همانطور که اغلب اتفاق میافتد، تأثیر برگمان به قدری گسترده است که مخاطبانی که پس از سالها یا حتی دههها تماشای مقلدین او به سراغ کارهای خود کارگردان میآیند، ممکن است متوجه اینکه فیلمهای برگمان چقدر بدیع، مبتکرانه و پیشگام بوده نشوند. به همین دلیل، در این مقاله یلووال مدیا به این پرداخته ایم که چرا برگمان چنین شخصیت برجسته ای در دنیای فیلم بود و چرا هنوز از نظر بسیاری او را بهترین کارنامه حرفه ای را دارد. با ما همراه باشید.
نوآوری و تجربههای جدید
اکثر فیلمها، هالیوودی یا غیره، برای روایت داستان به همان ساختار ساده و تکرارپذیر همیشگی تکیه میکنند. در یونان باستان ساختار سه پرده نسبتا ساده ای بر روایت داستان حاکم بوده است و حتی امروزه، غالب فیلم سازها، چه جریان اصلی و چه مستقل، همچنان بر آن ساختار تکیه می کنند. با این حال، در فیلمهایی مانند پرسونا، ساعت گرگ و میش و توتفرنگیهای وحشی، برگمان این ساختار را درباره شروع، میانه و پایان فیلمها به طور کلی کنار گذاشت تا ساختاری طبیعیتر را دنبال کند. برگمان بهجای اینکه داستانهایش را با ساختار از پیش تعیینشده بسازد، به هر یک از فیلمهایش اجازه داد تا بر اساس شخصیتها، مضامین و ایدههای زیباییشناختی منحصربهفرد خود، مسیر خود را بیابند.
این مورد ممکن است کم ارزش ترین کمک برگمان به سینما باشد. حتی زمانی که به خوبی انجام شود یک نوآوری تقریبا نامرئی است و کاملا با سایر جنبه های فیلم ادغام می شود. با این وجود، فیلمهایی مانند کله پاک کن (دیوید لینچ، 1977)، موتورهای مقدس (لئوس کاراکس، 2012) و جذابیت پنهان بورژوازی (لوئیس بونوئل، 1972) بدون مدل برگمان، ساخته نمی شدند.
روانشناسی و عواطف انسانی

این مساله که ساختار فیلم های برگمان تا چه اندازه توسط احساسات و روانشناسی شخصیت هایش شکل می گیرد، غیرقابل چشم پوشی است. در فیلم های او تقریباً هیچ چیز وجود ندارد که تحت سلطه این مساله نباشد. این امر در فیلمهای واقعگرایانه و بسیار اتوبیوگرافیک او مانند فانی و الکساندر و درامهای تمثیلی اش مانند «مهر هفتم» کاملا مشهود است.
معجزات و شگفتیهای فیلمهای برگمان (و همچنین وحشت و تراژدیها) همگی ناشی از کاوش روانشناختی عمیق او در مورد وضعیت انسانی است. برگمان به دنبال مضامین پیچیده و دشواری بود که پیش از او هیچ کارگردانی بررسی نکرده بود. او موضوعاتی مانند مرگ، ایمان و روابط را با وفاداری جسوری به حقیقت این موضوعات بررسی کرد و تصویر عمیقی از احساسات و روانکاوی انسان را نشان داد.
تسلط و چیره دستی
برگمان مانند بسیاری از بزرگان تاریخ سینما، از کوبریک گرفته تا اسپیلبرگ، استاد هنر خود بود و درک عمیقی از جنبه های فنی فیلمسازی داشت. در فیلمهایی مانند «فریادهاو نجواها»، «ساعت گرگ و میش» و بزرگترین دستاوردش، «پرسونا»، به لطف مهارت فنی واقعا برجسته برگمان و همکارانش، توانسته اند تجربههای انسانی را به تصویر بکشند.
توجه دقیق او به جزئیات و توانایی او در خلق تصاویر بصری قدرتمندی که احساسات و ایده های پیچیده را منتقل می کند، به بهترین شکل در ادغام بازیگران دائمی این کارگردان، لیو اولمان و بی بی اندرسون، با شخصیت های پرسونا دیده می شود.
فیلمهای اینگمار برگمان

البته در نهایت، دلیل واقعی این که برگمان را بهترین کارگردان تمام دوران میدانند، این است که فقط او تعداد خیرهکنندهای از شاهکارها را ساخته است. با توجه به اینکه 9 فیلم او در فهرست Sight and Sound 2022 از بهترین فیلم های تمام دوران قرار گرفته اند، کارنامه ی حرفه ای او به تنهایی می تواند یک کلاس درس تاریخ فیلم باشد.
شاهکارهای برگمام عبارتند از: مهر هفتم، توت فرنگی های وحشی، همچون در یک آینه، ساعت گرگ و میش، نور زمستان، سکوت، شخصیت، شرم، فریادها و نجواها، صحنه هایی از یک ازدواج، فانی و الکساندر، سارابند و غیره.
اثر دائمی برگمان
فیلمهای برگمان تاثیر طولانی مدتی بر پیشرفت سینمای مدرن داشتهاند. بسیاری از فیلمسازان از او به عنوان الگوی اصلی در ساخت آثار خود یاد کرده اند و ایده ها و تکنیک های او امروزه همچنان مورد مطالعه و تقلید قرار می گیرند. البته برخی از ویژگیهای او تا حدودی شهرت بدی پیدا کردهاند. امروزه استفاده از فیلم برداری سیاه و سفید، احساسات شدید، و کادربندی های خاص، به لطف موج تقلیدکنندگان با استعداد کمتر، بیشتر در فیلم های هنری پرمدعا دیده می شود. البته همانطور که این ارتباط در طول زمان کاهش می یابد، شهرت برگمان حتی بیشتر می شود زیرا او یک الگوی بدون تکرار و جاودان است.
اشتراک گذاری

