سفرنامه ای رویایی و هذیانانگیز در شرق و جنوب شرق آسیا
بار دیگر میگل گومز ، نویسنده پرتغالی، فیلمی را ارائه می دهد که در آن پیچیده ترین مسائل با معصومیت و جذابیت همراه شده اند. داستانی که در یک دوران بسیار دنیوی و در عین حال غیردنیایی، در واقع گاهی اوقات تقریبا کودکانه رخ می دهد. نقش شخصیت های بریتانیایی توسط بازیگران پرتغالی ایفا می شود که به زبان پرتغالی صحبت می کنند. و کاملا بر خلاف هر فیلم دیگری در جشنواره کن 2024 ، لبخندی ملایم بر لبانتان خواهد گذاشت. دراین مقاله یلووال مدیا به سراغ بررسی این فیلم جذاب و برنده بهترین کارگردانی در جشنواره کن 2024 رفته ایم. فیلمی پرتغالی که سرشار از زندگی و آهنگ و برخورد بین فرهنگ ها و بازه های زمانی است. با ما همراه باشید.
داستان گرند تور

ممکن است بعد از دیدن فیلم احساس کنید که فیلمنامه از نوشته های توسط سامرست موام اقتباس شده است، اما در واقع یک فیلمنامه اصلی است. (همچنین شاید یاد رمان های جین گردام یا اولین وو بیفتید.) در برمه استعماری در طول جنگ جهانی اول، ادوارد یک کارمند کوچک انگلیسی در رانگون است که با ناراحتی منتظر ورود قایقی از لندن است تا زنی که هفت سال پیش با او نامزد کرده است را ببیند. اما ادوارد دچار تردید می شود و قبل از رسیدن مولی به سنگاپور می گریزد. ادوارد که مانند یک دوره گرد زندگی می کند، به بانکوک، سایگون، مانیل و اوزاکا می رود، جایی که مقامات ژاپنی او را به دلیل ارتباط مشکوک با اطلاعات نیروی دریایی ایالات متحده اخراج می کنند. سپس او به شانگهای، چونگ کینگ و تبت می رود، جایی که پانداها را در درختان می بیند و با کنسول انگلیس معتاد به تریاک ملاقات می کند که به او می گوید امپراتوری تمام شده است و غربی ها هرگز ذهن شرقی را درک نمی کنند. اما نباید غافل شد که مولی در ردیابی و یافتن ادوراد بسیار جدی است.
نیمه اول فیلم داستان نسبتا آرام ادوارد است، اما نیمه دوم به روایت پرحادثهتر و حتی هیجانانگیز جستجوی مولی تعلق دارد. ما وقت داریم که این زن پیچیده و مصمم را با خنده های عجیب و غریب و پرخاشگرش و استعداد غش کردن در ملاء عام که ممکن است صرع باشد، بشناسیم.
کادربندی با صداهای خارج از قاب

در اثر صداهای خارج از صحنه به زبانهای مختلف در هر یک از مکانهایی که داستان روایت میشود و مطابق با رویکرد رئالیستی گومز، داستان با صحنههایی از شهرهای امروزی که هر صحنه در آن اتفاق میافتد، آمیخته شده است. اینها تا حدی یک نوع کادربندی هستند، اما گومز تقریبا با بازیگوشی نشان می دهد که این صحنههای مستند تمام هدف فیلم هستند و این داستان است که باید در پسزمینه باشد. این صحنه ها عمدتا رنگی هستند، در حالی که داستان سیاه و سفید است. اما این یک قانون قطعی و دائمی نیست. و در واقع، اگرچه در نیمه اول فیلم «مستند های» خوبی وجود دارد، نیمهی فیلم مولی تقریبا فقط داستان است و انرژی مثبتی به فیلم میدهد.
گاهی رنگی، گاهی سیاه و سفید، با راویانی که به زبان محلی صحبت میکنند و داستانهای دوران ادوارد و مولی را به آسیای امروزی پیوند می زنند، سکانس های شگفتانگیزی از زندگی مدرن در سراسر قاره آسیا دریافت میکنیم. چرخ و فلک رانگون که با دست حرکت می کند، کارگران یدر حال باز کردن سیم های بالای تیرهای تلفن سایگون هستند، پیرمردهای چینی در حال بازی فال ماهجونگ؛ مردم محلی فیلیپینی سوار بر توکتوک؛ و آتش بازی سال نو بر فراز آسمان سایگون.
فیلم برداری خارق العاده

گومز این فیلم جذاب را به شکلی خارق العاده فیلمبرداری کرده است. به دلیل محدودیتهای دوران کووید، بسیاری از سکانس های مدرن از راه دور کارگردانی شدند. در حالی که بخشهای مربوط به دوران قدیم، چه در جنگلهای بامبو یا هتل رافلز و چه در کشتیهایی که کاپیتان آن به شش زبان مختلف صحبت میکند، با تکیه بر صدا تولید شده اند. اما جدا از نابهنگاری عمدی گاه و بیگاه، مانند یک تلفن همراه که وقتی که مولی در آستانه رسیدن به ادوارد است در جنگل افتاد، گرند تور یک تجربه بسیار منسجم و بسیار پیچیده است.
در یک سکانس نمادین، اسکوترهای سایگون با حرکت آهسته در خیابانهای پر ترافیک جریان مییابند، در حالی که از میان تمام موسیقیهای کلیشهای جهان، «والس آبی دانوب» پخش میشود. این فیلم ممکن است جدید باشد، اما مشاهده اینکه سایگون مشکل ترافیکی دارد، چیز جدیدی نیست. موسیقی قدیمی است و استفاده از آن به عنوان موسیقی متن فیلم در سکانس پیشگام است. با این حال، به دلایل اسرارآمیز و جادویی، این لحظه، مانند بسیاری دیگر، ممکن است باعث نوعی معلق شدن در برخی از بیننده شود. کسی که به دنبال دلیلی برای دوباره عاشق شدن به این جهان است، می تواند آن را در گرند تور بیابد.
سخن آخر
به نظر می رسد گرند تور یک فیلم رمانتیک، عجیب و غریب و کمیک است. با شروع بخش مولی و تلاش هایش برای رسیدن به نامزد ترسوی خود (که مشخصاً لیاقت این زن برجسته را ندارد.) با تعلیق مواجه می شویم. آیا قرار است در یک سکانس مجلل از دو عاشق بهم برسند؟ خب، شاید دیوید لین آن را اینگونه بازی کند. البته گومز خیلی مورب به آن می پردازد: مالیخولیا و احساسی وجود دارد که دنیا مکانی بزرگ و گیج کننده است که در آن افراد می توانند گم شوند و امیدها و رویاهایشان از بین برود. در پایان ما با یک خداحافظی تکان دهنده و یک اشاره به این ایده که این یک داستان تخیلی است مواجه می شویم. بنابراین نباید خیلی ناراحت باشیم. در هر صورت گرند تور یک تجربه منحصر به فرد و ارزشمند است.
منبع: وبسایت گاردین
اشتراک گذاری

