سرگذشت تنهایی
چند دقیقه خودتان را در وضعیتی که شرح میدهم قرار دهید. تمام لحظاتی را که برای آخرین بار آدمهای عزیز زندگیتان را دیدید. درست آخرین بار. از یک جدایی دردناک عاطفی تا سفر همیشگی یک عزیز. آن آخرین بار چقدر میتواند متعجبتان کند. شاید حتی بعضیشان را فراموش کرده باشید. رنگ لباسی که تنشان بوده، زاویهای که با آن شما را مینگریستند. جدایی میتواند بلندتان کند، کنج تنهایی بگذاردتان و برود. در لحظه احساس میکنید دیگر هیچکس را در صد فرسخی خود هم نمیبینید. جدایی میتواند عمیقترین زخمها را بر وجود بزند. یلووال مدیا در این مقاله قرار است از بین تلخترین لحظات جدایی برایتان بهترینهایش را جدا کند و به تصویر بکشد.
500 روز تابستان
مارک وب
2009

فیلمی غمناک برای به تصویر کشیدن واقع بینانه خطرات عاشقانه زندگی واقعی. جوزف گوردون لویت در این فیلم نقش تام را بازی می کند در نقش نویسنده ای که در یک شرکت مشغول به کار است. تام با سامر با بازی زویی دشانل ملاقات میکند و به درخواست سامر با او رابطه ای غیرمتعهدانه برقرار میکند. با این حال، تام احساسات واقعی خود را نسبت به سامر، که فراتر از یک شیفتگی معمولی است، پنهان می کند. در نتیجه این زوج از هم جدا می شوند. فیلم با تمپویی آهسته به سمت جدایی قدم برمیدارد. با وجود این همچنان دلخراش ترین بخش فیلم، سکانس جدایی است. تام در سر تا سر روزهایی که آن ها کنار هم میگراندند بر جدایی احتمالیشان آگاه بود و اقدامی برایش نمیکرد تا زمانی که سامر متوجه شد دیگر احساساتش مثل روز اولش نیست و آن دو در دو دنیای متفاوت زندگیشان را میگذرانند. این فیلم توسط مارک وب کارگردانی شد و در بررسی رابطه زودگذر بین تام و سامر در زمان به عقب و جلو می رود. رابطه آنها 500 روز طول می کشد، که شامل پشت سر گذاشتن تام از تابستان است، که باعث می شود فیلم روابط کوتاه مدرن را بسیار ظریف به تصویر بکشد.
درخشش ابدی ذهن پاک
مایکل گوندری
2004

جوئل و کلمنتاین برای غلبه بر جدایی خود در درخشش ابدی ذهن پاک اقدامات جدی انجام می دهند. نقش کلمنتاین را کیت وینسلت بازی می کند که خاطرات رابطه دو ساله او با جوئل با بازی جیم کری را پاک می کند. کری مردی خجالتی، آسیب پذیر و دلشکسته است که سعی میکند با از دست دادن عشق زندگی خود کنار آید. این بازیگر بیشتر به خاطر نقشهای پرانرژی اش در ژانر کمدی شناخته میشود، اما در شخصیت جوئل که میداند دوست دختر سابقش را پس از عمل حذف حافظه نخواهد شناخت، از ته دل گریه میکند. سکانسی که جوئل را درحالی میبینیم که گریان پشت ماشینش رانندگی میکند درحالی که معشوقش را کاملا از یاد برده، شاید عجیب ترین و دردناک ترین سکانس فیلم های درام به حساب بیاید. مدت ها بعد از پخش فیلم، جیم کری در مصاحبه هایش افشا کرده بود که کارگردان تلاش کرده بود تلخ ترین لحظه جدایی زندگی واقعی کری را به یادش بیاورد تا احساساتی واقعی را پشت دوربین او به نمایش بگذارد. در این فیلم، جوئل نیز تصمیم میگیرد تا خاطره کلمنتاین را پاک کند، اما برای حفظ چند نفر میجنگد. این فیلم توسط مایکل گوندری کارگردانی شده است و به یک فیلم کلاسیک درخشان تبدیل شده است. به تصویر کشیدن واقعی مرحله جهنمی یک دل شکستگی تبدیل شده است.
داستان ازدواج
نوآ بامباخ
2019

