بررسی هنر بازیگری بر اساس سبک‌های متد اکتینگ، مایزنر و زیبایی شناسی عملی

بررسی هنر بازیگری بر اساس سبک‌های متد اکتینگ، مایزنر و زیبایی شناسی عملی
زمان مطالعه: 6 دقیقه
3
(2)

از معجزه‌های انسان حلول در نقش است. کسی دیگر شدن؛ کسی که دیگر نیست یا هرگز نبوده. بازیگر روحش را به  خیالی پرشور می‌سپارد و رفته رفته کالبد او هم تن به نقش‌ می‌دهد. گریه می‌کند، تب می‌کند، شاد می‌شود؛ و تمام وجودش را به آن نقش تقدیم می‌کند. پس از استانیسلاوسکی و چخوف، مکتب ها و هدایتگران دیگری در عرصه‌ی بازیگری معرفی شدند که فعالیت‌هایشان موجب ساخت فیلم‌های به یاد ماندنی و بازیگرانی تاریخ‌ساز شد. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به سه تکنیک مدرن بازیگری که تاثیر جهان‌گیری بر روی سینما داشت.

متد اکتینگ

بازیگری متد تکنیکی است که بازیگران از آن برای احساس همدردی با شخصیتی که در حال بازیگری آن هستند، استفاده می‌کنند. در این تکنیک، بازیگر “کاراکتر” می‌شود و به طور مداوم در نقش خود باقی می‌ماند. بازیگران تشویق می‌شوند تا در هر حالت، احساسات واقعی مورد نیاز را درک کنند و به جای تقسیم‌بندی و تظاهر، آن‌ها را تجربه کنند. این می‌تواند تغییرات روانی و رفتاری را برای مدتی که در نقش هستند، ایجاد کند.

  • بازیگری متد

بازیگری متد به عنوان یک سفر خودتوضیحی برای بازیگران می‌شود که آن‌ها به اکتشاف و کشف عمق شخصیتی که در حال بازیگری آن هستند، می‌پردازند. همچنین، بازیگر باید آماده باشد تا اگر از بازیگری متد استفاده می‌کند، درد و رنج احساسی را تجربه کند. برای جذب حضور مخاطب به خاطرماندنی‌ترین حالت، بازیگر باید از منطقه راحتی خود خارج شده و کفش‌های شخصیت را پوشیده و به مخاطب بگوید که این شخصیت تنها یک شخصیت تصادفی در صحنه نیست، بلکه شخصیتی است که طولانی مدت در حافظه آن‌ها باقی می‌ماند.

تئوری‌های بحث برانگيز اين سبک، مبتنی بر آن است که یک بازیگر باید یک شخصیت را با تمام جزئیات به نمایش بگذارد. برای مثال افرادی از قبيل استانیسلاوسکی، لی استراسبرگ، استلا آدلر، اليا کازان، هارولد کلورمن، گروه تئاتری مارلون براندو، دنيل دی لوييس، آنجلينا جولی و در آخر هيث لجر این گونه بودند.

  • مبتکر متد اکتینگ

لی استراسبرگ و الیا کازان در دهه 1930 با گسترش بازیگری متد آن را به استودیوهای بازیگری آمریکایی و کلاس های بازیگری معرفی کردند. استراسبرگ می‌گوید که با توجه به بازیگری متد، بازیگر باید شخصیت را به طول کامل زنده کند و نه فقط روی صحنه یا در مقابل دوربین. به همین دلیل، بازیگران با اختصاص دادن خود به نقش، با کسب و کاستن وزن، تغییر زمان خواب، پیروی از برنامه رژیم غذایی و تبدیل شدن به “شخصیت” بر اساس نمایشنامه، به نقش پیوسته‌اند.

  • المان‌های کلیدی بازیگری متد

کاهش تنش:

به نظر استراسبرگ، بازیگران قبل از اینکه شخصیت دیگری را به خود بگیرند، باید مانند یک برگه‌ی خالی باشند. بنابراین، قبل از ساخت یک شخصیت، بازیگران باید درک کنند که کجا در بدنشان تنش دارند و چگونه آن را رها کنند.

تمرکز و مقصدگرایی:

پس از رهایی از تنش، بازیگران برای درک بهتر دنیای اطراف خود، مانند تمرکز بر صداهای خاص یا حذف برخی صداها، باید جهت دهی جدیدی در زندگی خود ایجاد کنند. بازیگران باید به حس هایشان توجه داشته باشند تا تحریکات باورپذیر در کارشان ایجاد کنند. بینایی، لمس و حتی چشایی نیز به همین فعالیت ها تحت عمل قرار می‌گیرد.

استفاده از حافظه حسی:

بازیگران پس از همگرایی حسی، وارد حافظه حسی می‌شوند، که نقطه ضعف اصلی متد است.

شناسایی و تکرار:

ظرفیت بازیگر برای شناسایی و تکرار احساسات، یک پاسخ معتبر را تولید می‌کند و باعث می‌شود تا برایشناسایی با شخصیت نمایش داده شده، هنری خود را به کار گیرد. بر خلاف بودن یک عروسک، بازیگر متد آموزش دیده، به نظر استراسبرگ، همانند نویسنده یا کارگردان، بر روی طبیعت کار تأثیر می‌گذارد.

  • شرایط حساس روش متد

خط باریکی بین بازیگری به گونه ای که به نظر می رسد شما در حال حاضر احساسی دارید و سپس به خانه خودتان بازمی گردید، وجود دارد. بعد از اینکه با احساساتی که برای نقش ایفا می کنید بازی می کنید، بازگشت به خودتان ممکن است چالش برانگیز باشد. برخی از تکنیک های متد هم نوعی تکنیک هایی هستند که بعضی از بازیگران در زندگی بعدی خود پشیمانی می کنند. هنگامی که شما با روانشناسی مغز خود بازی می کنید، همیشه خطرات منفی وجود دارد.

  • پیروان تکنیک متد

چند مثال از بازیگرانی که سبک متد را برای بازیگری انتخاب می‌کنند:

یک. رابرت دنیرو در فیلم “راننده تاکسی” به طور فزاینده ای به شخصیت خود پرداخته بود و برای بازی به عنوان یک راننده تاکسی در شهر نیویورک ، به صورت پیش فرض از اجرای وظایف خود اجتناب کرد.

دو. دیان کیتون در فیلم “آمریکن هیستوری ایکس” در نقش سابرینا با استفاده از تکنیک بازیگری متود ، به شخصیت خود پرداخته بود و به شدت بر روی شخصیت خود فراگیر شده بود.

سه. دنیل دی لوئیس در فیلم لینکلن از بازیگری متود برای آماده کردن خود در نقش آبراهام لینکلن استفاده کرد و برای این نقش از اسپیلبرگ یک سال زمان خواست که در نتیجه وارد نقش دیوانه‌وار نفرین‌گوی دیگری شد.

چهار. مریل استریپ در نقش سوفی در فیلم انتخاب سوفی با تکنیک بازیگری متود وارد نقش زنی شده که تحت فشار شدیدی قرار دارد و در ترس از گذشته خود زندگی می‌کند. این نقش‌آفرینی به برنده شدن جایزه اسکار و گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش زن منتهی شد.

پنج. داستین هافمن در نقش ریموند ببیت در فیلم مرد بارانی از بازیگری متود استفاده کرد که برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.

تکنیک بازیگری مایزنر

بازیگری یک زندگی صادقانه در شرایط خیالی است. سنفرود مایزنر در نقش یک معلم بازیگر افسانه‌ای توانست به این جمله جامه عمل بپوشاند. سنفورد مایزنر فرزند یک خانواده‌ی مهاجر یهودی از مجارستان بود که در زمان ورود سیستم به آمریکا زندگی می‌کرد.

تکنیک بازیگری مایزنر

مایزنر به عنوان عضوی از یک گروه تئاتری آمریکایی که سودای تقلید از سیستم‌های بازیگری روسی را داشت، تبدیل به یک بازیگر برجسته شد؛ اما ندای درونی‌اش، او را به سوی تعلیم دادن به بازیگران می‌کشاند. مایزنر در “نایبر هود پلی هوسِ” نیویورک تکنیکی را که به نام خودش نامگذاری کرده بود توسعه داد. این تکنیک مشوّق رسیدن به جایگاهی بود که در آن بازیگری، ناتورالیسم را بدون افراط در روشنفکری، منتقل کند.

  • جزئیات سبک مایزنر

سبک مایزنر ارتباط نزدیکی با تکنیک بازیگری متد دارد. این روش بازیگری، بازیگر را ملزم می کند که نه تنها بر روی خود بلکه به طور کامل بر روی بازیگر دیگر متمرکز شود ، انگار که او واقعی است و فقط در همین لحظه وجود دارد. این نوع روش بازیگری باعث می شود بازی بازیگران برای مخاطبان باورپذیرتر به نظر برسد. گوش دادن یکی از ابزارهای اصلی است که بازیگران در تکنیک مایسنر استفاده می کنند.

