ویلیام فریدکین معتقد است وقت خود را در مدرسههای فیلم هدر ندهید، تنها فیلمهای هیچکاک را تماشا کنید. تکنیکها را یاد خواهید گرفت، و در نهایت سبک خاص خود را پیدا کنید. در این نوشتار یلووال مدیا به فیلم پنجره پشتی پرداختیم که از نظر بسیاری از تماشاگران، منتقدان و محققان به عنوان یکی از بهترین فیلمهای هیچکاک و یکی از بهترین فیلمهای جهان شناخته میشود. این فیلم در سال ١٩٩٧ از سوی کتابخانه کنگره آمریکا واجد ارزشهای تاریخی دانسته و برای محافظت به فهرست ملی ثبت فیلم افزوده شد. پنجره پشتی یک فیلم خوش ساخت و کم نظیر است که با فضایی خاص کل داستان را از یک پنجره به مخاطب نشان میدهد و جذابیتهای بصری زیادی دارد و یک داستان با طعم جنایی را در فضایی دل نشین و دنج نمایش میدهد.
داستان فیلم

پنجره عقبی یا پنجره پشتی فیلمی در ژانر مهیج و رازآلود بر اساس داستانی کوتاه در سال 1942 به نام “باید قتل بوده باشد” ساخته شده. این فیلم که توسط پارامونت پیکچرز منتشر شد، فیلم روایتگر مردی است به نام ال.بی جف جفریز که عکاس حرفهای است او بخاطر شکستگی استخوان پا باید مدتی را در خانهاش بگذراند و کاری برای انجام دادن ندارد و بیشتر وقت خود را صرف مشاهده همسایگان خود میکند. یکی از همسایگانش به نام لارس توروالد توجه او را به شکل ویژهای جلب کرده که همسرش نیز به علت بیماری، بیشتر اوقات خود را در تخت میگذراند. تا این که در یک شب بارانی جف مشاهده میکند که توروالد برای چند بار از آپارتمانش خارج میشود، و متعاقبا همسرش در منزلش ناپدید می شود…
استفاده متفاوت هیچکاک از دوربین فیلمبرداری

آلفرد کارگردان برای معرفی شخصیت جف و شرایط کنونی زندگی اش در پنج دقیقهی اول فیلم از هیچ دیالوگی استفاده نمی کند، یک نفر در قاب تصویر از جف نمی پرسد” هی جف چه بلایی بر سر پایت آمده؟” و او توضیح دهد:” هنگام عکاسی از مسابقه اتومبیلرانی یکی از اتومبیل ها با من برخورد کرد” هیچکاک تصمیم می گیرد وضعیت جف را با نمای چهرهی عرق کرده جیمز استوارت نشان دهد، بعد دوربین میرود سراغ پای گچ گرفتهاش و یک خط کج و معوج که روی گچ نوشته “اینجا استخوانهای شکسته جفری قرار دارند” بعد روی یک میز مجاور که بر آن یک دوربین خرد شده و یک دسته مجله قرار دارد. بعد روی دیوار که بر آن عکسهای اتومبیلهای مسابقه که بعضی معلقزنان از مسیر خارج شدهاند دیده میشود. با همین یک حرکت افتتاحیهی دوربین ما میفهمیم که کجا هستیم، شخصیت اصلی کیست، کارش چیست، و چطور این بلا به سرش آمده است.
علاوه بر آن، هیچکاک در سکانس اول با محدود کردن دوربین در اتاق و استفاده از نمای پن ما را همچون جف دچار محدودیت حرکتی میکند و هنگامی که ما با کارکتر اصلی یکی میشویم از این پس تمام ماجرا نیز برای ما حیاتی میشود. علت شهرت “تعلیق هیچکاکی” دقیقا بخاطر همین مسئله است،”توانایی یکی کردن مخاطب با کارکتر اصلی”. به این معنا که هیچکاک به عنوان یک تکنیسین، استاد دوربین سوبژکتیو است و به همین دلیل او استاد همزادپنداری و همراه کردن مخاطب با شخصیت محوری خود است و در نتیجه اگر او هر بلایی بر سر کارکترهایش بیاورد مخاطب را نیز درگیر کرده است.
نکات ریز کارگردانی

پنجره پشتی تعریف سینما است. هیچکاک هر پنجره را یک گونه ای از فیلمی در نظر گرفته، عاشقانه، موزیکال، تراژدی و… اما نگاه خودش دوخته به پنجره مورد علاقهاش است جایی که جنایت رخ می دهد. هیچکاک در تمام طول فیلمبرداری فقط در آپارتمان جف کار می کرد. بازیگران مرد و زن در آپارتمانهای دیگر از گوشیهای به رنگ بدن استفاده میکردند تا او بتواند دستورالعملهای خود را به آنها بگوید. هیچکاک با هوشیاری تمام بیننده را مانند جف در این آپارتمان محبوس می کند(تمام سکانسهای فیلم از داخل اتاق گرفته شده است!). تا به تماشای زندگی در آپارتمان مقابل بنشینید، فیلم برداری در سکانس هایی که به آپارتمان رو به رو نگاه می شود چنان جذاب است که شما خود را بر روی صندلی جف فرض می کنید.
حلول در پشت پنجرهی عقبی
پنجره پشتی نه تنها داستان اصلی خود را فوقالعاده جلو می برد بلکه ما را وارد زندگی چند خانواده دیگر می کند. پرداختن به زندگی آنها به اندازه است علاوه بر اینکه به داستان اصلی لطمه نمی زند بلکه مخاطب هم تا انتها آن ها را پیگیری می کند تا سرنوشت آنها را مشاهده کند. حرکات و زوایای دوربین و تدوین روایی فیلم توهمی از حرکت، ماجراجویی و تعقیب و گریز را در داخل فضایی محصور و بسته با شخصیتی ساکن و بیحرکت القا میکند. ما نیز چون جف فقط از طریق نگاه کردن، در زندگی شخصیتها سرک میکشیم، و امورشان را نظاره میکنیم و نسبت به موقعیتشان واکنش نشان میدهیم.
اشتراک گذاری

