فیلمی که مدت زیادی بر سر زبان ها خواهد بود
مانند گل سرخی که در میان میدان مین می شکفد، وجود «امیلیا پرز» ژاک اودیار در جشنوراه کن 2024 نیز یک معجزه است. یک پاپ-اپرا درباره یک دگردیسی غیر محتمل و رستگاری شخصی، که در یک جنایتکار بیدار می شود.
کارگردان فیلم تحسین شده و نامزد جایزه نخل طلای «یک پیامبر»، در سومین فیلمش با فرهنگ و زبانی که متعلق به آن نیست (پس از «دیپان» و «برادران سیسترز»)، تماشاگران را با خود همراه میکند. در قلمرو ماچو کارتل های مکزیکی، مانیتاس دل مونته، می خواهد جایگاهش را ترک کند. نه به این دلیل که دچار یک بحران وجدانی شده است، بلکه به این دلیل که تصمیم گرفته است خود واقعی خود را در آغوش بگیرد، یک زن.
فیلم آخر ژاک اودیار تشویق 9 دقیقه ای حضار در جشنواره را به دنبال داشت و برنده جایزه هیئت داوران شد. پیش بینی می شود که بعد از اکران عمومی نیز این فیلم مدت ها بر سر زبان ها خواهد بود. به همین بهانه، در این مقاله یلووال مدیا به سراغ بررسی فیلم امیلیا پرز رفته ایم. با ما همراه باشید.
داستان مانتیاس دل مونته

فیلمساز ایده فیلم را از رمان «اکوت» بوریس رازون گرفته است. در این کتاب، مانیتاس میخواهد تبدیل به اولین عشقش شود که سالها قبل به قتل رسیده است. اما امیلیا پرز اقتباسی نیست، بلکه تفسیری کاملا متفاوت از آن ایده بیرونی است.
بازیگر ترنس آرژانتینی، کارلا سوفیا گاسکون، در نقش خوان «مانیتاس» دل مونته، یک رهبر ترسناک، قدرتمند و بی رحم کارتل در مکزیک، با جسی (سلنا گومز) ازدواج کرده و دو فرزند خردسال دارد. مانیتاس مجذوب روند یک پرونده قتل پرمخاطب می شود که در آن یک متهم آشکارا گناهکار به دلیل وکیل باهوش و سخت کوش خود ریتا (زوئه سالدانا) تبرعه می شود. او به 40 سالگی نزدیک می شود و از اینکه برای نجات قاتل های ثروتمند در قبال یک پول ناچیز کار می کند، احساس بدبختی می کند. مانیتاس ریتا را میدزدد و پیشنهادی به او میدهد که نمیتواند رد کند: شغلی یکباره با مبلغ غیرقابل تصوری پول که میتواند با آن بازنشسته شود.
امیلیا پرز وارد می شود

کار ریتا این است: مانیتاس آرزو دارد زن شود و ریتا باید بر همه جنبه های این کار نظارت کند (و جسی هرگز نباید بفهمد). پیدا کردن و هماهنگی با جراح، ساختن مدارک مرگ جعلی مانتیاس، تهیه پاسپورتهای جدید، تأمین اقامتگاه مجلل سوئیس برای همسر بیوه و بچههای بیپدر، و تعیین هویت جدید مانیتاس به عنوان امیلیا پرز! ریتا که سال هاست به دنبال پول و احترام بوده، موافق است. و در مدتی که این اتفاقات رخ می دهند، همه در حال آواز خواندن هستند! درهمان صحنههای ابتدایی خیابان، رقصهای بسیار جذابی از نوع برادوی دریافت میکنیم، مانند میراندا در ارتفاعات. البته مدتی طول می کشد تا به آن عادت کنیم، به خصوص زمانی که ریتا برای اولین بار با جراح بدخلق صحبت می کند و او را به ترنس هراسی متهم می کند و اینکه نمی خواهد ببیند که مردم می توانند تغییر کنند. در همین حال او و افراد دیگر داخل کلینیک شروع به خواندن در مورد تغییر جنسیت می کنند! با این حال داستان ادامه می یابد و شما به آهنگ ها عادت می کنید.
بازگشت امیلیا به خانه

زمانی که امیلیا می فهمد که نمیتواند لحظهای دیگر بدون بچهها بماند، سرانجام جسی و بچهها را به مکزیکوسیتی بازمیگرداند و به آنها میگوید که او دختر عموی مانیتاس است و آنها با او زندگی خواهند کرد. در اینجا یک کمدی نیمهعمدی و سرگرمکننده شکل می گیرد. از این به بعد، پدر سابق بچه ها تبدیل به خاله مورد علاقه آن ها می شود و از آن ها مراقبت خواهد کرد. در صحنهای که در کن بهترین بازخورد را داشت، ریتا با احتیاط این دیدار را تماشا میکند. آیا او را خواهند شناخت؟ یکی از پسرانشان هنگام خواندن لالایی به امیلیا می گوید: «تو بوی بابا می دهی». اگر مانیتاس شهامت این را پیدا می کرد که به خانواده اعتماد کند، امیلیا پرز فیلم بسیار متفاوتی می شد. اما انجام ندادن این کار، هیجان بقیه فیلم را تامین می کند.
یک موزیکال-جنایی دوست داشتنی

آهنگها توسط تیم فرانسوی سلین و کلمان دوکول ساخته شدهاند، و موسیقی دارای کیفیتی بالا و پربار است که نشاندهنده سبک فیلم است. به نظر می رسد که ریتمها و ملودیهای فیلم از یک محیط سینمایی بیرون آمدهاند، بهجای اینکه به یک داستان تاریک جان بخشند و آن را شیرین کنند. و بازیگران با این چالش روبه رو هستند که این دیوانگی را عملی کنند.
سوفیا گاسکون در سختترین نقشها معجزه میکند. قبل از تغییر جنسیت، او یک انسان خشن و شبیه به یک تخته سنگ است. پس از آن، یک اعتماد به نفس ملایم در او ظاهر می شود. او واقعا آزاد و خوشحال به نظر می رسد. سالدانا، بازیگر بسیار خوبی که اغلب خود را یا زیر گریم CG مدفون می کند یا در قسمتهای ضعیف نقش گم میشود، در نقش ریتا از خشونت استقبال میکند، انگار او نیز آزاد شده است. سلنا گومز کمتر از آنچه انتظار دارید میخواند، اما مبهم بودن خاصی را به جسی می بخشد که انگیزهها و اقداماتش بخش بزرگی از آخرین سکانس فیلم میشود.
سخن آخر
به نظر می رسد که شکایت از غیرقابل قبول بودن طرح فیلم با چیزی شبیه به این بی معنی است. البته وقتی ریتا کار امیلیا را تمام کرد، مطمئنا شخص دیگری باید وظیفه سازماندهی مخفیانه همه چیز در زندگی جدید امیلیا را داشته باشد، و بنابراین این شخص باید در زندگی مخفیانه جدید بسیار مهم باشد. سازمانی که زندگی جدید امیلیا پرز را به عنوان یک زن بسیار ثروتمند تسهیل می کند. اما ما در مورد آن نمی دانیم. اودیار جاه طلب، انرژی و هیجان همیشگی خود را در این فیلم به ارمغان آورده است.
منبع: وبسایت variety
اشتراک گذاری

