استفاده متفاوت از دوربین فیلمبرداری: یک زندگی پنهان

استفاده متفاوت از دوربین فیلمبرداری: یک زندگی پنهان
زمان مطالعه: 4 دقیقه
5
(1)

فیلم یک زندگی پنهان ساخته‌ی کارگردانی است که استاد فلسفه است، فیلم براساس ماجراهای واقعی ساخته شده است. این فیلم داستان فرانز ییگستَتار را حکایت می‌کند که از پیوستن به نازی‌ها و جنگیدن برای آن‌ها در جنگ جهانی دوم امتناع کرده است. فیلم پس از گذشت ساعتی به یک ماجرای معنوی تبدیل می‌شود که تقابلی است میان ایمان و ناامیدی. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به دوربین متفاوت ترنس مالیک در جدیدترین اثر سینمایی خود.

داستان فیلم

صحنه‌ای از فیلم یک زندگی پنهان

حوادث فیلم در سال ۱۹۳۹ رخ می‌دهند؛ زمانی که پایه‌های حکومت هیتلر در حال استوار شدن است. فرانتس به همراه همسرش فانی  همراه با دخترشان در یک روستای کوچک در آلمان زندگی می‌کنند. فرانتس پیش از این به ارتش آلمان فراخوانده شده اما هیچگاه به جنگ اعزام نشده است. در سال ۱۹۴۳ ارتش دوباره فرانتس را فرامی‌خواند، اما حالا او صاحب همسر و فرزند است و آلمان چند کشور را فتح کرده، میلیون‌ها انسان را به قتل رسانده و قصد دارد عملیات‌های کشتارجمعی را آغاز کند. وجدان فرانتس اجازه حضور در این عملیات‌ها را نمی‌دهد. او به‌طورکلی با جنگ مخالف است اما این عملیات‌ها بسیار متفاوت از جنگ معمولی هستند.

تأثیر این تصمیم روی زندگیشان تاثیر مستقیم دارد. اگر فرانتس به مخالفت خود با ارتش ادامه دهد، قطعاً به زندان خواهد افتاد و شکنجه‌هایی دردناک را تجربه خواهد کرد. و پایان این ماجرا، چیزی جز اعدام نخواهد بود و اگر این اتفاق رخ دهد، فانی دیگر کسی را برای تکیه کردن نخواهد داشت؛ کودکانشان یتیم خواهند شد، درآمد خانواده به صفر خواهد رسید و اهالی روستا، که هیتلر را مانند یک خدا می‌پرستند آنها را مورد آزار و اذیت قرار خواهند داد.

فیلم «یک زندگی پنهان»، داستان تقابل یک کشاورز با نازی‌ها را روایت می‌کند. «یک زندگی پنهان» داستان سردرگمی در میان ابعاد مختلف هستی نیست، داستان اطمینان و قطعیت در برخورد با چیزی است که خلاف زندگی پنهان درونی است. این دوربین فیلم، دیالوگ‌ها و نریشن‌ها و موسیقی‌ای که حالا قطعی‌تر نواخته می‌شود نیز تصدیق می‌کنند.

سبک فیلمسازی ترنس مالیک

فیلم یک زندگی پنهان

سبک کارگردانی مالیک در این فیلم می‌تواند یادآور دزد دوچرخه‌ی ویتوریو دسیکا باشد. شاید آشکارترین نشانه انگیزه واقع‌گرا از میزانسن ناشی شود که در استفاده از بازیگران غیرحرفه‌ای و فیلمبرداری در مکان‌های واقعی نمود پیدا می‌کند. مالیک در این فیلم به تمامی تلاش کرده است که داستانی را به نمایش درنیاورد؛ بلکه واقعیتی را بسازد.

این واقع‌گرایی اشاره شده حتی در نورپردازی هم دیده می‌شود. در بسیاری از صحنه‌ها خبری از نورپردازی با چند منبع نوری نیست و دوربین نیز بیش‌تر روی دست قرار دارد. هر چند که شاهد نماهای تراولینگی هستیم که روان و بدون تکان هستند. به همین ترتیب حرکت‌های دوربین هم قابل توجه هستند. به هر حال، چند نما در میان محتوا و فرم کلی اثر گم می‌شوند و در مجموع می‌توان آشنایی‌زدایی واضحی را در اثر دید که تنها از مالیک بر می‌آید با چنین شیوه‌ای آن را ارائه دهد.

استفاده‌ی متفاوت مالیک از دوربین

صحنه‌ای از فیلم یک زندگی پنهان

یک زندگی پنهان به داستان گویی بصری همیشگی مالیک نیز وفادار است. فیلم به نماهای کلوزآپ و لانگ شات اهمیت زیادی می‌دهد و از آن‌ها در نقاط داستانی متفاوتی استفاده می‌کند. از نمای کلوزآپ استفاده می‌کند تا ما را نزدیک به شخصیت‌ها نگه دارد و حتی انتخاب لنز نیز به‌گونه‌ای است که کاملا حس می‌شود کارگردان مدام احساساتی که باید حس شوند را برجسته می‌سازد. از لانگ شات استفاده می‌شود تا تنهایی، گمشدگی و کوچک بودن شخصیت‌ها مورد توجه قرار بگیرند. حتی در برخی صحنه‌ها با استفاده از لانگ‌شات و تاخیری که در نزدیک شدن به شخصیت‌ها ایجاد می‌شود حس رهایی به زیبایی منتقل می‌شود. تدوین این فیلم نیز خود کلاس درسی است. به جامپ‌کات‌ها و استفاده از آن‌ها در گفتگوها دقت کنید. جالب است بدانید که این فیلم سه تدوینگر داشته و سال‌ها در اتاق تدوین باقی مانده تا محصول نهایی شکل بگیرد. به شخصه جایی که تدوین بسیار زیبای اثر را بیش از هر زمان دیگری حس کردم، صحنه‌های مربوط به زندان در نیمه دوم فیلم بودند. صحنه‌هایی که استیصال فرنز را با کات‌هایی مداوم، صداگذاری‌ها و وُیس‌اُورهای دیگر شخصیت‌ها نشان دادند.

یکی از موارد زیبایی که در فیلمبرداری فیلم مدام تکرار می‌شود و می‌توان آن را مایه‌ای تکرارشونده دانست، وجود داشتن یک منبع نوری روشن در اتاقی تاریک است. این مورد را از اصطبل و خانه شخصیت‌های اصلی شاهد هستیم و همانند تدوین، در زندان به اوج می‌رسد. داستانگویی بصری ترنس مالیک ما را وادار می‌سازد مانند فرنز به پنجره کوچک بالای دیوار سلولش خیره شویم، به آزادی بیندیشیم و به این فکر کنیم که چه بلایی سر این شخصیت می‌آید. یکی دیگر از موتیف‌های بصری، زاویه دوربین است. دوربین هرگز از سطح شخصیت‌ها بالاتر نمی‌رود و نگاه ما در بیشتر صحنه‌ها از پایین به بالا است.

از درخت زندگی تا زندگی پنهان

آخرین فیلم ترنس مالیک می‌تواند اوج سبک فیلمسازی او از بعد از «درخت زندگی » باشد. در «یک زندگی پنهان» به وضوح خط داستانی محکمی وجود دارد که می‌توان آن را لمس و دنبال کرد. جنس داستانی که او برای فیلم کردنش انتخاب کرده، چنین امکانی را داده تا بیننده نیز بتواند با شخصیت و آن چیزی که بر او گذشته همراه باشد. اما این بار دوربین آرام‌تر در حال روایت است و شخصیت‌ها در چارچوبی قرار گرفته‌اند که فیلمساز برای آن‌ها ساخته است. چارچوبی که از پس زیست آن‌ها در سال‌های جنگ و کشت و کشتار آمده است. اما مالیک آن کارگردانی نیست که به میدان جنگ برود تا مصائب آن را به نمایش بگذارد، حداقل پس از درخت زندگی نشان داده که نمی‌خواهد بر روی جزییات تمرکز کند، بلکه همراهی او با ذهن شخصیت‌ها و آشنا کردن مخاطب با راویان قصه‌اش کارکردی دارند که جایگزین جزیی گویی خواهند شد، طوری که بیننده از چیزی عقب نماند و در عین حال تک تک اجزای فیلم به وجودش نیز رسوخ کنند.

 

 

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه