آن لحظه شیرین آزادی
ازدور، یک در آهنی بزرگ پیداست که دیدنش کلاه از سر می اندازد. در با اکراه باز میشود و معلوم است عادت به بسته ماندن دارد. ما قدم به قدم به پیرمرد کلاه پوش نزدیک میشویم که پیراهن سفیدش در تنش زار میزند. با موهای ژولیده و ساکی زیر بغل، حالا اوست که به سمت ما قدم برمیدارد. چین های زیر چشمش اجازه نمیدهد سبیل پرپشتش خودنمایی کند. سمت خورشید برمیگردد و لب هایش طوری که ابهت سبیلش زیر سوال نرود کش می آیند. امیرعلی در قصه اعتراض کیمیایی اینگونه پا به یک چهاردیواری بزرگتر میگذارد. آن شادی آزادی برای مرد مغروری چون او، درست قواره تنش است. همچون امیرعلی کیمیایی در تاریخ سینما شخصیت های به یادماندنی زیادی در این لحظه آزادی به بازی پرداخته اند. یلووال مدیا برایتان سکانس هایی آماده کرده که مطمئن باشید شما را به وجد خواهد آورد. بیایید از زندان روزمرگی رها شویدو پنج دقیقه با «سکانس های آزادی» در سینما ملاقات کنیم.
رستگاری در شاوشنگ

این فیلم کلاسیک داستان اندی دوفرن (تیم رابینز)، یک بانکدار را روایت می کند که به اشتباه به جرم قتل همسر و معشوقش محکوم شده است. او ۱۹ سال را در زندان شاوشنک می گذراند و در آنجا با رد (مورگان فریمن)، هم زندانی و قاچاقچی آشنا می شود. صحنه آزادی زندان نشان می دهد که رد پس از 40 سال از زندان خارج می شود و سرنخ هایی را دنبال می کند که نشان میدهد اندی قبلاً فرار کرده بود. رد نامه ای از اندی پیدا می کند که از او دعوت می کند تا در مکزیک به او ملحق شود و تصمیم می گیرد آزادی مشروط خود را بشکند و با دوستش متحد شود. و اما شب آزادی.. دراز ترین شب زندگی رد، یک شب طوفانی که رعد و برق، اجازه نمیدهد خاموشی زندان پایدار بماند. اندی از طریق تونلی که درست به اندازه شانه هایش جا دارد میخزد تا از آن بیرون بیاید. با صدای هررعد و برق که چشمانش راهم برق می اندازد، به لوله های فاضلاب سنگ میزند و واردش میشود. از کثافتی که تمام تنش را دربر گرفته در آبی زلال شیرجه میزند و شوق کودکی پنج یا شش ساله در تمام حرکاتش پیداست تا با رهایی تمام پا
مسیر سبز

این فیلم بر اساس رمانی از استیون کینگ ساخته شده است و زندگی نگهبانان و زندانیان محکوم به اعدام در زندان لوئیزیانا در دهه 1930 را دنبال می کند. یکی از زندانیان، جان کافی (مایکل کلارک دانکن)، غول مهربانی است که قدرت التیام دادن به زخم و درد دیگران را دارد. او با پل ادجکامب (تام هنکس)، نگهبان ، که معتقد است جان از جنایتی که به آن متهم شده بی گناه است، ارتباطی برقرار می کند و دوستی تشکیل میدهد. در صحنه آزادی از زندان، پل را نشان می دهد که اکنون پیرمردی است که در خانه سالمندان زندگی می کند و برای دوستش الین (ایو برنت) فاش می کند که در واقع 108 سال دارد و جان قبل از او بخشی از نیروی زندگی خود را به او بخشیده است و سپس خودش اعدام شده. پل همچنین به الین موشی به نام آقای جینگلس را نشان می دهد که او نیز توسط جان شفا یافته و بیش از 60 سال زندگی کرده است.
اگه میتونی من رو بگیر!

این فیلم بر اساس داستان واقعی فرانک ابگنیل جونیور (لئوناردو دی کاپریو)، یک کلاهبردار است که خود را در حرفه های مختلف جعل کرده و میلیون ها دلار چک جعل کرده است. کارل هانرتی (تام هنکس) مامور افبیآی او را تعقیب میکند و سرانجام او را میگیرد و به زندان میفرستد. صحنه آزادی زندان نشان می دهد که فرانک از طرف کارل به او پیشنهاد معامله می دهد و از او می خواهد در ازای آزادی خود برای اف بی آی به عنوان مشاور کلاهبرداری کار کند. فرانک موافقت می کند، اما چندین بار سعی می کند فرار کند، تا اینکه متوجه می شود کارل تنها کسی است که به او اهمیت می دهد و تصمیم می گیرد بماند.
طوفان

این فیلم بر اساس داستان واقعی روبین “طوفان” کارتر (دنزل واشنگتن)، بوکسوری است که به اشتباه به قتل سه گانه محکوم شد و 20 سال را در زندان گذراند. او توسط گروهی از فعالان به رهبری لسرا مارتین Vicellous Reon Shannon))، مرد جوانی که زندگی نامه کارتر را خواند و از داستان او الهام گرفت، حمایت می شود. صحنه آزادی زندان کارتر را نشان می دهد که پس از ابطال محکومیت او توسط قاضی آزاد می شود و لیسا و دوستانش که برای آزادی او کمپین تبلیغاتی کرده بودند از او استقبال می کنند. کارتر لیسا را در آغوش می گیرد و از او برای نجات جانش تشکر می کند.
در جستجوی خوشبختی

این فیلم بر اساس داستان واقعی کریس گاردنر (ویل اسمیت)، یک فروشنده مبارز است که با پسر کوچکش کریستوفر (جیدن اسمیت) پس از ترک همسرش بی خانمان می شود. او در یک برنامه کارآموزی رقابتی در یک شرکت کارگزاری ثبت نام می کند، به این امید که آینده بهتری برای خود و پسرش تضمین کند. صحنه آزادی زندان، کریس را نشان می دهد که پس از دستگیری او به دلیل پرداخت بلیط پارکینگ از زندان آزاد شده است. او با عجله به دفتر می رود، جایی که برای یک مصاحبه مهم دیر می شود. او با وجود ظاهر کثیف و عدم آمادگی، موفق می شود با صداقت و هوش خود مصاحبه کنندگان را تحت تاثیر قرار دهد. او بعداً متوجه می شود که این شغل را به دست آورده و با پسرش جشن می گیرد.
اشتراک گذاری

