بسیاری از مردم اصرار اریک رومر را برای ساختن فیلم هایی که آدم هایش پرحرفند و درباره ی احساس های مبهمشان حرف می زنند، تحسین می کنند. حالا بسیاری از علاقه مندان قدیمیتر سینما، سینمای رومر را در میان تق و توق های خام چرخ دنده های هالیوود و هنر کسل کننده و قابل پیش بینی معاصران اروپایی نعمتی می دانند که می تواند به علاقه مندان سینمای رئال هر آنچه می خواهند را ببخشاید. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به فیلم کلکسیونر اریک رومر فقید که اغلب به عنوان یکی از بهترین فیلم هایش معرفی می شود.
نئورئالیسم پدر موج نو فرانسه
سینمای موج نو فرانسه تاثیر گرفته از سینمای نئورئالیسم ایتالیا و سینمای کلاسیک هالیوود است. جوان هایی چون ژان لوک گدار، ژاک ریوت، فرانسوا تروفو با نوشتن نقدهای سینمایی در کایه دو سینما به ابداع سینمای موج نو فرانسه رسیدند. در فیلم های موج نو فرانسه تصویرهای تمیز و داستان، آغاز و پایان فیلم اهمیت نداشت. تنها همراه بخشی از زندگی کاراکتر یا کاراکترها میشویم. برای فیلمبرداری از دوربین های سبک استفاده شد و هیچ کارگردانی در این جنبش سراغ استفاده از استودیو نرفت.
کلکسیونر یکی از همان فیلمهای موج نویی است به کارگردانی اریک رومر. عمدهی شهرت کارگردان همچنان وابسته به حکایتهای اخلاقی وی برمیگردد، مجموعه شش فیلمی که متعاقب با موج نوی فرانسه ساخته شدهاند و با فیلم کوتاه دختر نانوای مونسو در سال 1963 شروع میشود و با عشق در بعداز ظهر در سال 1972 پایان مییابد؛ و کلکسیونر سومین حکایتی است که اتفاقا به صورت رنگی به نمایش در آمد. کلکسیونر در ماه اوت در یکی از سواحل جنوبی فرانسه می گذرد، و شاهد روابطی هستیم که در حال تغییرند. این فیلم برنده جایزه خرس نقره ای در هفدهمین جشنواره بین المللی فیلم برلین شد.
سبک فیلمسازی رومر

آن چه رومر تلاش دارد با فیلم های پر دیالوگ که امروزه از آن اجتناب می کنند به نمایش درآورد میل طبیعی انسان به بازی عشق با تردیدها و معضلات اخلاقی درونی آدم هاست که با طنزی ظریف بدون هیچ تقلیدی از دیگری نمایش می دهد.
کیفیت ادبی روانشناختی فیلمسازی رومر بر دیگر جنبه های آثارش سایه انداخته. ساختار به ظاهر موقّرِ فیلمهای او میل و رغبتی عمیق به روایتهای بینظم را پنهان میکند که شدیدا متکی بر ابهام و چندپهلوی تصاویر سینمایی هستند.
دیالوگهای طولانی و سرزنده، شخصیتهای جوان زیبا و متفکر، سناریویی ساختارمند و تودرتو، روایت اول شخص غیرقابل اعتماد، مضامینِ وفاداری و بی وفایی، قضاوتهای رومانتیک، و خودفریبی از ویژگی فیلمهای او به حساب میآیند.
تاثیرپذیری اریک رومر

