مجموعه فیلمهای Scary Movie همیشه به زمانبندی وابسته بوده است؛ البته نه لزوما از نظر اجرای شوخیها، که کیفیت آنها همواره میان طعنههای هوشمندانه و گاه ضربههای طنز بسیار اغراقآمیز در نوسان بوده، بلکه از نظر زمان اکران. این موضوع بهویژه درباره نخستین قسمت مجموعه صدق میکرد. فیلمی که تنها چند ماه پس از اکران Scream 3 در سال ۲۰۰۰ روی پرده رفت و با بهرهگیری از موج تازه فیلمهای اسلشر، همزمان نوعی «مراسم تشییع طنزآمیز وایکینگی» برای آن سهگانهای برگزار کرد که بهتازگی به پایان رسیده بود. حالا، 25 سال بعد، ژانر وحشت همچنان قدرتمند باقی مانده و هیچ دلیلی وجود ندارد که فیلمهای پارودی نتوانند همپای آن به حیات خود ادامه دهند. بهویژه در شرایطی که فیلمهای Backrooms و Obsession در ابتدای تابستان گیشه را در اختیار گرفتهاند. در ادامه این مقاله یلووال مدیا، به بررسی جدیدترین ریبوت Scary Movie می پردازیم. با ما همراه باشید.
بازگشتی که همچنان روی شوخیهای قدیمی حساب باز کرده است

ششمین فیلم Scary Movie مانند قسمت نخست بدون شماره و تنها با همان عنوان اصلی عرضه میشود؛ تصمیمی که هم ادای احترامی به فیلم اول است و هم بخشی از استراتژی برندسازی برای ریبوت مجموعه محسوب میشود. اما آنقدر زود پس از موفقیت غیرمنتظره آثار جدید اکران شده که فرصتی برای گنجاندن آنها در فهرست شوخیهایش نداشته است (واقعا حتی چند اشاره دقیقه نودی با دوبله پس از فیلمبرداری هم نمیشد اضافه کرد؟). در نتیجه، فیلم ناچار شده به سراغ سوژههای قدیمیتر برود و ترکیبی از دو فیلم Scream 5 و Scream 6 را که بهترتیب در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ اکران شدند، دستمایه طنز خود قرار دهد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه Scream 7 تا حد زیادی ویژگی خودارجاعیاش را کنار گذاشته، اکنون Scary Movie به آخرین کمدی-ترسناکی تبدیل شده که همچنان مشعل شوخیهای درونمتنی را در دست دارد؛ شوخیهایی که همتای کاملا جدیاش دیگر حتی زحمت پرداختن به آنها را هم به خود نداده است.
احیای مجموعه با فرمول قسمتهای نخست
این بار Scary Movie برخلاف گذشته مجبور نیست با آشفتگیها و مشکلات پشت صحنه دستوپنجه نرم کند. استودیو بهسادگی مارلون وینز و شان وینز، نویسندگان و بازیگران مشترک دو قسمت نخست، را دوباره به پروژه بازگردانده است. دو نفری که پس از آنکه برادران واینستین کنترل مجموعه را در اختیار گرفتند، از ساخت قسمتهای سوم، چهارم و پنجم کنار گذاشته شدند. علاوه بر آن، آنا فاریس و رجینا هال نیز که تا قسمت چهارم در مجموعه حضور داشتند، بار دیگر بازگشتهاند و در کنار آنها تعدادی از بازیگران قدیمی و تازهوارد نیز در نقشهای افتخاری ظاهر میشوند. این حضورها از همان سکانس افتتاحیه آغاز میشود؛ سکانسی که افتتاحیه شهری Scream 6 را تقریباً عینا کپی کرده و آن را با افتتاحیه فوقالعاده فرامتنی Scream 4 ترکیب میکند. همه اینها را متوجه شدید؟
مارلون وینز و بازیگرانی که بار کمدی فیلم را به دوش میکشند
Scary Movie جدید در ظاهر، هجوی بر ریبوتهای نسل جدید و آشنای این روزهای هالیوود است. در این فیلم، سارا (با بازی اولیویا رز کیگان) و تیوزدی (با بازی ساوانا لی ناصیف)، دختران دورافتاده از یکدیگرِ سیندی کمپبل (آنا فاریس)، هدف تعقیب قاتلی نقابدار قرار میگیرند. سیندی بار دیگر با دوست قدیمیاش برندا (رجینا هال)، برادر معتاد او شورتی (مارلون وینز) و ری (شان وینز) که همچنان هویت جنسیاش را بهسختی پنهان میکند، متحد میشود تا از نسل جوان در برابر این قاتل محافظت کند. این مجموعه دیگر حتی تظاهر هم نمیکند که صرفا یک پارودی از فیلمهای مختلف است؛ به همین دلیل، شخصیت مرموز قاتل را مستقیما گوستفیس (Ghostface) مینامد؛ همان نامی که قاتلان مجموعه اصلی Scream نیز بهطور عام و جمعی با آن شناخته میشوند.
نوستالژی؛ بزرگترین نقطه قوت ریبوت جدید