این فیلم همیشه خاص می ماند زیرا آنچه را که در یک زوج پس از طلاق باقی مانده است به تصویر می کشد که هرگز لزوماً از یکدیگر متنفر نبودند. این فیلم توسط نوآ بامباخ کارگردانی شده است که ادعا می کند در به تصویر کشیدن خانواده های ناکارآمد و طلاق تخصص دارد. فیلم “مرکب” و “نهنگ” او نیز از طلاق والدینش الهام گرفته شده است و داستان ازدواج از زندگی خودش که چندی پیش از بازیگر زن جنیفر لی مورو جدا شده بود. این فیلم به دنبال طلاق یک کارگردان موفق تئاتر با بازی آدام درایور و همسر بازیگر او با بازی اسکارلت جوهانسون است. ازدواج آنها به نتیجه نمی رسد زیرا هر دو رازهایی را از یکدیگر مخفی می کنند، که منجر به درگیری آنها در دادگاه می شود. در یک صحنه جدایی ناپذیر، زوج جدا شده تصمیم می گیرند خارج از دادگاه با هم ملاقات کنند، زیرا فیلم طلاق توافقی را تا لحظه آخر نشان می دهد. با این حال، ملاقات آنطور که باید پیش نمیرود. هر دو بر سر یکدیگر فریاد می زنند و شوهر برای همسرش آرزوی مرگ می کند و بلافاصله عذرخواهی می کند.
لا لا لند
دیمین شزل
2016

«لا لا لند» اثر دیمین شزل، قصیدهای برای مخاطبان مشتاقی است که جرأت میکنند رویا ببینند، حتی اگر به معنای قربانی کردن روابطشان باشد. اثری موزیکال و رمانتیک که زندگی یک پیانیست جاز به نام سباستین با بازی رایان گاسلینگ و یک هنرپیشه مبارز به نام میا با بازی اما استون را دنبال می کند که عاشق یکدیگر می شوند و یکدیگر را تشویق می کنند تا رویاهای غیرممکن خود را دنبال کنند. با این حال، هنگامی که سباستین با اولین تور گروهش برای کنسرت دور دنیا از او جدا میشود، میا از سباستین جدا میشود و به شهر خود باز میگردد. در یک صحنه، سباستین دیگر نمیتواند به میا برسد. میا سباستین را مقصر این شکست در رویایش میداند و ادعا می کند که او را فقط زمانی دوست داشته که مانند او ناموفق بوده است. شکنندگی رابطه و شخصیت آنها آنچه را که یک رابطه حمایتی بود می شکند و آن را به یکی از دردناک ترین و در عین حال قابل تامل ترین جدایی ها در فیلم تبدیل می کند.
ولنتاین آبی
درک سیانفرانس
2010

ولنتاین آبی سختی های یک رابطه پرشور را در شرایط سخت نشان می دهد. در این فیلم رایان گاسلینگ در نقش دین و میشل ویلیامز در نقش سیندی بازی میکنند که ظاهراً زندگی آرامی با یک کودک دارند. هنگامی که فیلم برای فاش کردن شروع، میانه و پایان آینده رابطه به عقب و جلو می رود، فرد متوجه می شود که رابطه آنها با شرایط اشتباه شروع شده است. ویلیامز آسیب پذیری عاطفی سیندی را آشکار می کند، در حالی که دین سرسخت، تکانشی و فاقد جاه طلبی است. این فیلم به کارگردانی درک سیانفرانس است و شروع یک مارپیچ را نشان می دهد که یک زوج در بحران طی می کنند. زمانی که سیندی از دین تقاضای طلاق می کند، بی پروا است. در نهایت، در یک صحنه دلخراش، دین از خانه بیرون میرود درست زمانی که سیندی میگوید که نمیخواهد پسرش در یک شرایط ناخوشایند بزرگ شود.
اشتراک گذاری