علاوه بر آندره بازن، رد آلفرد هیچکاک را می توان در مرکز جهان سینمایی رومر دید. نوع روایت، چشم اندازهای اخلاقی، حس توطئه، چشم انداز اخلاقی در داستان های غیرقابل پیش بینی و طبیعت مبهم قهرمان داستان در درام های روابط بین فردی که هیچ حادثه ای در آن ها رخ نمی دهد هستند که در چهارچوب نظمی اخلاقی به کمال مطلوب رسیده اند.
مختصات کلکسیونر رومر
کلکسیونر احتمالاً فیلمی است که در آن رومر در شکنجهی شخصیت مرد داستانش بیشترین پیشروی را میکند: شخصیت محوری فیلم، آدرین، یک فرد خودنما و هنری است که تصویر یک شخص سنگدل را از خود نشان میدهد اما به دامِ بازی بینتیجه و تحقیرآمیزِ اغواگری با هایدی میافتد. در هیچ یک از فیلمهای رومر شکست شخصیت تا این اندازه کامل و ممتد احساس نمیشود؛ آخرین نما از حضور مرد پای تلفن تصویرِ کارت پستالی تمام عیاری از ناامیدی است. و همچنان، هیچکدام از فیلمهای کلکسیونر و حرفهی سوزان صرفاً روایتهای سادهای مبتنیبر جزا و تنبیهِ بلاهتِ مردانه محسوب نمیشوند: پیروزیهای سوزان و هایدی در هالهای از بیرحمی قرار دارند و حاکی از تجربهی جنگ و جدلی اعصابخردکن هستند. مضمون سینمای رومر روشن و سرراست در این فیلمها تبیین میشود: دنیا خیلی تاریکتر از آن چیزی است که به نظر میرسد و ژست ریشخندآمیز و کلبیمسلکِ یک شخص تنها میتواند پوششی بر سادهلوحی او باشد.
فیلمبرداری کلکسیونر

رومر در آثار خود با تاکید بر دوربین نامرئی و با استفاده از صدای ناتورالیستی که حس متمایز مکان در آثارش را تقویت میکند، توجه خود را عمدتا بر زیباییشناسی واقعگرایانه معطوف میدارد. در کلکسیونر صداهای طبیعی روستایی بر حس محیط طبیعی تاکید میکند. صدای جیکجیک بیوقفه پرنده و صدای حیوانات، نظم طبیعی محیط و همچنین موقعیت مهارنشدنی زنان را در آن میان برجسته میکند. نستور آلمندروس فیلمبردار، تاکید فنی رومر را بر اجتناب از قضاوتگری، فروتنی و «نامرئی بودن» از طریق استفادهاش از تصاویر مستقیم و روشنایی طبیعی را شرح میدهد و بر این باور است که «تصویر در کلکسیونر بسیار تابعی و کارکردی است. شخصیتها باورپذیرند و به ندرت ساختگی» در حقیقت نزدیکترین حالت ممکن به زندگی واقعی؛ در نتیجه، چیزها درست همانند آنچه هستند به نظر می رسند. او توضیح می دهد که در هنگام ساخت فیلم آن ها هیچگونه تجهیزات حرکتی در اختیار نداشتند و این که اغلب از لنز پنجاه میلیمتری استفاده می کردند که نزدیکترین تصاویر به بینایی انسان را تولید می کند و به این ترتیب از شخصی سزی ذهنی فرآیند فیلم سازی تمرکززدایی شده است.
آدرین و هایدی، آدمهای قصهی رومر

رومر معتقد است که تضاد میان دو روش زندگی است که کشش میان مردان و زنان داستانهایش را پایدار میکند. «یکی غریزی، یکی انسانی، یکی مادی، دیگری روحانی، یکی ماشینی، و آن دیگری آزاد، یک در پی امیال و آرزوها، دیگری باشکوه و فروتن. در کلکسیونر هرچند آدرین شخصیت اصلی است اما رومر سه شخصیت را کنار هم قرار می دهد که مانند یک پروانه بیش از حد نزدیک به نور میل به پرواز دارند. این چیزی شبیه یک فیلم معمولی رمانتیک یا وابسته به عشق شهوانی نیست، اما هاله مه آلود تابستانی آن در جنوب فرانسه حداقل حسی از انتظارات عاشقانه و/یا جنسی به آن می دهد.
اشتراک گذاری