با وجود رونق دوباره ژانر وحشت در سالهای اخیر، میتوان گفت Scary Movie جدید بیش از هر قسمت دیگری به مجموعه Scream وابسته است. نخستین Scary Movie به همان اندازه که از Scream الهام میگرفت، به I Know What You Did Last Summer نیز ادای احترام میکرد و قسمتهای بعدی هم علاوه بر فیلمهای اسلشر، آثار ترسناک موفق روز و گاهی حتی فیلمهای کلاسیک این ژانر را دستمایه پارودی قرار میدادند. اما این بار، بهویژه Scream 5 ستون اصلی ساختار فیلم را تشکیل میدهد و بسیاری از صحنهها و حتی دیالوگهای آن با تغییراتی طنزآمیز بازسازی شدهاند. این سؤال مطرح میشود که آیا برادران وینز قصد داشتهاند به ماندگاری مجموعه Scream ادای احترام کنند، یا خود را همتراز آن میدانند؟ حالا که آنها با موفقیت کنترل مجموعه Scary Movie را دوباره به دست آوردهاند، بیش از هر زمان دیگری مشخص میشود که علاقهشان به ژانر وحشت، بیشتر از آنکه از شیفتگی عمیق یا نگاهی طعنهآمیز و گزنده سرچشمه بگیرد، نوعی تعهد حرفهای است. آنها حتی نتوانستهاند از آشفتگیهای پشت صحنه Scream 7 هم شوخی دندانگیری بسازند و تنها به کنایهای کمرمق درباره غیبت نیو کمپبل در Scream 6 بسنده کردهاند.
شوخیهای موفق، شوخیهای از دسترفته
البته فیلم کاملاً هم بینکته نیست. برخی شوخیهای تصویری واقعا هوشمندانه از کار درآمدهاند. برای مثال، ادای احترام طولانی به مجموعه Final Destination تقریبا بهطور کامل در پسزمینه صحنهها اتفاق میافتد. فیلم همچنین ارجاعات بامزهای دارد؛ از جمله شوخی با اصطلاح «کمدی متعالی» (Elevated Comedy). بااینحال، کمی عجیب است که برادران وینز در اینجا جاد اپتاو را بهعنوان نماد کمدی روشنفکرانه و غیرقهقههآور هدف قرار دادهاند. پارودیهای ژانر وحشت نیز تنها به دنیای Scream محدود نمیشوند، هرچند فیلم برای رسیدن به بعضی از آنها گاهی به شوخیهایی متوسل میشود که ارتباط مستقیمی با داستان ندارند.
با این حال، برخی آثار اساسا ظرفیت چندانی برای پارودی ندارند. مجموعه Terrifier نمونهای از همین دست است؛ فیلمی که آنقدر در خشونت و اغراق پیش رفته که روش همیشگی برادران وینز، یعنی بازسازی یک صحنه آشنا و چند برابر کردن خشونت یا مضحک بودن آن، دیگر تأثیر گذشته را ندارد. در نتیجه، آنها ناچار شدهاند بخشهایی از Terrifier 3 را تقریبا بدون تغییر تکرار کنند. در مقابل، ارجاع به آثاری مانند Sinners، Longlegs، Smile، Ma، Terrifier و Nosferatu در مجموع موفقتر از کار درآمده و به ادای احترامی سرگرمکننده به موج فیلمهای موفق ژانر وحشت در سالهای اخیر تبدیل شده است.
شوخیهایی برای همه، نه برای هر فیلمی

با این حال، نکته قابلتوجه اینجاست که فیلم در مقطعی عمدا موقعیتی ایدهآل برای ساختن پارودی از It Follows ایجاد میکند، اما برندا با بیحوصلگی توضیح میدهد که قرار نیست چنین کاری انجام دهند، چون این فیلم «بیش از حد ناشناخته» است. در عوض، فیلم زمان زیادی را صرف ساختن پارودی مفصل و پرزرقوبرقی از John Wick میکند. البته این قسمت همچنان یکی از منسجمترین آثار مجموعه به شمار میرود؛ بهویژه اگر به یاد بیاوریم که Scary Movie 2 بخش قابلتوجهی از زمان خود را صرف شوخی با فیلمی مانند Save the Last Dance کرده بود.
با این حال، همین انسجام هم نمیتواند این احساس را ایجاد کند که برادران وینز واقعا به ژانر وحشت، قواعد آن یا ظرفیتهای طنزآمیزش علاقهمند هستند. منطق آنها ساده است: اگر مخاطب عام قرار نباشد It Follows را بلافاصله بشناسد، پس اصلا ارزش شوخی کردن ندارد. از نگاه آنها، شوخی یا باید برای همه قابلفهم باشد، یا اصلا مطرح نشود.
نوستالژی در برابر نسل تازه
با وجود تمام شوخیهای قابلپیشبینی، هرچند نهچندان گزنده، با دنبالههای میراثی (Legacy Sequels)، دیدن دوباره این گروه بازیگران در کنار هم و تلاششان برای خلق خندههایی ساده و بیادعا، حس خوشایند و نوستالژیکی ایجاد میکند؛ حتی اگر قسمتهای قدیمی این مجموعه هم هرگز شاهکارهای کمدی نبوده باشند. اما هرچه فیلم جلوتر میرود، لحن آن تلختر میشود. برخورد فیلم با نسل جوان دیگر صرفا به شوخی و دست انداختن محدود نیست و گاهی آنقدر خصمانه میشود که انگار اساسا با حضور هر نسلی که بخواهد جای نسل قبلی را بگیرد، مشکل دارد.
احتمالا برادران وینز این رویکرد را همان کمدی کلاسیک «بیرحم و بیملاحظه» میدانند؛ کمدیای که خنده از ته دل را به طنز اجتماعی، عناصر وحشت یا حتی ملاحظات اخلاقی ترجیح میدهد. با این حال، پشت این همه شوخی، میتوان نشانههایی از نوعی ترس و ناامنی را نیز دید.
منبع: وبسایت گاردین
اشتراک گذاری

