بررسی فیلم انواع مهربانی، آخرین ساخته لانتیموس

بررسی فیلم انواع مهربانی، آخرین ساخته لانتیموس
زمان مطالعه: 5 دقیقه
5
(2)

بازگشت پر قدرت یورگوس لانتیموس

این روزها، سخت است حدس بزنیم چه نسخه ای از یورگوس لانتیموس را در فیلم های او خواهیم دید. آیا می خواهیم لانتیموس دندان نیش (2009) را ببینیم که از عجیب و غریب بودن هراسی ندارد؟ یا قرار است به سوگلی (2018) نزدیک‌تر شویم؟ هر دو جذاب هستند، اما مربوط به دوره های مشخصی از لانتیموس هستند که او در طول زمان آن ها را پشت سر گذاشته است. این چیزی است که انواع مهربانی را به تجربه ای جذاب تبدیل می کند. از بسیاری جهات، این لانتیموس یک دوره قبل است. این فیلم قساوت معمول در عشق و روابط را از طریق ترکیبی از حس متمایز فیلمساز از شوخ طبعی با یک وحشت جامعه شناختی عجیب، تشریح می کند.

مهم‌تر از همه، لانتیموس این کار را بدون هیچ محدودیتی انجام می‌دهد. او به داشتان مخاطبان بیشتری که به دنبال روایتی قابل دسترس‌تر و ساده‌تر هستند، اهمیت چندانی نمی‌دهد. به عبارت دیگر، این یک بازگشت خود پس از بیچارگان است. اگرچه روند اغلب کاملا مبتکرانه است، اما به طرز عجیبی احساس می شود که کارگردان در حال بازی امن است. اگر شما نیز علاقه مند هستید تا بیشت در مورد آخرین اثر یورگوس لانتیموس بخوانید، در این مقاله یلووال مدیا با ما همراه باشید.

داستان انواع مهربانی چیست؟

فیلم انواع مهربانی

شروع فیلم بر روی جسی پلمونز در اولین سکانس از بازی های بی نظیر و عالی او متمرکز است. اما با رابرت شروع می کنیم، کسی که زندگی خود را به رئیسش (بازی ویلم دافو فوق العاده) سپرده است. این شامل جزئیات کوچکی از آنچه او می خورد تا مسائل بزرگ مانند اینکه با چه کسی در ارتباط است و اینکه آیا آنها بچه دار شوند یا خیر، می شود. این یک راه مناسب برای شروع داستان انواع مهربانی است، با کاوش دقیق‌تر ایده‌هایی که لانتیموس در بخش‌های دیگر با آن‌ها بازی می‌کند و در عین حال مؤثرترین استفاده از حس شوخ طبعی خود را به ارمغان می‌آورد.

در قسمت بعدی پلمونز دانیل را داریم. افسر پلیسی که با ناپدید شدن همسرش دست و پنجه نرم می کند. لیز (اما استون)، به گفته همسرش، یک فرد بسیار خاص است که نسبت به شکلات بیزاری خاصی دارد و وقتی دوباره ظاهر می شود، ناگهان به نظر می رسد که یک شخص متفاوت است. حالا او عاشق شکلات است، کفش هایش برایش کوچک شده اند و آهنگ مورد علاقه دانیل را به خاطر نمی آورد. سپس در قسمت پایانی، استون به عنوان امیلی، یکی از اعضای فرقه‌ای که معتقد است می‌توانند کسی را پیدا کنند که توانایی بازگرداندن مردم را از دنیای مردگان داشته باشد، در خط مقدم قرار می‌گیرد. او و اندرو، روزهای خود را به جستجو و آزمایش نامزدهای بالقوه می گذرانند، در حالی که روابط تیره ای با خانواده قدیمی خود دارند.

استفاده از ستاره های سینما

انواع مهربانی

سفری که هر قسمت از فیلم ما را به آن می برد، به روح و روان شخصیت های گرفتار شده مربوط می شود. همه آن ها به دنبال چیزی هستند که دائما دور از دسترس به نظر می رسد و اعمال ناامیدانه و اغلب نفرت انگیز آنها را جذاب تر می کند. در حالی که لانتیموس دوباره گروهی از بازیگران سرشناس را وارد کرده است، که شامل هونگ چاو، مارگارت کوالی و مامودو آتی است، به نظر نمی رسد که او به آن ها تکیه کرده است. حتی شاید استعداد برخی از آن ها هدر می‌رود. اما نتیجه نهایی یک تعادل خوب در قدرت بازیگری همه بازیگران است. با این حال، یک بازیگر وجود دارد که با اختلاف از همه بالاتر است.

