یک اتاق خالی را تصور کنید. حدودا ۱۰ متری. از در که وارد میشوید، پایه تختی چوبی رو به روی شماست. دستتان را که دراز کنید میتوانید پرده های بلند کرم رنگ را کنار بزنید که نور اذیتتان نکند. البته مراقب باشید پایتان به لباس های تلمبار شده روی زمین گیر نکند که بدجور زمین میخورید.
حالا همان اتاق را اینطور فرض کنید. در را باز میکنید تخت چوبی سمت راستتان است. پنجره نیمه بازیست با پرده های کشیده که نسیمی به داخل اتاق راه میدهد. و یک صندلی رو به روی پنجره. شاید از گوشه چپ پنجره، دریا هم پیدا باشد.
خب، به نظرتان چه کسی در اتاق اول زندگی میکند؟ کسی که دل و دماغ کاری ندارد. شاید شاغل است و اصلا فرصت به خود رسیدن را ندارد. اما اتاق دوم، روحیهاش لطیف است. شاید شاعر یا نویسنده یا حتی نقاش باشد. برای خودش وقت میگذارد و احتمالا اوقات فراغت زیادی دارد.
ببینید تنها با چینش چند قطعه از یک اتاق یا جایجایی چند جز میتوان شخصیت یک فرد را شناخت و تشخیص داد. حیرتآور نیست؟ حالا تصور کنید قرار است فیلمی ساخته شود. قطعا چینش صحنه از مهمترین و تعیین کننده ترین المان ها خواهد بود. همراه یلووال مدیا چند طراحی صحنه به یاد ماندنی را میبینیم و آنالیز میکنیم.
استاکر (Stalker)
۱۹۷۹

استاکر به کارگردانی آندری تارکوفسکی، سه مرد را دنبال می کند که در حال عبور از یک بیابانند.
ساخت این فیلم منجر به مرگ زودرس تارکوفسکی و سایر بازیگران و عوامل فیلم شده است زیرا آنها در نزدیکی یک کارخانه شیمیایی خطرناک فیلمبرداری کردند که بعد ها به بیماریشان منجر شده. با این حال این ریسک پر خطر برای خاص بودن و متمایز بودن ظاهر و طراحی صحنه کاملا جواب داد. به جرئت میتوان گفت منطقه فیلمبرداری یکی از شگفتانگیزترین مکانها در تمام تاریخ فیلمسازی است که برای لحن و حال و هوای استاکر عالی است. طراحان صحنه درخشان اما تیره و تار این اثر، الکساندر بویم و خود تارکوفسکی بودند.
آشوب (Ran)
۱۹۸۵

«آَشوب» آکیرا کوروساوا یک پروژه رنگارنگ بود که سالها در حال ساخت بود. ران، اقتباسی جزئی از شاه لیر شکسپیر، درباره یک فئودال سالخورده است که از سلطنت کناره گیری می کند و سرزمین خود را به پسرانش می سپارد و ممکن است بهترین طراحی صحنه فیلم را در تمام تاریخ فیلمسازی را داشته باشد.
کارگردان اسطورهای ژاپنی یک دهه را صرف تبدیل هر پلان از فیلم به نقاشی کرد. از همین نظر آَشوب شاید زیباترین فیلم تاریخ باشد. هر قطعه از پالت رنگ معنادار است، هر لباس بی عیب و نقص، و هر ترکیبی فریبنده است. طراحان تولید شینوبو موراکی و یوشیرو موراکی به کوروساوا کمک کردند تا جادوی بصری آشوب را بسازد و نتیجه نیز جادویی است.
۲۰۰۱: سفینه فضایی 2001:A Space Odyssey
۱۹۶۸

دلایل زیادی وجود دارد که استنلی کوبریک را بهترین فیلمساز تاریخ می دانند و 2001: A Space Odyssey یکی از این دلایل است. این اثر یک حماسه جذاب و بسیار جاه طلبانه در مورد یک شی مرموز است که بشریت را در سفری برای کشف منشا آن قرار می دهد.
طراحی صحنه در سه کلمه شیک، رنگارنگ و بکر است. طراحی که ارنست آرچر، هری لانگ و آنتونی مسترز آن را به عهده دارند و با ترکیب تجربه و ریسک اثری خلق کردند که ارزش آن را روی پرده بزرگ سینما قابل رویت باشد. این فیلم مخاطبان را از ظاهر سنگی عصر حجر به زیباییشناسی شیک آینده میبرد و در سراسر آن هیجان نهفته است.
هتل بزرگ بوداپست (The Grand Budapest Hotel)
۲۰۱۴

وس اندرسون به خاطر استعداد بصری عجیب و غریب و منحصربهفرد همه فیلمهایش شناخته میشود اما هتل بزرگ بوداپست، شاید از همه آنها زیباتر باشد.
آدام استوکهاوزن، طراح صحنه کار که به خاطر تلاشهایش در این فیلم برنده جایزه اسکار شد ظاهری لذت بخش با ترکیب رنگ های پاستلی و رنگ های اصلی به آن بخشید. اگرچه هتل بوداپست یک اثرکمدی است، اما فیلم صحنه های تراژیک نیز زیاد دارد بنابراین تضاد آن عالم رنگارنگ با رنگهای بی روح در صحنههای خاص شما را شگفت زده میکند. در مجموع، این اثر از بی نقص ترین آثار اندرسون است.
کابین دکتر کالیگاری (The Cabinet of Dr. Caligari)
۱۹۲۰

بهترین فیلم فیلمساز آلمانی رابرت وین دست به ساخت فیلمی میزند که شاید شناخته شده ترین فیلم ساخته شده در جنبش اکسپرسیونیستی آلمان باشد. کابینه دکتر کالیگاری، شخصیت اصلی خود، هیپنوتیزور را نشان میدهد که از یک داروی خواب آور برای ارتکاب جنایت استفاده می کند.
اگرچه با استانداردهای مدرن سک فیلم ترسناک واقعی نیست، زیبایی بصری فیلم آن را بسیار وهم انگیز می کند. اشکال پیچ خورده و استفاده های وحشتناک از نور و سایه در هر صحنه این اثر را به یکی از تاثیرگذارترین ها در تاریخ سینما تبدیل میکند. طراحیان صحنه والتر رایمان، والتر روریگ و هرمان وارم بودند که میتوان آنها را از پایه گذاران طراحی صحنه در ژانر وحشت دانست.
اشتراک گذاری

