مروری بر جنبش نئورئالیسم ایتالیا در سینما

مروری بر جنبش نئورئالیسم ایتالیا در سینما
زمان مطالعه: 5 دقیقه
5
(1)

سال‌ها پیش از آن‌که موج نوی فرانسه به خاطر شیوه‌های چریکیِ فیلم‌سازی‌اش مورد ستایش قرار گیرد، کارگردانان نئورئالیست مانند لوکینو ویسکونتی، ویتوریو دسیکا و فدریکو فلینی تعریف تازه‌ای از این ارائه کردند که چگونه می‌توان بازنمایی صادقانه‌ای از زندگی را بر پرده سینما نشان داد. جنبش نئورئالیسم با تاکید بر قرار دادن آینه‌ای در برابر جامعه، می‌کوشید کشمکش‌ها و دشواری‌های واقعی جهان پس از جنگ جهانی دوم را به تصویر بکشد و در این هدف نیز به شکلی بسیار تأثیرگذار موفق عمل کرد.

تأثیر نئورئالیسم ایتالیا بر سینما را نمی‌توان دست‌کم گرفت. آثار کارگردانان برجسته نئورئالیست، از نظر نفوذی که بر سینمای جهان گذاشته‌اند، انکارناپذیر است. این جریان همچنین تأثیر عمیق و ماندگاری بر پسربچه‌ای داشت که در محله کویینز نیویورک بزرگ می‌شد؛ مارتین اسکورسیزی.

در ادامه این مقاله یلووال مدیا، جنبش نئورئالیسم ایتالیا و مجموعه‌ای از فیلم‌های بنیادین این مکتب را بررسی می‌کنیم؛ از جمله «رم، شهر بی‌دفاع»، «دزد دوچرخه»، «ایتالیایی‌های ولگرد»، «جاده» و «سفر به ایتالیا» و این‌که این آثار چگونه بر تصمیم‌های سبکی در برخی از بهترین فیلم‌های اسکورسیزی اثر گذاشته‌اند. با ما همراه باشید.

نئورئالیسم ایتالیا چیست؟

اصطلاح «نئورئالیسمو» که به‌طور مستقیم به معنای «واقعیت نو» یا «واقع‌گرایی نو» است، پس از جنگ جهانی دوم در ایتالیا شکل گرفت. نئورئالیسمو به جریانی در هنر و سینما اشاره دارد که هدفش ارائه تصویری روشن از جامعه معاصر ایتالیا در دهه ۱۹۴۰ بود. فیلم‌های مرتبط با نئورئالیسم ایتالیا بر نمایش ایتالیایی تمرکز داشتند که از نفوذ فاشیسم رها شده است. ویژگی‌های نئورئالیسم ایتالیا عبارتند از:

  • بی‌نظمی و آشفتگی اجتماعی
  • بازنمایی فقر شدید
  • بازسازی و احیای یک فرهنگ و یک ملت به ‌واسطه سینما

نگاهی به آغاز این ژانر

در سال ۱۹۳۷، بنیتو موسولینی استودیوی عظیم چینه‌چیتا را با شعار «سینما نیرومندترین سلاح است» بنیان نهاد. هدف این استودیو تولید فیلم‌های تبلیغاتی برای دولت ایتالیا بود. اما در جریان جنگ، چینه‌چیتا توسط نیروهای متفقین بمباران شد و تقریبا به‌طور کامل ویران گردید.

پس از جنگ، فیلم‌سازان ناچار شدند راه تازه‌ای برای روایت داستان‌های خود پیدا کنند. بسیاری از کارگردانان تصمیم گرفتند فیلم‌هایشان را با بودجه‌های اندک، در خیابان‌ها و با بازیگران غیرحرفه‌ای بسازند. در ادامه به بررسی فیلم‌های شاخص این مکتب می پردازیم.

رم، شهر بی‌دفاع (۱۹۴۵)

«رم، شهر بی‌دفاع» یکی از نخستین فیلم‌هایی بود که پس از جنگ و خارج از استودیوی چینه‌چیتا ساخته شد. روبرتو روسلینی، کارگردان فیلم، از دوست نزدیکش فدریکو فلینی و همچنین سرجیو آمیدئی برای همکاری در نگارش فیلمنامه کمک گرفت.

فیلم رم، شهر بی‌دفاع (۱۹۴۵)

این فیلم در شرایط دشواری تولید شد؛ تنها چند ماه پس از آن‌که ایتالیا از اشغال نازی‌ها آزاد اعلام شده بود. «رم، شهر بی‌دفاع» نخستین فیلم ضد فاشیستی روسلینی به شمار می‌آید. این اثر همچنین اولین تجربه فلینی در سینمای نئورئالیستی بود و امروزه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایتالیا شناخته می‌شود.

دزد دوچرخه (۱۹۴۸)

شاهکار بی‌چون‌وچرای ویتوریو دسیکا، «دزد دوچرخه»، یکی از آثار شاخص و تعیین‌کننده جنبش نئورئالیسم است. حتی شاید ماندگارترین و نمادین‌ترین فیلم این جریان. «دزد دوچرخه» با داستانی تمثیلی و صمیمی، روایتگر جست‌وجوی ناامیدانه پدر و پسرش برای یافتن یک دوچرخه گمشده در ایتالیای پس از جنگ است.

فیلم دزد دوچرخه (۱۹۴۸)

اسکورسیزی درباره دزد دوچرخه گفته است: «هیچ کارگردانی ارزش‌های نئورئالیستی را بهتر از دسیکا بیان نکرد و کمتر فیلمی به اندازه دزد دوچرخه برای این همه ی انسان ها معنا داشته است. این فیلم نقطه اوج و قله نئورئالیسم به شمار می‌رود.»

پایه اخلاقی فیلم بر این آموزه استوار است که «چشم در برابر چشم، جهان را کور می‌کند». «دزد دوچرخه» همچنین نماد بسیاری از ارزش‌های سینمای نئورئالیستی ایتالیاست؛ از جمله فیلم‌برداری کامل در لوکیشن‌های واقعی و استفاده از بازیگران کاملا غیرحرفه‌ای. بازیگر نقش اصلی، لامبرتو ماجورانی، کارگر یک کارخانه بود و نقش پسرش را انزو استایولا بازی کرد که دسیکا او را پس از مشاهده‌اش هنگام تماشای فیلم‌برداری انتخاب کرد.

ایتالیایی‌های ولگرد (۱۹۵۲)

«ایتالیایی‌های ولگرد» شاهکاری کم‌ادعا از فدریکو فلینی است. فیلم داستان گروهی پنج‌نفره از جوانان لاابالی را دنبال می‌کند که هرکدام آرزوها و جاه‌طلبی‌های خاص خود را دارند و وقتشان را در شهری کوچک در ایتالیا می‌گذرانند.

ایتالیایی‌های ولگرد (۱۹۵۲)

بخش زیادی از فیلم جنبه‌ای خودزندگینامه‌ای دارد و فلینی از تجربه‌های شخصی‌اش به‌عنوان جوانی که در شهر ریمینی ایتالیا زندگی می‌کرد الهام گرفته است. «ایتالیایی‌های ولگرد» فیلمی گذار در نئورئالیسم به شمار می‌آید؛ اثری که همچون دریچه‌ای به نگاه منحصربه‌فرد فلینی به گذشته عمل می‌کند و در عین حال، نوید مدرنیته‌ای را می‌دهد که در راه است.

اسکورسیزی درباره تأثیر «ایتالیایی‌های ولگرد» بر «خیابان‌های پایین‌شهر» گفته است: «شوخ‌طبعی‌اش، دقیقا همان نوع طنز خیابانی بود که من با آن بزرگ شده بودم. وقتی فیلم را دیدم، کم‌کم فهمیدم که اساسا دارم تلاش می‌کنم فیلم‌هایی درباره دوستانم و خودم بسازم. اما نقطه تعیین‌کننده همین بود. وقتی بالاخره ایتالیایی‌های ولگرد را دیدم، با خودم گفتم فقط همین راه وجود دارد. یعنی اگر او می‌توانست درباره ریمینی فیلم بسازد، من هم می‌توانستم درباره خیابان الیزابت فیلم بسازم. ایتالیایی‌های ولگرد، یعنی آدم‌های ولگرد یا همان رفقایی که فقط دور هم می‌چرخند،در واقع مردهایی سی‌ودوساله‌اند که هنوز با مادرانشان زندگی می‌کنند و کاری هم ندارند.»