  • عناصر اصلی بازیگری مایزنر

عناصر اصلی تکنیک بازیگر‌ی سنفورد مایزنر از اجزای مختلفی تشکیل شده است که همگی درکنار هم معنا پیدا می‌کنند؛ آمادگی عاطفی، تکرار و بداهه‌گویی. یکی از اساسی‌ترین تمرینهای مایسنر، تمرین تکرار کردن است. در این تمرین، دو بازیگر در کنار یکدیگر می نشینند و با یک عبارت تکراری به یکدیگر پاسخ می دهند. به این وسیله، بازیگر از فکر کردن به آنچه می گوید و انجام می دهد، متوقف می شود و آزادانه تر، چه از نظر جسمی و چه از نظر بیانی ، واکنش نشان می دهد.

  • ارتباط بازیگران در روش مایزنر

مایزنر اعتقاد داشت که فرایند فعال کردن حافظه‌ی فعال، مانع از در لحظه بودن بازیگر خواهد شد.  بنابراین قواعد اصلی او نیازمند مشاهده‌ی شدید همبازی‌های صحنه بود. حرکات، الهام‌گیری و انتخاب‌ها باید برگرفته از روابط بازیگران با هم باشد. این موضوع نه تنها آگاهی عمیق بازیگران را در پی دارد، بلکه باعث می‌شود بازیگران انتخاب‌های قاطعانه‌ای داشته باشند که واکنش خلاقه سایر بازیگران را فرا می‌خواند. مایزنر مشوّق یک ارتباط هم‌زیستانه در صحنه بود که در آن یک بازیگر مکمل سایرین بود. او این قسمت از کار را “آماده سازی عاطفی” نامید.

  • بازیگرانی که از روش مایزنر استفاده می‌کنند

بازیگران معروفی که از این تکنیک استفاده کردند: الک بالدوین، جف بریجز، استیون کلبر، تام کروز، الکساندرا داداریو، جیمز فرانکو، جف گلوبلوم، گریس کلی، کریستوفر لیولد، گریگوری پک، میشل فایفر، مری استینبورگن، نائومی واتس.

بازیگری زیبایی شناسی عملی

زیبایی شناسی عملی یکی دیگر از سبک های بازیگری است که توسط دیوید مامت و ویلیام اچ. میسی مطرح شده است و مبتنی بر آموزه های استانیسلاوسکی ، سانفورد مایزنر است.

بازیگری زیبایی شناسی عملی

  • تمرین زیبایی شناسی عملی

زیبایی شناسی عملی بر اساس تمرین تجزیه یک صحنه با استفاده از یک آنالیز چهار مرحله ای است:

مرحله اول: آنالیز لفظی که ابتدایی ترین توصیف درباره آنچه اتفاق می افتد؛

مرحله دوم: خواستنِ آنچه در نهایت یک شخصیت می خواهد که بازیگر دیگر بگوید یا انجام دهد.

مرحله سوم: اقدام اساسی است؛ که دربردارنده آنچه بازیگر در صحنه می خواهد، تعریف می‌شود. لازم است بدانیم کاری که شخصیت انجام می دهد و کاری که بازیگر انجام می دهد جداست.

مرحله‌ی چهارم: “مثل اینکه”، مثل اینکه مربوط به “اقدام اساسی” برای زندگی خود بازیگر است. برای درک مرحله‌ی چهارم، از یک مثال استفاده می‌کنیم: فرض کنید شخصیت داستان یک شئ ارزشمند را از دست داده و در حال بازستانی آن است. حال بازیگر باید طوری وانمود کند که گویی خود او آن شئ را از دست داده و در پی پس گرفتن آن است. این گام به بازیگر کمک می‌کند از فضای خیالی بیرون بیاید و به دنبال حقیقت شخصیت داستان برود.

  • سوالهای مهم برای بازیگری زیباشناسی عملی

تکنیک بازیگری زیبایی شناسی عملی، برای برجسته کردن تجربیات بازیگری بوده و بر اساس شخصیت های داستانی نیست. بازیگر در تفاوت مابین پاسخ این دو سؤال این موضوع را عملی می‌کند؛ سوال اول، بازیگر در صدد انجام چه کاری در صحنه است؟ سوال دوم، اگر بازیگر به جای شخصیت داستان بود چه می‌کرد؟

  • بازیگران مقلد تکنیک زیباشناسی عملی

بازیگرانی از قبیل ویلیام اچ میسی، اسکات پارکر، فلیسیتی هافمن، رز بیرن، جسیکا آلبا، کامرین مانهایم و کلارک گرگ از تکنیک زیبایی شناسی عملی استفاده می کنند.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 3 / 5. تعداد آرا: 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه