نقد و بررسی آخرین ساخته سعید روستایی، زن و بچه

نقد و بررسی آخرین ساخته سعید روستایی، زن و بچه
زمان مطالعه: 5 دقیقه
0
(0)

سعید روستایی پس از تجربه موفق «ابد و یک روز»، «متری شیش و نیم» و «برادران لیلا»، در تازه‌ترین ساخته خود، «زن و بچه»، بار دیگر به سراغ جامعه‌ای می‌رود که در آن فشارهای اقتصادی، سنت‌های ریشه‌دار و روابط نابرابر، سرنوشت انسان‌ها را رقم می‌زنند. این فیلم که در بخش مسابقه جشنواره کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمد، داستان مادری تنها را روایت می‌کند که در آستانه آغاز فصلی تازه از زندگی‌اش، با حادثه‌ای هولناک روبه‌رو می‌شود؛ رخدادی که او را در مسیر پرتنش عدالت‌خواهی و رویارویی با ساختارهای مردسالار، سکوت‌های تحمیلی و حقیقت‌های پنهان قرار می‌دهد. «زن و بچه» در قالب یک ملودرام اجتماعی، تصویری تلخ و تکان‌دهنده از رنج، سوگ و مقاومت ارائه می‌دهد و بار دیگر نشان می‌دهد که روستایی همچنان یکی از مهم‌ترین راویان بحران‌های خانواده و جامعه معاصر ایران است. در ادامه این مقاله یلووال مدیا، به نقد و بررسی این فیلم می پردازیم. با ما همراه باشید.

داستان زن و بچه

مهناز (پریناز ایزدیار)، زنی بیوه، به‌تنهایی از دخترش ندا (آرشیدا درستکار) و پسر بزرگ‌ترش علی‌یار (سینان محبی) مراقبت می‌کند. این زن که در میانه دهه چهارم زندگی‌اش قرار دارد، به عنوان پرستار در یک بیمارستان کار می‌کند. علی‌یار با بی‌انضباطی و قانون‌شکنی‌های مکررش در مدرسه، مدام برای مادرش دردسر درست می‌کند. رسیدگی به این مشکلات، زمان و انرژی زیادی از مهناز می‌گیرد؛ زمانی که او در بحبوحه آماده شدن برای ازدواج با نامزدش، حمید (پیمان معادی)، به‌شدت به آن نیاز دارد.

اما یک روز، زمانی که بچه‌ها نزد پدربزرگشان (حسن پورشیرازی) هستند، حادثه‌ای تراژیک تمام زندگی روزمره این خانواده را زیر و رو می‌کند. پس از آن، مهناز در جست‌وجویی تلخ برای یافتن علت، مقصران و ریشه‌های این فاجعه قدم می‌گذارد؛ جست‌وجویی که تنها انگیزه‌اش رسیدن به عدالت است.

تراژدی معاصری که در محیط کار ریشه دارد

سعید روستایی قالب تراژدی را برمی‌گزیند و آن را در فضایی قرار می‌دهد که قوانین خاص خودش را دارد. بیمارستان؛ مکانی که محل عبور، تصمیم‌گیری و پرداخت بهای انسانی است. او دو شخصیت اصلی را در این محیط قرار می‌دهد، زیرا حرفه آن‌ها منش و نظام اخلاقی‌شان را شکل می‌دهد. مهناز درمان می‌کند، اما حمید با جان و بدن انسان‌ها معامله می‌کند و همین منطق را به زندگی شخصی‌اش نیز می‌کشاند. او روابط انسانی را همچون یک معامله می‌بیند؛ یک رابطه را کنار می‌گذارد و رابطه‌ای دیگر را جایگزین می‌کند، گویی مهره‌های یک بازی را جابه‌جا می‌کند.

داستان عاشقانه فیلم تنها نقطه ورود مخاطب به روایت است. پس از آن، فیلم نشان می‌دهد چگونه منطق تجارت، مذاکره و بده‌بستان به درون زندگی خانوادگی و روابط عاطفی نفوذ می‌کند. خشونت نیز دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از آلوده شدن زندگی روزمره به این نگاه معامله‌گرانه.

مادری تنها زیر فشار جامعه

تصویری از فیلم زن و بچه

روستایی از همان ابتدا مهناز را در میان مجموعه‌ای از رفتارهای تحمیلی به تصویر می‌کشد. او برای جلب رضایت دیگران «خود را تغییر می‌دهد». زندگی‌اش را طوری بازچینی می‌کند که با تصویری مطلوب و پذیرفتنی همخوان شود. هنگام دیدار خانواده همسر آینده‌اش، به درخواست حمید، فرزندانش را به جای دیگری می‌فرستد و نشانه‌های زندگی واقعی خود را پاک می‌کند تا زنی قابل قبول به نظر برسد.

فیلم درباره مادران تنها، نه از طریق شعار، بلکه از خلال رفتارها و نظم زندگی آن‌ها سخن می‌گوید. مهناز باید همه‌چیز را مدیریت کند؛ از خود زندگی گرفته تا ظاهرسازی؛ آنچه همسایه‌ها می‌بینند، آنچه خانواده همسر آینده‌اش درباره او قضاوت می‌کنند و آنچه جامعه حاضر است تحمل کند.

