فیلم جدید بیتل جویس بیتل جویس، به کارگردانی تیم برتون، دنبالهای بر نسخهی کلاسیک سال 1988 است که بار دیگر به دنیای جادویی و عجیب و غریب این اثر محبوب بازمیگردد. در این فیلم تازه، برتون با رویکردی نوین و با بهرهگیری از تکنیکهای مدرن سینمایی، داستان جدیدی را روایت میکند که المانهای کمدی، وحشت و تخیل را در هم میآمیزد. شخصیتهای معروف فیلم اول دوباره به صحنه بازمیگردند، و ماجرای جدیدی در دنیای عجیب و غریب بیتلجوس و اهنگهای خاطرهانگیز آن آغاز میشود. این دنباله نه تنها به دوستداران نسخه اصلی ادای احترام میکند، بلکه به نسل جدید تماشاگران فرصتی برای تجربهی دنیای بامزه و فانتزی تیم برتون میدهد. با بازگشت به فضای خاص و رنگارنگی که برتون به خوبی میشناسد، این فیلم به بررسی روابط عاطفی و چالشهای زندگی مدرن میپردازد و در عین حال سرگرمی خالصی را برای تماشاگران به ارمغان میآورد. در این مقاله یلووال مدیا، به بررسی عناصر مختلف این اثر جدید و تأثیر آن بر ادامهی میراث فرهنگی و سینمایی بیتل جویس خواهیم پرداخت.
برتون شکستناپذیر

هالیوود سابقه احیای اجساد در حال پوسیدگی فیلمهای مرده با دنبالههای دیرهنگام را دارد، بنابراین اینکه کارگردانی سر مزار بیتل جویس برود فقط زمان لازم داشت. با وجود اینکه بحثها درباره دنباله بیتل جویس برای دههها در جریان بود، برتون اظهار داشت که تنها در صورتی به آن فکر میکند که مایکل کیتون نقش اصلی تکرار کند و به روح فیلم اصلی عجیب و غریب وفادار بماند. به عنوان آن شیطان شوخ طبع بیو-کسیورسیست، کیتون با حالتی پر انرژی مانند یک سوسک غولپیکر در کت و شلوار راهراه، در سرتاسر فیلم حرکت میکند، در حالی که DNA در حال زوال فیلم اصلی در هر فریم هایپر استایل شده دنباله مشهود است، شاید گاهی اوقات کمی بیش از حد.
بیتل جویس بیتل جویس در لبه همان تلههایی قرار میگیرد که آخرین دنباله شکارچیان ارواح را از بین برد: این حس که ایدههای دههها گرد و غبار گرفته، کمی آراسته شدهاند و در دنباله کاملا از بین رفته اند. خوشبختانه، چیزی که فیلم جدید برتون را حداقل تا حدی نجات میدهد، این واقعیت است که آن ایدهها در وهله اول بسیار نابسامان و متمایز بودند. بله، بیتل جویس بیتل جویس مشتق شده است، اما همچنین به طرز دلپذیری منحصر به فرد است. کارگردان مشکل یکی از بازیگران اصلی که حضور ندارد را، نه با بازسازی هوش مصنوعی، بلکه با یک سکانس بسیار شیطنتآمیز و لو-فای که با جویده شدن صورت شخصیت توسط یک کوسه به پایان میرسد، پشت سر میگذارد. مشکل حل شد، به سبک برتون.
ادامه داستان اولیه

این دنباله کم و بیش در زمان حال می گذرد، اگرچه زمان در دنیای برتون منعطف است. او با لیدیا دیتز (وینونا رایدر) که اکنون بالغ شده است دقیقا همان کمد لباس عروسک ویکتوریایی جن زده و مدل موی باهاوس-گروپی را به تصویر می کشد. فیلم لیدیا به عنوان یک شخصیت تلویزیونی به درجه ای از شهرت دست یافته است: او یک واسطه و مجری یک برنامه واقعی زندگی واقعی با عنوان خانه ارواح است. اما او سایه ای از خود سابقش است. او شکننده و آسیبپذیر است و توسط دوست پسری (جاستین تروکس با بازی که به طرز وحشتناکی متقاعدکننده است) که خودشیفتگی خود را پشت پردهای از صحبتهای درمانی عصر جدید پنهان میکند، مورد ضرب و شتم قرار میگیرد.
«آن دختر گوت نفرت انگیز که مرا شکنجه کرد کجاست؟» دلیا (کاترین اوهارا)، مادر ناتنی لایدیا از خود سوال میکند،. کسی که دلباختهی دنیای هنر بوده و سرانجام کارهایش ثمر داده است. ما او را در حالتی میبینیم که نمایشگاه هنری انفرادیاش در منهتن به فاجعهای تبدیل میشود. واقعا کجاست؟ به نظر میرسد لایدیا یک تغییر شخصیت کامل را تجربه کرده، در حالی که سن بلوغ پر از خشونت و عشق به خط چشم سیاهش را به دختر سرکشش آسترید (جنا اورتگا) منتقل کرده است.
کمدی و تراژدی توام

یک تراژدی خانوادگی همه را به خانهای که همه چیز از آنجا آغاز شده بازمیگرداند و فرصتی را برای بیتل جویس در دسترس قرار میدهد تا راهی برای فرار از جهان زیرین پیدا کند و در نهایت لیدیا را به عنوان همسر خود به چنگ آورد. داستان فرعی جالبی هم وجود دارد که مونیکا بلوتیچی در نقش همسر سابق بیتل جویس، که او را رد کرده قرار داده، بازی میکند. او با زحمت خود را تغییر کرده و تصمیم دارد دوباره شوهرش را پس بگیرد. همچنین به گروه بازیگران، ویلم دفو اضافه شده است که در نقش یک بازیگر متوفی، یک کارآگاه سختگیر را به تصویر کشیده که مأمور بررسی تخلفات در دنیای مردگان است. لحظات شاد و خندهدار چنین سکانسهایی باعث میشود که فیلم در بهترین حالت خود به نظر برسد.
موسیقی خاطرهانگیز
فیلم دوم برتون (اولی «ماجراجویی بزرگ پیوی» در سال 1985 بود) به عنوان یک اثر کلیدی برای این کارگردان مطرح شد. این فیلم به نوعی کارت ویزیت او بود؛ زمانی که او به طور کامل قادر بود به تخیلات گوتیک و مرموز خود بپردازد. همچنین روابط همکاری مهمی را شکل داد که در جلو و پشت دوربین برای دههها ادامه داشت. شاید قابل توجهترین این همکاریها، دنی الفمن باشد که موسیقی متن بیتل جویس را ساخته و در بسیاری از فیلمهای بعدی برتون هم همکاری کرده است. سهم این آهنگساز در موسیقی بیتل جویس بهطور مشخص حال و هوای الفمنگونه دارد و به نظر میرسد که توسط یک ارکستر از اسکلتهای دیوانه نواخته میشود.
انتخابهای موسیقی دیگر اندکی متغیر هستند: استفاده از آهنگ «Tragedy» گروه بیجیها برای همراهی با یک صحنه کلیدی حس بی محتوایی و زننده بودن به همراه دارد. اما یک نسخه دیوانهوار از «MacArthur Park»، که توسط بازیگران تحت تسلط شیاطین اجرا میشود، یک قطعه نمایشی الهامبخش و جذاب است که وفاداری به شیطنتهای آنارشیستی نسخه اصلی را به نمایش میگذارد، هرچند که نتوانسته به سطح جذابیت فوقالعاده سکانس مهمانی ترسناک «Day-O» (آهنگ قایق موز) در فیلم بیتل جویس برسد. این موضوع رویکرد کلی فیلم را خلاصه میکند: بهطور واقع بینانه، هرگز نمیتوانست با جذابیت نسخه اصلی مقایسه شود، اما در تلاش برای این کار بسیار سرگرمکننده است.
سخن آخر
در نهایت، بیتل جویس بیتل جویس اثری است که بازگشت تیم برتون به دنیای خیالانگیز و خاص خود را به نمایش میگذارد. این فیلم با ترکیب عناصر کمدی، ترسناک و خیالانگیز، تجربهای تازه و جذاب برای طرفداران قدیمی و جدید این کارگردان منحصر به فرد به ارمغان میآورد. با بازیگران برجسته و موسیقیهای خلاقانه، “بیتل جویس بیتل جویس” نه تنها به ارثبردن میراث فیلم کلاسیک برتون میپردازد، بلکه با لحن و حس جدیدی، دنیای جدیدی را خلق میکند که مخاطبان را به خنده و تفکر وامیدارد. این فیلم نه تنها یک تجدید دیدار با شخصیتهای محبوب است، بلکه فرصتی برای لذت بردن از هنر منحصر به فرد برتون در روایت داستانهای غیرمتعارف و رنگارنگ میباشد.
منبع: وبسایت گاردین
اشتراک گذاری

