خشم و هیاهو

“دیگه حرف نزنیا! بهت میگم دیگه هیچی نگو! حالمو بهم زدی! حوصله بازی اصلا ندارم. چرا نمیری پی کار خودت؟ یعنی چی زنگ میزنی به من میگی “نه با تو نه بی تو” میخوای خودت رو بکشی؟ چرا انقدر منو میترسونی اصلا تو کی هستی؟” رشت، شهری که شاهد عشاق و دلدادگی هاست این بار به تماشای تشویش زنی مینشیند که بعد از چندسال به شهرش بازمیگردد و با مردی رو به رو میشود که در تمام این سالها منتظر بازگشت او بوده است. زوج بی مثال سینمایی “علی مصفا و لیلا حاتمی” به یکایک صحنه های این فیلم رنگ واقعیت زدند ولی شاید این یکی کمی متفاوت تر باشد. در این سکانس خبری از حرف عاشقانه نیست ولی بحثی شکل میگیرد که قطعا در یادتان خواهد ماند. گیله گل ابتهاج با ایستادنش در کنار فرهاد قاب ساز که تمام مردانی و غرورش را زمین گذاشته و روی زمین نشسته شروع به اعتراف از ترس و عصبانیتش میکند. و در جواب تمام این پرخاش پاسخ فرهاد چیزی جز یک شوخی برای خنداندن گلی نیست. در تاریخ سینما سکانس هایی مثل این را کم ندیدیم. صحنه هایی که میتوانند نقطه عطف هر اثری باشند. با یلووال مدیا همراه باشید تا سراغ این دست فیلم ها برویم.
داستان ازدواج (Marriage Story)

داستان ازدواج (2019): در این درام احساسی، یک کارگردان و یک بازیگر که طلاق دردناکی را پشت سر می گذارند. در یکی از صحنه ها، آنها در آپارتمان خود بحث و جدل شدیدی دارند و در آنجا ناامیدی، رنجش و پشیمانی خود را آشکار می کنند. صحنه خام، واقع گرایانه و دلخراش است زیرا هر دو شخصیت با کلمات خود یکدیگر را می شکنند و به یکدیگر آسیب می رسانند. “داستان ازدواج” یکی از مشهورترین فیلمهای 5 سال گذشته است که 6 نامزدی جایزه اسکار را به خود اختصاص داده است. در این فیلم آدام درایور و اسکارلت جوهانسون به ایفای نقش پرداختند و لورا درن در آن نقش آفرینی کردند. در صحنه بحث و جدل، شخصیتهای درایور و جوهانسون پس از اینکه تصمیم میگیرند در خلال پرونده دادگاه خود به صورت خصوصی ملاقات کنند، با هم مشاجره شدیدی دارند. این یکی از پرتنشترین بحثها و در عین حال با استقبال خوب در فیلمی از قرن بیست و یکم است.
شبکه اجتماعی (Social Network)

شبکه اجتماعی (2010): این فیلم بیوگرافی داستان ایجاد فیس بوک و نبردهای قانونی پس از آن را روایت می کند. در یک صحنه فلاش بک، یکی از بنیانگذاران فیس بوک، ادواردو ساورین، پس از اینکه متوجه می شود سهم او از شرکت کاهش یافته است، با مارک زاکربرگ روبرو می شود. صحنه پرتنش، سریع و حتی طنزآمیز است، زیرا در لحظه ای که ساورین تلاش بر فرو بردن خشم خود میکند، زاکربرگ شروع به دفاع از خود می کند. او در حالت عصبانی خودش، کامپیوتری را شکسته و تهدید میکند که تمام سهمش را باز پس خواهد گرفت. او حتی برای نشان دادن قدرتش تظاهر به مشت می کند. به طور کلی، این عملکرد بی عیب و نقص است.
ویل هانتینگ نابغه (Good Will Hunting)

ویل هانتینگ نابغه (1997): این درام یک نابغه جوان به نام ویل هانتینگ را دنبال می کند که به عنوان سرایدار در MIT کار می کند و با گذشته و آینده خود مبارزه می کند. در یکی از معروف ترین صحنه ها، او با دانشجویی از هاروارد آشنا می شود که سعی می کند با نشان دادن دانشش، دوستش را تحقیر کند. ویل وارد عمل میشود و با دانسته ها و منطق خودش از او پیشی میگیرد و در عین حال شخصیت و ظاهر او را به سخره میگیرد. جمله معروف “پسر من باهوش و بدجنس است!” اینجای فیلم معنا پیدا میکند. تقریباً خنده دار است که ویل در مواجهه با یک پسر ثروتمند هاروارد چقدر خوش بیان و روی پاست. این استدلال نه تنها به طرز درخشانی نوشته شده است، بلکه نمایشی شگفت انگیز از شخصیت ویل است که به اصالت و خودانگیختگی معتقد است.
شوالیه تاریکی (Dark Knight)

شوالیه تاریکی (2008): این فیلم ابرقهرمانی، تقابل نمادین بین بتمن و جوکر، دو نیروی متضاد نظم و هرج و مرج را نشان می دهد. در یکی از مهیجترین صحنهها، جوکر توسط بتمن در اتاقی تاریک بازجویی میشود، جایی که او به او طعنه میزند، او را به چالش میکشد و فلسفه پیچیدهاش را آشکار میکند. صحنه گیرا، خشن و غیرقابل پیش بینی است، زیرا جوکر بتمن را به جنون میرساند. تاریک ترین فیلم بتمن، سه گانه شوالیه تاریکی، اکشن، وحشیانه و بیمارگونه خوانده میشود. در اولین قسمت از این سه گانه، بتمن (کریستین بیل) از جوکر (هیت لجر) بازجویی می کند. وقتی جوکر با روح و روان بتمن بازی میکند و سعی میکند ادعای خود را علیه دولت بیان کند، درگیری واقعی شروع میشود. نه تنها این صحنه خیلی خوب نوشته شده است، بلکه کارهای بازیگری که روی این شخصیتها انجام شده جز عمیقترین کارهایی است که تا به امروز در حرفه بازیگری شاهد بودیم و در نمایش آنها از شخصیتها مشخص است که آنها میدانند چه میخواهند و دقیقاً چگونه یکدیگر را به مرز جنون برسانند. لازم به ذکر است هیث لجر بازیگر فقید این فیلم چهل روز زندگی خودش را برای پیدا کردن نیمه تاریک وجودش در قرنطینه سپری میکند و پس از مرگش برنده جایزه اسکار نیز میشود.
دوازده مرد خشمگین (12 Angry Men)

12 مرد خشمگین (1957): این فیلم کلاسیک مذاکرات هیئت منصفه را در یک محاکمه قتل به تصویر می کشد، جایی که یک عضو هیئت منصفه سعی می کند دیگران را متقاعد کند که متهم گناهکار نیست. در یکی از صحنه های درخشان این فیلم، او با مخالفت هیئت منصفه دیگری که مغرضانه، سرسخت و متخاصم است روبرو می شود. این صحنه یک درام واقعی است، زیرا دو عضو از هیئت منصفه بر سر شواهد، قانون و اعتقادات شخصی خود با هم درگیر می شوند.
اشتراک گذاری