ایران؛ حضوری دائمی در پس‌زمینه داستان

فیلم این روایت را در ایران امروز ریشه‌دار می‌کند؛ در رفتارهای روزمره‌ای مانند پنهان‌کاری، سرهم‌بندی کردن مشکلات، به تعویق انداختن آن‌ها و سپس مواجه شدن با بحرانی که هر روز عمیق‌تر می‌شود. روستایی در مصاحبه‌هایش نیز صریحا به این موضوع اشاره کرده و دروغ و پنهان‌کاری را به آنچه در جامعه ایران مشاهده می‌کند، پیوند داده است. این بستر اجتماعی، داستان را از محدوده یک درام خانوادگی فراتر می‌برد، زیرا توضیح می‌دهد که چرا سکوت و سخن گفتن در این جامعه چنین سازوکاری دارند.

سوگواری و ادامه دادن زندگی برای فرزندان

پس از وقوع حادثه، «زن و بچه» ریتم تازه‌ای پیدا می‌کند. سوگ به نیروی محرک روایت تبدیل می‌شود. روستایی مهناز را در برابر انتخابی روشن قرار می‌دهد: یا از جهان کناره بگیرد، یا از دل فقدان عبور کند تا بتواند «نسل‌های بعدی» را نجات دهد؛ خواهرش، دخترش و خواهرزاده‌اش. در اینجا درد، بیش از آنکه سرچشمه خشم باشد، به انگیزه‌ای برای انتخاب زندگی تبدیل می‌شود.

تصویری از فیلم زن و بچه

سکانس پایانی نیز در همین مسیر حرکت می‌کند: زنی در برابر یک نوزاد ایستاده است؛ زنی که از احساسات ویرانگری چون نفرت، حسادت و رقابت رها شده و تمام وجودش به یک نیروی واحد تقلیل یافته است: عشق.

خانواده، پنهان‌کاری و شرافت؛ دادگاه درون خانه

دروغ و فساد خیلی زود در فضای بیمارستان خود را نشان می‌دهند و سپس به درون خانواده سرایت می‌کنند. روستایی آشکارا پنهان‌کاری را به ساختار جامعه ایران پیوند می‌زند و آسیب‌هایی را که این عادت‌های جمعی ایجاد می‌کنند، به تصویر می‌کشد.

تصویری از فیلم زن و بچه

وقتی تراژدی رخ می‌دهد، هرکس می‌کوشد جایگاه، آبرو و روایت خود را حفظ کند. شرافت به قاعده‌ای تبدیل می‌شود که انواع مصالحه و سرپوش گذاشتن بر حقیقت را توجیه می‌کند. پنهان‌کاری نیز به ابزاری برای اعمال قدرت بدل می‌شود. مسیر مهناز برای رسیدن به عدالت، از میان شبکه‌ای پیچیده از سکوت‌ها، وظایف و وفاداری‌های تحمیل‌شده می‌گذرد.

مردان و زنان؛ توازن قدرت

حمید نماینده منطق کنترل و معامله است. روستایی او را همچون چرخ‌دنده‌ای هماهنگ در دل یک نظام به تصویر می‌کشد؛ نظامی که تعیین می‌کند چه چیزی دیده شود، چه چیزی پنهان بماند، درباره چه چیزی مذاکره شود و چه موضوعی هرگز بر زبان نیاید.

در مقابل، زنان بار مراقبت، فرزندپروری، تاب‌آوری و گاه حقیقت و گاه راهبردهای بقا را بر دوش می‌کشند. فیلم بر نکته مهمی تاکید دارد: همبستگی خانوادگی همیشه هم چهره‌ای مثبت ندارد و گاهی شکل‌هایی آشفته و آسیب‌زا به خود می‌گیرد. شخصیت مهری این منطقه خاکستری را نمایندگی می‌کند؛ جایی که وفاداری‌ها از هم می‌پاشند، امکان خیانت وجود دارد و زخم‌های کهنه دوباره سر باز می‌کنند. روستایی گفته است که الهام‌بخش این بخش از داستان، ماجرایی واقعی در خانواده خودش بوده که برای سینما تعدیل و ملایم‌تر شده است.

کلمات، سکوت و نگاه‌ها

روستایی خود را فیلمسازی می‌داند که «فیلم‌های پرحرف» می‌سازد؛ آثاری که ریشه در فرهنگی دارند که سخن گفتن در آن اهمیت فراوانی دارد و از میراث شعر و مذهب تأثیر پذیرفته است.

تصویری از فیلم زن و بچه

با این حال، او در میان دیالوگ‌ها، از طریق ردوبدل شدن نگاه‌ها، به‌ویژه در پایان سکانس‌ها، فضایی برای تنفس ایجاد می‌کند تا احساسات از راهی متفاوت منتقل شوند. او حتی مدتی به انتخاب عنوانی برای فیلم فکر می‌کرد که بر مفهوم «نگاه» متمرکز باشد.

پریناز ایزدیار؛ تجسم درد

روستایی، پریناز ایزدیار را بازیگری با دقتی غریزی و آنی توصیف می‌کند که توانایی پوشش دادن طیف گسترده‌ای از احساسات را دارد و می‌تواند صحنه‌های طولانی مبتنی بر دیالوگ را با انسجام و تسلط کامل اجرا کند.

مهناز در سراسر فیلم با تناقض‌هایی پی‌درپی دست‌وپنجه نرم می‌کند: درمان کردن دیگران، سکوت کردن برای حفظ آرامشی شکننده، کوتاه آمدن برای پذیرفته شدن، و در نهایت روبه‌رو شدن با فقدانی که تحمل همه آن مصالحه‌ها و امتیاز دادن‌ها را برایش ناممکن می‌کند.

منبع: وبسایت movieintheair

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه