بخش دوم فیلم تلماسه (dune: part two) ممکن است یک فیلم حماسی علمی تخیلی قرن بیست و یکم خیلی خوب باشد، اما اصلا یک فیلم حال خوب کن نیست، به خصوص پایان آن. اگر با تلماسه آشنا نیستید، پس حال و هوای آخر فیلم ممکن است کمی گیج کننده باشد. ما باید خوشحال باشیم که پل آتریدس (تیموتی شالامه) و فریمن برنده می شوند، درست است؟ خوب، واقعا نیستیم. احساسات مختلف همه بخشی از کوکتل تند و تیز حماسه آراکیس هستند.
مانند رمان اصلی به قلم فرانک هربرت، درخشش پرپیچ و خم فیلم دنیی ویلنوو در قسمت دوم این است: اگرچه ساختار داستان مانند سفر یک قهرمان است، آن قهرمان در انتها تبدیل به یک شرور می شود. بنابراین، اگر در مورد پایان تلماسه (بخش دوم) سردرگم یا درگیر بحث هستید، اشکالی ندارد. این گفتگو از اواخر دهه 1960 در حال وقوع است و دلایل این آشفتگی کاملا قابل توضیح است. در این مقاله یلووال مدیا می خواهیم ببینیم که چگونه به اینجا رسیدیم، چرا بحث و جدل وجود دارد، و پایان تلماسه واقعا به چه معناست.
پایان مشخص شد
در آخرین لحظات تلماسه، پل آتریدس دو کار تکان دهنده انجام می دهد: او می گوید که با شاهزاده ایرولان (فلورانس پیوگ) ازدواج می کند، و سپس نیروهای Fremen خود را به جهان می فرستد تا جنگ مقدسی را علیه بزرگان آغاز کنند. این چشم انداز وحشتناک آینده است که پل از زمان تلماسه 1 ناظر آن بوده است. Fremen و House Atreides بر آراکیس چیره می شوند، اما هزینه آن یک جنگ عظیم است که نیمی از جهان را می سوزاند. بیایید بررسی کنیم که چگونه این اتفاق می افتد.
چرا پل با ایرولان ازدواج می کند؟

چرا پل برای تصاحب تاج و تخت از امپراتور شادام چهارم نیاز به ازدواج با شاهزاده ایرولان دارد؟ از آنجایی که او کنترل ملانژ روی آراکیس را در دست دارد، آیا نمیتوانست همه را بکشد و با چانی، عشق واقعیاش، ازدواج کند؟ پاسخ در کتاب نهفته است. وقتیدر صفحات پایانی کتاب پل، ایرولان را می بیند، فکر می کند: «کلید من آنجاست» و در آخرین صفحه کتاب به چانی می گوید: «ما باید از الگوها ها پیروی کنیم». این بدان معناست که او می خواهد در درون نظام قدرت بگیرد.
در کتاب، ما میفهمیم که معامله ای انجام شده است تا یک بن گسریت را بر تخت سلطنت بنشانند، و ایرولان کسی است که آنها انتخاب کرده اند. در فیلم، قبل از اینکه همه چیز در پایان از بین برود، مادرگایوس هلن موهیم به ایرولان می گوید که «یک راه وجود دارد که خانواده شما در قدرت باقی بمانند. آیا آماده اید؟». پل تا حدودی از این موضوع آگاه است. بنابراین با ازدواج با ایرولان، نه تنها کنترل تاج و تخت را به او می دهد، بلکه بن گسریت را نیز آرام می کند. در پایان فیلم مشخص است که بن گسیرت پل را به عنوان گزینه قابل قبولی در قدرت پیشبینی میکرد، به همین دلیل است که ایرولان میگوید: «پدرم را رها کن و من عروس تو خواهم شد».
بنابراین پل برای حمایت سیاسی از بن گسریت و دربار سلطنتی با ایرولان ازدواج می کند و انگیزه های ایرولان اساسا یکسان است. او در نهایت عاشق پل خواهد شد. در حال حاضر، این یک تصمیم سیاسی است. تصمیمی که آشکارا برای چانی دلخراش است. اما این چیزی بیش از یک جدایی بین چانی و پل است.
چرا پل به خاندان های قدرت اعلان جنگ می کند؟
در پایان تلماسه2، به پل گفته میشود که خاندان های بزرگ Landsraad «از احترام به پادشاهی شما خودداری میکنند». این یک تغییر کوچک نسبت به بخش اول است، اما به کتاب «دانشنامه تلماسه-1984» اشاره می کند که در آن بیان شده است که Landsraad می خواست به سرعت پل را سرنگون کند. در تلماسه و مسیحای تلماسه ، ما واقعا « Muad’Dib’s Jihad» را نمیبینیم. اگرچه مفهوم این است که هیچکس از آن راضی نبود، زیرا جنگجویان فرمن را فرستاد تا اساسا تمام سیارههای شناخته شده جهان را تصرف کنند. در مسیحا، دوازده سال پس از پایان «جنگ مقدس»، توطئه ای برای ترور پل، که اساسا دیکتاتور شده است، وجود دارد. بنابراین، در پایان کتاب تلماسه 2، پل اعلان جنگ به خاندان های قدرت را با توجه اتفاقاتی که خارج از داستان بین کتاب اول و دوم اتفاق میافتد، بررسی میکند.
آیا پل می توانست از جنگ مقدس جلوگیری کند؟

چرا پل اجازه داد فریمن ها اینقدر افراطی شوند؟ زیرا فرانک هربرت سعی میکرد نکتهای را بیان کند: «سریال تلماسه را نوشتم زیرا این ایده را داشتم که رهبران کاریزماتیک باید با یک برچسب هشدار بر روی پیشانی خود بیایند: «ممکن است برای سلامتی شما خطرناک باشد.»»
جالب توجه است که رهبر سیاسی که هربرت احساس می کرد نماد این گرایش است، جان اف کندی بود. کسی که مانند پل آتریدس از نظر ظاهری دوست داشتنی و کاریزماتیک بود. هربرت احساس میکرد که این در درازمدت برای جامعه بد بود، زیرا مردم تمایل دارند رهبران کاریزماتیک را زیر سوال نبرند، بنابراین جنگ مقدس پل نمونهای هذلآمیز از این است که این نوع تفکر چقدر اشتباه میکند.
آیا پل واقعا آدم بدی است؟

اگر در توییتر بچرخید، بحث های زیادی در مورد اینکه آیا پل واقعا شرور تلماسه است یا خیر، خواهید یافت. از یک طرف، به نظر می رسد برخی از مردم پیروزی پل را جشن می گیرند. از سوی دیگر، افراد زیادی نقل قولهای فرانک هربرت (یا میمها) را ارسال میکنند که مشخص میکند این هدف نبوده است. اگر «آیا پل ضد قهرمان است» را در عملکرد جستجو در توییتر تایپ کنید، خواهید دید که بسیاری از مردم از این موضوع بسیار ناراحت هستند. در واقع، در کتاب تلماسه، تا حدودی قابل درک است که چرا مردم بعد شصت سال هنوز هم می توانند درباره شخصیت پل بحث کنند. در دو سوم اول داستان تلماسه، هم رمان و هم دو فیلم ویلنوو، ما به پل علاقه داریم. و سپس، ناگهان، این احساس تغییر می کند. پس پایان تلماسه کمی شبیه به پایان Attack of the Clones است. بله، آناکین در نهایت برنده شد، اما مسیر جنگ و وحشت آغاز شده است.
مسیر سخت و پرچالش پل برای رسیدن به سلطنت باعث شده است که او به اندازهای طولانی زندگی کند که در نهایت تبهکار شود. در نهایت، تلماسه حاوی درس های بزرگی است در مورد اینکه چگونه می توانیم به آینده ای بهتر فکر کنیم. اما مسیر پل به سمت قدرت یک دستورالعمل نیست، بلکه یک هشدار است.
منبع: وبسایت esquire
اشتراک گذاری