جاده (۱۹۵۴)

«جاده» که ترجمه مستقیم آن «خیابان» است، به‌روشنی شرایط سخت اقتصادی زندگی خیابانی در ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم را به تصویر می‌کشد. فیلم با مردی خشن به نام زامپانو آغاز می‌شود که دختر جوانی به نام جلسومینا را می‌خرد تا دستیار سیرک او باشد. مادر جلسومینا با التماس از او می‌خواهد که برود، چون خانواده پول کافی برای سیر کردن شکم خود ندارند.

فیلم جاده (۱۹۵۴)

زامپانو جلسومینا را در سراسر ایتالیا با خود می‌برد و در عروسی‌های کوچک و شهرهای بزرگ برنامه اجرا می‌کنند. از جهاتی میان آن‌ها نوعی عشق شکل می‌گیرد، هرچند جلسومینا عملا اسیر زامپانو است. سراسر فیلم آکنده از حس استیصال است؛ استیصال برای عشق، موفقیت یا احترام. شخصیتی که ریچارد بیسهارت آن را بازی می‌کند، زامپانو را تحقیر می‌کند و همین شرم، در نهایت به فروپاشی زامپانو، آن مرد ساده‌دل، و جلسومینا می‌انجامد.

اسکورسیزی درباره «جاده» می گوید: «این، جاده زندگی است. همان جاده مشهور فلینی. همه در این جاده راه می‌روند و در نهایت به ساحل دریا می‌رسند. من در فیلم‌هایم بعدها بیشتر به سمت شخصیت ابله رفتم. شخصیت‌هایی مثل جانی بوی در خیابان‌های پایین‌شهر را پیدا کردم که مدام جلو می‌روند، جلو می‌روند، می‌دانند آسیب می‌بینند، اما نمی‌توانند جلوی خودشان را بگیرند و کمی بیشتر پیش نروند.»

سفر به ایتالیا (۱۹۵۴)

«سفر به ایتالیا» ساخته روبرتو روسلینی، نشانه پایان جنبش نئورئالیسم در سینمای ایتالیاست. زوجی بریتانیایی به ایتالیا سفر می‌کنند؛ سفری که در آن به‌طور خاموش امیدوارند رابطه پرتنش و آسیب‌دیده خود را ترمیم کنند.

فیلم سفر به ایتالیا (۱۹۵۴)

فیلم به‌طور کلی حس «دیگری» یا نگاه یک غریبه را دارد. تمرکز آن بر شخصیت‌های خارجی است که جنبه‌های شگفت‌انگیز فرهنگ ایتالیا، چه مدرن و چه باستانی، را کشف می‌کنند.

جنبش نئورئالیسم نمایانگر فقر، کشمکش و واقعیت تازه ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم بود. «سفر به ایتالیا» در حکم نقطه پایانی در برابر «رم، شهر بی‌دفاع» است. اگر «رم، شهر بی‌دفاع» نماد واقعیت تازه ایتالیا بود، «سفر به ایتالیا» بیشتر به تولد دوباره سینمای ایتالیا شباهت دارد.

امروز این جنبش کجاست؟

«خیابان‌های پایین‌شهر»، «راننده تاکسی» و «رفقای خوب» همگی فیلم‌هایی هستند که به‌طور مستقیم از آثاری که در این مقاله بررسی شد الهام گرفته‌اند. با این حال، مارتین اسکورسیزی اذعان می‌کند که فلینی، روسلینی و دسیکا در همه آثارش حضور دارند و رد پای آن‌ها دیده می‌شود.

علاوه بر این، کارگردانان مدرن بسیاری نیز به‌وضوح تحت تأثیر جنبش نئورئالیسم ایتالیا قرار گرفته‌اند؛ از جمله دیوید لینچ، جیم جارموش و ریچارد لینکلیتر. نئورئالیسم همچنین بر جنبش‌های مهم دیگری مانند موج نوی فرانسه و کمدی ایتالیایی تأثیر گذاشته است.

منبع: وبسایت studiobinder

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه