در پاریس تحت اشغال آلمان در سال 1942، یک دلال هنری به نام رابرت کلاین به زندگی لوکس و بی دغدغه خود مشغول است. تا اینکه نسخه ای از یک روزنامه یهودی توجه پلیس را به او جلب می کند. آقای کلاین یک همزاد و هم نام یهودی دارد که تحت تعقیب نازی ها است!
هنگامی که جوزف لوزی در اواخر سال 1975 و اوایل سال 1976، آقای کلاین را در فرانسه کارگردانی کرد، وارد دهه آخر زندگی حرفه طولانی خود شد که او را از زادگاهش در آمریکای میانه و از طریق نیویورک، مسکو، هالیوود، ایتالیا، انگلستان، اسپانیا، مکزیک و نروژ به پاریس رساند.. تبعیدها و جابهجاییهای مکرر که آن مسیر را به وجود آوردند، در مجموعهای از فیلمهای بسیار متنوع (بیش از سی فیلم) منعکس شدهاند که لوزی را بهعنوان مردی درخشان ولی بدقلق و کارگردانی که قادر به ساختن شاهکارها بود، به شهرت رساند.
به بهانه درگذشت آلن دلون، اسطوره جذاب تاریخ سینما، در این مقاله یلووال مدیا به سراغ فیلم آقای کلاین، همکاری فوق العاده لوزی و دلون رفته ایم. با ما همراه باشید.
آغاز تکان دهنده

«آقای کلاین» با یک سکانس ناراحت کننده شروع میشود که از نظر تاریخی بسیار تکاندهنده است: زنی توسط پزشکانی که از روشهای شبه علمی استفاده میکنند (معاینه لثه و فک او، اندازهگیری سوراخهای بینیاش با خطکش مخصوص، برهنه شدن و راه رفتن او) تا در یک گزارش رسمی مشخص شود که آیا او یهودی است یا خیر. خشم خفه شده زن تنها به سرعت با یک غوغای خاموش جمعی ترکیب می شود. معلوم می شود که اتاق انتظار دکتر مملو از بیمارانی است که منتظر معاینه مشابه هستند. در ادامه، صحنه ها این تصویر کلی شرارت بار را کامل می کنند. بیرون آمدن زن از اتاق معاینه به محوطه بیرونی، ملاقات مجدد او با همسرش که تحت معاینه مشابهی قرار گرفته است، خروج آنها از مقابل نگاه مشکوک یک جفت افسر پلیس، عبور آنها از یک راهروی طولانی پنجرهدار در سکوت، به دنبال یک لحظه حریم خصوصی در میان نظارت مجازی بی امان دولتی که آنها را در این مصیبت زشت قرار داده است.
داستان زندگی آقای کلاین

داستان این فیلم در ژانویه 1942 در پاریس می گذرد و داستان زندگی رو به ویرانی یک دلال هنری ثروتمند را دنبال می کند که سعی می کند خود را از ظن مبنی بر یهودی بودنش مبرا کند. در حالی که خانواده او اهل آلزاس هستند و از زمان لویی چهاردهم فرانسوی و کاتولیک بودهاند، مقامات او را با کلاین یهودی، که هرگز او را نمیبینیم، اشتباه گرفته اند. تلاش او برای یافتن همنام خود به منظور پاکسازی نامش به وسواس تبدیل می شود تا زمانی که را به اردوگاه تبعید می کنند.
نقب زدن تاریخ
با حضور لوزی و سولیناس و روایتی شامل دسیسه ها و اشاراتی از فساد پلیس و مقامات دولتی، آقای کلاین به ژانر بین المللی هیجان انگیز سیاسی، یکی از ویژگی های سینمای دهه هفتاد تعلق دارد. اما این یک فیلم بسیار فرانسوی در زمان خود است که بازتاب آن در مورد هویت به عنوان یک تحقیق تاریخی دو برابر شده است. این دوره پس از پس از مستند غم و تاسف (مارسل اوفولز، 1969) و کتاب تاریخدان آمریکایی رابرت او. پکستون. به نام «فرانسه ویشی، گارد قدیمی و نظام جدید1940-1944» (1972) که هر دو رفتارهای تحقیرآمیز بسیاری از مردم فرانسه را در طول دولت ویشی آشکار کردند، شروع شد. فیلمهای فرانسوی به جای ستایش (یا تمسخر) مقاومت مانند گذشته، شروع به بررسی عمیقتر همکاری با نازیها کردند. در بخشی از این روند، آقای کلاین نیز از این نظر جلوتر از زمان خود بود و برخلاف فیلمهای مستند یا داستانی اوفولز مانند Lacombe، Lucien (لوئیس مال، 1974)، نه تنها با یهودستیزی مقابله میکند، بلکه همچنین دارای برخی یادآوری های خاص است. مانند دستگیری 13152 مرد، زن و کودک یهودی توسط پلیس فرانسه در 16 و 17 ژوئیه 1942.
جوایز آقای کلاین

فیلمنامه آقای کلاین توسط نویسنده ایتالیایی فرانکو سولیناس که به خاطر کارهای سیاسی اش شهرت دارد نوشته شده است. آثار او همچنین شامل نبرد الجزیره (گیلو پونتکوروو، 1966) و وضعیت محاصره (کاستا-گاوراس، 1972) است. در واقع آقای کلاین در اصل برای کوستا-گاوراس در نظر گرفته شده بود. مشارکت آلن دلون، یکی از ستارههای اصلی فرانسه و در اینجا تهیهکننده نیز بود، در پذیرش پروژه توسط لوزی نقش اساسی داشت. دلون شهرت خود را از حضور در فیلمهای هیجانی محبوب راهی برای حمایت از پروژههای بلندپروازانهتر مانند آقای کلاین میدانست. این فیلم در ادامه چندین جایزه سزار، برای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، و بهترین طراحی صحنه (توسط الکساندر تراونر)، همراه با چندین نامزدی دیگر، از جمله برای دلون به عنوان بهترین بازیگر مرد، به دست آورد. البته با 711000 بیننده در فرانسه، این یک موفقیت در گیشه نبود، به خصوص برای ستاره ای که عادت داشت به میلیون ها نفر برسد.
آزمون آلن دلون

فهمیدن اینکه چرا دلون به بازی کردن در آقای کلاین علاقه داشت دشوار نیست. شخصیت او از ابتدا تا انتها بر فیلم مسلط است، او موضوع اصلی است و روایت را پیش می برد. در اولین همکاری او با لوزی، ترور تروتسکی (1972)، دلون نقش تاجر مرموز جکسون که توسط جوزف استالین برای کشتن لئون تروتسکی (ریچارد برتون) به مکزیک فرستاده شده بود را بازی کرده است. جکسون در ابتدای داستان کاملا کنترل را در دست دارد، با کت و شلوارهای بی عیب و نقص، موهای صاف و عینک تیره، در حالیکه گیتای زیبا (رومی اشنایدر) را در طلسم خود نگه داشته است. دلون در اینجا به قاتل قراردادی جذابی که در فیلم سامورایی ژان پیر ملویل (1967) بازی کرد، بیشتر نزدیک است تا شخصیت واقعی که کاراکتر قاتل بر اساس آن ساخته شده بود. لوزی در مصاحبه هایش گفته است که از سردی و ابهامی که دلون به کاراکتر افزوده است قدردانی می کند. با این حال، همانطور که فیلم تا پایان خونین خود پیش می رود، شخصیت دلون که به طور فزاینده ای آشفته می شود از هم می پاشد. لوزی در حالی در آقای کلاین بر جست و جوی کابوس وار قهرمان خود برای اثبات هویت متمرکز است، شخصیت هرمتیک و خودشیفته دلون را نیز آزمایش می کند.
سخن آخر
آقای کلاین به وضوح سودجویی کلاین را در خرید آثار هنری مشتریان یهودی با قیمت های پایین، همراه با نمایش عجیب یهودی ستیزی که همراه با دوست دخترش، جینین (ژولیت برتو) در آن شرکت می کند، متهم می کند. لوزی به همان اندازه از زیباییشناسی نوستالژیک حالت رترو که در فیلمهایی مانند Lacombe، Lucien و The Last Metro اثر فرانسوا تروفو (1980) وجود دارد، اجتناب میکند. در عوض، لباسها نسبتا خنثی هستند و وابسته کردن آن ها به یک دوره زمانی خاص دشوار است. ما فقط بهطور خلاصه آهنگهای این دوره را میشنویم. برخلاف فیلم تروفو و فیلمهای دیگری که این دوره را در صحنههای استودیو بازسازی کردند، تیراندازی لوزی در لوکیشن خیابانهای پاریس یک گسست زیباییشناختی دیگر ایجاد میکند: خیابانها، ساختمانها و مردم اغلب به اواسط هفتاد نزدیکتر از سال 1942 به نظر میرسند. اتوبوسهای پلتفرم که برای جمعآوری استفاده میشوند تا سال استفاده می شدند، بنابراین برای مخاطبان معاصر قدیمی به نظر نمیرسیدند.
منبع: وبسایت criterion
اشتراک گذاری