جسی پلمونز بی نظیر

به طور خاص، پلمونز دقیقا در طول موج مناسب عمل می کند تا همه چیز را از طنز گرفته تا ترس را به طور همزمان منتقل کند. گویی او یک عمر با لانتیموس کار کرده است و نشان می دهد که برجسته ترین بازیگر است. او همان چیزی است که بخش اول را بسیار خوب می کند، و در هر مرحله احساس ناامنی خنده دار و در عین حال رقت انگیز شخصیتش را به تصویر می کشد. رسیدن به این یک اقدام متعادل کننده سخت است، اما او آن را آسان می کند. صحنه‌هایی که او پس از دفاع از خود از کنترل خارج می‌شود، مظهر تراژی-کمدی است، و به ایده‌هایی می رسد که لانتیموس در خرچنگ (2015) در مورد اینکه چقدر مایلیم برای عشق پیش برویم، بررسی کرده است. ما آنقدر که می‌خواهیم وقت نداریم تا برخی از این ایده‌ها برا بفهمیم و بررسی کنیم، اما زمانی که باید به قسمت بعدی بروید، این امر تا حد زیادی اجتناب‌ناپذیر است.

بازگشت دوباره لانتیموس

صحنه‌ای از فیلم انواع مهربانی

جدای از مشکلات کوچک، فیلم هنوز هم نسخه‌ای از فیلم‌ساز بی‌بند و بارتری از آنچه اخیرا از او دیده‌ایم است، و در نتیجه بهتر است. این فیلم یک یادآوری است که او هنوز می تواند یک سیخونک به مخاطب بزند و تعادل او را از بین ببرد. انواع مهربانی ثابت می‌کند که لانتیموس نه تنها می‌تواند زنگارهای جمع شده روی کارهای قبلی اش را بین ببرد، بلکه می‌تواند این کار را با مقدار زیادی استعداد کمدی سیاه انجام دهد.

برخی از اینها ممکن است ناشی از این واقعیت باشد که لانتیموس دوباره با افتیمیس فیلیپو، که با آنها دندان نیش، آلپ ، خرچنگ و کشتن گوزن مقدس را نوشته بود، همکاری کرده است. اما این فیلم خیلی بیشتر از اینهاست. به کارهای مشترک گذشته آنها شباهت هایی دارد، اما این حس نیز وجود دارد که لانتیموس این بار چیزی برای ثابت کردن دارد. این در مورد تغییر ذهنیت از نظر ساخت فیلم و تمرکز است. در جایی که آخرین فیلم‌های او عموما در مورد نشان دادن چیزها به طور گسترده‌تر بودند، روشی که در اینجا همه چیز ساخته می‌شود مربوط به ذهنیت لانتیموس است که چیزها را در جهت‌های جدید سوق می‌دهد. در هر کلوزآپ شدید یا خط دیالوگ، دید جدیدی از لانتیموس می بینیم که به نظر می رسد یک گام واقعی به جلو باشد. هر کاری که او در ادامه انجام دهد، فقط می توان امیدوار بود که بیشتر شبیه این باشد.

سخن آخر

ممکن است زمانی برسد که لانتیموس باید بفهمد که چه هویت سینمایی می‌خواهد داشته باشد، اما این آخرین فیلم نشان می‌دهد که او سرعت‌های چندگانه‌ای برای کار دارد. تعویض دنده ها در حرفه او ممکن است همیشه یکپارچه نبوده باشد، اما بازگرداندن همه چیز به بالا نمی تواند مورد استقبال قرار گیرد. وقتی او همه چیز را با یک ضربه پایان می‌دهد، و ثابت می‌کند که یکی از بی‌رحمانه‌ترین سکانس های پایانی اوست، به نظر می‌رسد که او اینجا نیست تا به موفقیت‌های قبلی اش محدود شود.

منبع: وبسایت collider

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه