در دقایق ابتدایی قسمت اول سریال، گالادریل حضور دارد. مگر راه بهتر دیگری هم برای شروع هست؟ در حالی که صفحه سیاهی که ثانیه های آغازین سریال «حلقه های قدرت» است، جای خود را به صحنه ای زیبا از کودکان الف ها با لباس های سفید در میان مزارع طلایی می دهد، گالادریل داستان مبدا جهان در دوران قبل از شر را می گوید. در لبه یک نهر، گالادریل کوچک نوعی قایق قو اوریگامی را به آب می اندازد که بال هایش با برخورد باد به بادبان ها باز می شود. شگفت انگیز است ، تا زمانی که بچه های دیگر آن را با سنگ غرق می کنند. فینرود، برادر بزرگتر محبوب گالادریل، او را دلداری می دهد و قصه ای برای کشتی مینیاتوری می سازد : «که نگاهش رو به پایین نیست، بلکه به سمت بالا است، خیره شده به نوری که او را هدایت می کند، و چیزهایی را زمزمه می کند که تاریکی هرگز نمی داند ».

سریال جدید آمازون، با یک صحنه ی محصور کننده شروع می شود. گندمزار طلایی و نهر آب جاری در آن، برای بیشتر ما یادآور تصوری است که از بهشت داریم. یا همانطور که گالادریل می گوید، جهان قبل از سلطه ی شر. منتقدان زیادی بعد از پخش دو قسمت اول این سریال فیدبک های مثبتی در مورد آن منتشر کردند، به خصوص در مورد صحنه های خیره کننده ی آن. آن ها برای توصیف سریال از کلماتی مثل «تصاویر خیره کننده» و «صحنه های زیبا و نفس گیر» استفاده کرده اند، که بیانگر طراحی و ساخت صحنه ی خارق العاده ی این سریال است. در این مقاله ی یلووال مدیا، به سراغ نکات جالبی که در مورد طراحی و ساخت مکان های مورد نیاز برای سریال بوده است رفته ایم. اگر برای شما هم روش ساخت یک دنیای جادویی به شکل کاملا واقعی و باورپذیر جذاب است، با ما همراه باشید.
خلق جزئیات شگفت انگیز
رمزی اوری، طراح تولید این سریال، در فیلم های درخشان نگهبانان کهکشان و پیشتازان فضا به سوی تاریکی نیز وظیفه ی طراحی صحنه را به عهده داشته . اما اوری میگوید یکی از نکات برجسته زندگی حرفه ای او ساختن یک کشتی در اندازه واقعی با بادبانهای 30 فوتی برای سریال The Lord of the Rings: The Rings of Power بوده است.
اوری در مصاحبه اش می گوید: «ما یک کشتی کامل ساختیم و سپس آن را روی یک گیمبال بزرگ شش محوره قرار دادیم تا بتوانیم آن را جابهجا کنیم. و سپس روی آن آب ریختیم تا این حس را منتقل کنیم که روی امواج حرکت می کند». این کشتی تنها نمونه ای از توجه به جزئیات و بودجه هنگفت صرف شده برای طراحی و ساخت صحنه های Rings of Power است.

نمایش دوران اوج تمدن ها
در حالی که ارباب حلقهها افول پادشاهیهای مختلف الفها، کوتولهها و انسان ها را به تصویر میکشید، حلقههای قدرت این تمدنها را در دوران اوج خود نشان می دهد. این دوران دوم است، قبل از اینکه سائورون آنها را فریب می دهد تا حلقههای قدرت را بسازند. تالکین در کتاب های خود، یک جزیرهای بزرگ شبیه آتلانتیس به نام نومنور را توصیف کرده است که در آن مردانی ساکن بودند که صدها سال زندگی کردند. آنها اجداد آراگورن بودند. اما سائورون شروع به مسموم کردن ذهن آنها کرد و آنها شروع به گشتن به دنبال جاودانگی کردند (از جمله قربانی کردن انسان). این مساله باعث خشم خدایان شد و نومنور را غرق کردند. بازماندگان نومنور در نهایت شهر گوندور را ساختند.
بنابراین، در خلق نومنور، که هرگز در سه گانه ی ارباب حلقه ها به تصویر کشیده نشده است، اوری از خدمات طراحی صحنه های فیلمهای جکسون (کارگردان ارباب حلقه ها و هابیت) استفاده کرد، یعنی جایی که گوندور با ساختمانهای سنگی سفید و گنبدها و ستونهای رومی به تصویر کشیده شد. ایوری از برخی از این جزئیات معماری برای ساخت نومنور استفاده کرد. نومنور رنگارنگتر است، با جزئیات آبی رنگ روی ساختمانها و کشتیهایش تا ارتباطش با دریا را منتقل کند.

معماری به سبک الف ها
از آنجایی که الفها نیز به ساخت نومنور کمک کردند، تأثیرات الفی در آنجا دیده می شود. این تاثیر را می توان در معماری گوتیک و نقوش درختی دید. هر دوی این سبک های طراحی در لای های زیرین طراحی نومنور وجود دارند. شاید فقط دقیق ترین طرفداران تالکین بتوانند آن ها را ببینند، اما اوری میگوید که این جزئیات است که به سرزمین میانه حس تاریخی بودن میدهد.

انتقال پیام با سنگ تراشی
در حالی که طراحی نومنور به ایوری آزادی در خلاقیت می داد، طراحی و ساخت مکان های دیگر پیچیده تر بود زیرا قبلاً در فیلم ارباب حلقه ها به تصویر کشیده شده بودند. به عنوان مثال، Khazad-dûm شهر کوتوله ها است که آخرین بار در یاران حلقه دیده شده است، جایی که یک زمین بایر تاریک به نام موریا بود. همانطور که در فیلم نشان داده می شود، پس از اینکه کوتوله ها بالروگ را با استخراج معدن از خواب بیدار کردند، آنجا را ترک کردند. پس از سقوط خزاددوم، کوتوله ها به نژادی کوچ نشین تبدیل شدند.

در حلقه های قدرت، نژاد کوتوله ها در Khazad-dûm در حال رشد و افزایش است. در تلاش برای تصویرسازی آن پادشاهی، اوری از قسمتی از کتاب دو برج استفاده کرد که در آن گیملی، نظر کوتوله ها درمورد استخراج از معدن را توضیح می دهد: «آیا در بهار بیشه های درختان شکوفه را برای هیزم می برید؟ ما از این سنگهای گلدار مراقبت میکنیم، نه اینکه آنها را استخراج کنیم.» از نظر اوری، این بدان معناست که خزاددومی که در فیلمهای ارباب حلقه ها دیده میشود، با سقفهای فوقالعاده بلند و ستونهای هندسی، پس از طمع دورفها به دلیل تاثیر مخرب حلقههای قدرت ساخته شدهاند.

در واقع این معماری نشان می دهد که کوتوله ها ارتباط خود را با ماهیت سنگ از دست داده اند. آنها شروع به ساختن این ساختمان های بسیار عظیم کردند، جایی که سنگ را تراشیده و به آن ها شکل می دهند. در مقابل، در حلقههای قدرت، شکل و معماری بیشتر به فرمهای کریستالی سنگ های واقعی شباهت دارند. این طراحی نشان می دهد که در این دوره کوتوله ها بیشتر به کوه و سنگ احترام میگذارند. در حلقههای قدرت، خزاددوم شهری پرجنبوجوش، با معماری شگفتانگیز مهندسی، رودخانههای روان، نوری که از بیرون به داخل میتابد و پوشش گیاهی است.
واقعیت به جای کامپیوتر
غیر از زیبایی شناسی، یک موضوع مهم دیگر وجود دارد که نشان می دهدحلقه های قدرت دنباله رو فیلم های ارباب حلقه ها نیست. در این سریال به جای اینکه بازیگران مقابل پرده ی سبز بازی کنند، تیم خلاق طراحی و ساخت صحنه تا جایی که می توانستند مکان های واقعی ساختند. آنها حتی یک آسانسور برای Khazad-dûm ساختند. این بدان معناست که بازیگران واقعاً می توانند در سرزمین میانه حرکت کنند.
همچنین آنها می توانستند با یکدیگر در یک اتاق بازی کنند. وقتی الروند الف و کوتوله دورین چهارم در حلقههای قدرت با هم ملاقات میکنند، گروه فیلمبرداری سریال ارباب حلقه ها توانستند از طریق پرسپکتیو اجباری و ساختن قطعات در دو مقیاس متفاوت اختلاف قد این دو را نشان دهند.
ساخت این صحنه ها به جای تکیه بر تصاویر تولید شده توسط کامپیوتر، راهی برای سهولت حضور بازیگران در نقشهایشان بود، و از موقعیتی مشابه آنچه در فیلمهای هابیت رخ داد، جلوگیری کرد. در این فیلم ایان مککلن تقریباً به دلیل بازیگری بسیار ضعیف در مقابل پرده ی سبز به جای بازیگر نقش مقابل، از فیلم برکنار شد.
خلق یک دنیای جادویی باورپذیر
برای اوری که از 10 سالگی علاقه زیادی به کتاب های ارباب حلقه ها داشت، طراحی و خلق صحنه های حلقه های قدرت یک رویا بود. “وقتی این پیشنهاد را دریافت کردم گفتم: اوه خدای من، من باید بروم در سرزمین میانه بازی کنم! ما میخواستیم مطمئن شویم که همه باور کنند که شما واقعاً میتوانید به این دنیا قدم بگذارید.»
اشتراک گذاری

