معرفی و بررسی فیلم‌های نامزد اسکار 2025: فیلم ماریا

معرفی و بررسی فیلم‌های نامزد اسکار 2025: فیلم ماریا
زمان مطالعه: 4 دقیقه
5
(1)

درام عجیب و تلخ پابلو لارائین، مبارزه‌ی مغرورانه‌ی کالاس را به تصویر می‌کشد، زمانی که قدرت صدایش افت می‌کند اما ستاره‌اش همچنان درخشان باقی می‌ماند.

کارگردان پابلو لارائین یک سه‌گانه‌ی غیررسمی با فیلم‌های «جکی»، «اسپنسر» و اکنون «ماریا» خلق کرده است. همه‌ی این فیلم‌ها حول محور زنان تاریخی‌ای می‌چرخند که توسط مردم جویده شده و بیرون انداخته شده‌اند. «جکی» داستان جکی کندی بود، «اسپنسر» داستان پرنسس دایانا بود، و «ماریا» درباره‌ی خواننده‌ی اپرا، ماریا کالاس است. قدرت نام در اینجا آشکار است، و این در نحوه‌ی عنوان‌گذاری لارائین برای هر یک از این فیلم‌ها درباره‌ی این زنان مشهود است. همه‌ی آن‌ها به بازپس‌گیری انسانیت خود اشاره می‌کنند. مردم آن‌ها را به عنوان شخصیت‌هایی بزرگ‌تر از زندگی عادی می‌شناسند، اما آن ها به ندرت به عنوان انسان‌های واقعی دیده می‌شوند. آن‌ها نماینده‌ی ایده‌آل‌ها هستند، چیزی که مردم پشت آن جمع شوند یا علیه آن بجنگند، و به ندرت کنترل روایت خود را در دست دارند. «ماریا» می‌خواهد این را تغییر دهد و یک بار دیگر نورافکن را به سوی این خواننده‌ی مشهور برگرداند. در ادامه این مقاله یلووال مدیا به بررسی این فیلم هیجان انگیز پرداخته ایم. با ما همراه باشید.

داستان ماریا

آنجلینا جولی در فیلم ماریا

آنجلینا جولی با بازی پر قدرتش در نقش ستاره‌ی اپرا، ماریا کالاس، در این فیلم عجیب و غم‌انگیز به نویسندگی استیون نایت و کارگردانی پابلو لارائین ظاهر می‌شود، که ماه‌های افول او در پاریس در سال ۱۹۷۷ را به تصویر می‌کشد.داستان یک زن که با شورشی شادمانه تسلیم بیماری و تنهایی می‌شود. ماریا بر روی «داروهایش» تمرکز می‌کند و از خوردن غذا غافل می‌شود، و با خدمتکارانش، برونا (با بازی آلبا رووراچر) و پیشخدمت فرروچیو (با بازی پیرفرانچسکو فاوینو)، به شکلی غیرعادی سختگیر است. کسانی شاهدانی وحشت‌زده از افول او هستند. او شروع به رها کردن این ایده کرده است که دیگر هرگز نخواهد خواند. کل فیلم با فلاش‌بک‌های توهم‌آلود ناشی از دارو به روزهای اوج شهرت او  و همچنین به گذشته‌ی دورتر، به دوران کودکی آسیب‌دیده‌اش در یونان تحت اشغال نازی‌ها در هم آمیخته است.

این فیلم با استقبالی متفاوت و گاهی سرد مواجه شده است؛ من فقط می‌توانم بگویم که بازی جولی به اندازه‌ی خز مصنوعی لوکس بود، و یک تئاتری‌بودن و مصنوعیت آشکاری در آن وجود دارد که به فیلم زندگی می‌بخشد. آواز جولی به صورت دیجیتالی با دوبله‌های لب‌خوانی شده از ضبط‌های اصلی کالاس ترکیب شده است، در حالی که بازی غیرآوازی او به شکلی زیبا مغرور و خودآگاه است. چشمانش به طرز تأثربرانگیزی بزرگ‌نمایی شده و با عینک‌های بزرگی که برای گشت‌وگذار در پاریس به چشم می‌زند اغراق آمیزتز می شود. هم از طرفدارانش توقع توجه دارد و هم از آن‌ها متنفر است. لب‌هایش همیشه در حالتی از نارضایتی به شکلی خنده‌دار جمع شده‌اند، و همیشه آماده‌اند تا یک جواب کوتاه و تند بدهند. و آن صدا، یک صدای تئاتری با تقلید از نحوه‌ی صحبت کردن کالاس به انگلیسی. با حذف لهجه‌ی آمریکایی، اما با جایگزینی یک تُن تو دماغی انگلیسی‌مانند، شبیه به کاترین هپبورن بسیار ظریف.

ماریای جولی

تصویری از فیلم ماریا

جولی پتانسیل کمدی غم‌انگیزی را با خود حمل می‌کند که این فیلم را بسیار جذاب می‌سازد. برخلاف فیلم زفیرلی در سال ۲۰۰۲ با نام «کالاس برای همیشه» با بازی فانی آردان که در سال ۱۹۷۷ اتفاق می‌افتد. ماریای جولی به ماندِرَکس (Mandrax) معتاد است، ماده‌ای که باعث توهمات طولانی‌مدتی می‌شود و او تصور می‌کند که با یک مصاحبه‌گر تلویزیونی (کودی اسمیت-مکفی) صحبت می‌کند که عاشق اوست. ماریا رازهای خود را با او در میان می‌گذارد و داستان‌هایی از عشق بزرگ و سمی زندگی‌اش تعریف می‌کند: ارسطو اوناسیس (با بازی هالوک بیلگینر). او با یادآوری اجراهای باشکوهش در لا اسکالا، متروپولیتن اپرا یا رویال اپرا هاوس، به خلسه‌ فرو می‌رود. اما از این پیشنهاد که غیبت‌ها و کنسل‌کردن‌هایش تنها نمایشی از قهر و غضب بوده و باعث ناامیدی طرفدارانش شده، خشمگین می‌شود. او فِروچیو را وادار می‌کند تا یک ضبط‌صوت بخرد تا بتواند خود گذشته و حالش را مقایسه کند، درست مانند نمایش «نوار آخر کرَپ» اثر ساموئل بکت.

به طور عجیبی، این فیلم به حضور مهم کالاس در فیلم «مدئا»ی پازولینی در سال ۱۹۶۹ اشاره‌ای نمی‌کند. اگرچه جولی قطعا باید بازی تقریبا بی‌کلام کالاس در آن فیلم را مطالعه کرده باشد. یک رویارویی حیرت‌انگیز در یک رستوران وجود دارد، او از این که جان اف کندی (با بازی کاسپار فیلیپسون) روبروی او بنشیند و با تکبر به او پیشنهاد دهد که همسرانشان به طور پنهانی با هم در رابطه هستند، خشمگین می‌شود. همچنین صحنه ای که والریا گولینو در نقش خواهر تلخ‌زبانه‌ او، یاکینتی، از دست او خشمگین است و در یک کافه‌ی پاریسی با ماریا درباره‌ی خودخواهی و خودویرانگری‌اش صحبت می کند.

دنیای ماریا

تصویری از آنجلینا جولی در فیلم ماریا

تأثربرانگیزترین لحظات ، اما شاید دشوارترین آن ها، زمانی است که ماریا هر روز به دیدار یک دوست زیرک و حمایت‌گر می‌رود که با او برای بازگشت به صحنه تمرین کند. اما این اجراها تنها نشان می‌دهند که صدای کالاس چقدر افت کرده است. اگرچه این تحریف‌های واقع‌گرایانه برای نمایش تفاوت بین صدای او (و اعتبارش) در اوج و افسردگی و توهم فعلی‌اش، روی صفحه‌ی نمایش کمتر تأثیرگذار هستند.

سه گانه لارائین

سه گانه لارائین

ماریا متقاعدکننده‌ترین و فریبنده‌ترین فیلم از سه‌گانه‌ی لارائین درباره‌ی زنان بزرگ در تنگناست، پس از «جکی» درباره‌ی جکی کندی و «اسپنسر» درباره‌ی پرنسس دایانا. این فیلم، با وجود این که درباره‌ی بزرگ‌ترین دیوای تاریخ است، کمتر احساساتی و خودمهم‌بینانه است. نورما دزموند سوانسون در «بلوار سانست» بیلی وایلدر خود را منسوخ و فراموش‌شده یافت، اما در این فیلم وضعیت کالاس بسیار بی‌رحم‌تر است: ستاره‌بودن و اعتبار او به همان اندازه‌ی همیشه بالاست. او هنوز بزرگ است و اپرا کوچک نشده است.

اما کالاس نمی‌تواند تقاضای عمومی برای حضور خود را برآورده کند. صدایش از دست رفته است. و همه‌ی آنچه اکنون در حال رخ دادن است، بیماری‌ها، توهمات، و طغیان‌ها، همه علائم میل به مرگ هستند، که نشان‌دهنده‌ی نیاز شدید او برای پایان دادن به این بازی پایانی بی‌ثمر و دردناک است. آرزوی محو شدن خود.

منبع: وبسایت گاردین

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه