پریا امید شدن یأس شدن خروس سرکنده شدن
عزتالله انتظامی کتابی دارد به نام «من عزتم؛ بچه سنگلج» خودش تعریف می کند یک نسخهاش را به داریوش مهرجویی هدیه دادم و پشت کتاب نوشته ام: «چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید؛ تو آمدی من را پروراندی.» و بعدتر ادامه می دهد «واقعا هم همینطور بود. وقتی قرار شد مهرجویی گاو را بسازد، دلمان پر میزد برای سینما. آن موقع اصلا نمیدانستیم سینما چیست. قرارداد بستن یعنی چه. فقط میخواستیم بازی کنیم. داریوش رلها را تقسیم کرد و شروع کردیم. وقتی اسم داریوش مهرجویی روی نقش کارگردان بود و قرار بود گاو را کار کنیم می دانستم دیگر هیچ چیز ساده نیست و نمیشود راحت از کنارش بگذرم.» اما واقعیت گستردهتر این است که سینما فقط تکنیک نیست. سینما اندیشه و فکر است و او صاحب فکر بود؛ مهرجویی نه فقط همکاران و دوستانش را پروراند، که او بخش بزرگی از سینما را پرورش داد و با فیلمهایش برای خیلی از ما بزرگتری کرد؛ اینطور که سرنخ بخشی از جهانبینی ما اگر نیک بنگریم به فیلمهایش می رسد. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به فلسفی ترین فیلم زنده یاد داریوش مهرجویی.
قصهی پری یا فرانی

پری آشفته است. برادر بزرگش که همه چیزش را از او آموخته خودکشی کرده و بعد از آن به همه چیز و همه کس بدبین شده. به آموختههایش. به تمام معنویاتی که از برادرش اسد به او رسیده بود. به یکباره همه چیز رنگ میبازد. نمایش، ادبیات، همه چیز…. او در حال نابود کردن گذشته است. پری همچنان آرامش خود را در چیزی به جز اطرافیانش میبیند. پناه بردن به مساجد نشاندهندهی دربهدری پری در جستوجوی معناست. او از همهکس و همه چیز بریده؛ با همه چیز قهر میکند. با ادبیات با نامزدش با بازیگری با داداشی. و به یک ذکر پناه میبرد. مدام گریان است و در انتظار روزی است که با پناه بردن به عالم معنا آرامشش را دریابد. بعد از کشمکشی طولانی با همه چیز از خانه دور میشود. در سکانس پایانی در دیالوگی با داداشی به این نتیجه میرسد که با خاطرات برادرش اسد باز هم میتواند به زندگی برگردد.
چرا پری فیلم قابل توجهی است

پری پیچیده ترین فیلم داریوش مهرجویی و سرشار از نمادهای فلسفی است. چه از لحاظ محتوا و چه از نظر ساختار، پری شبیهترین فیلم به هامون است؛ تشابه فرم پری و هامون به خاطر همگونی آدم هایشان است. پری فیلمی قصه گو نیست؛ اگر رفتارهای هامون به گونه ای بود که هم روشنفکران با آن همذات پنداری می کردند و هم مردم عادی آن را می فهمیدند، در پری، مهرجویی تنها به درونیات خویش می اندیشد و فیلمی بدون قصه می سازد و عجیب این که باز هم فیلمش می فروشد و چهارمین فیلم پرفروش سال می شود. پری مسأله ی هویت را مطرح می کند که در آن دوره تاریخ از مضامین مهم فیلم های ایرانی است. جامعه ی ایرانی در آن دوره در گذار از یک مرحله ی بحرانی بود. فضای جدید به وجود آمده بعد از جنگ، باعث شده بود تا مسأله ی هویت شکل جدیدی بگیرد و پری هم در بطن خود به این مسأله می پرداخت.
اقتباس پر دردسر
فیلم پری که اقتباسی شیرین از رمان فرانی و زویی است؛ موجب اعتراض و شکایت آقای جی دی سلینجر شد؛ مهرجویی بارها در مصاحبههایش گفته از رمانها اقتباس نمیگیرد بلکه از آنها ایدهای که به نظرش میرسد را میسازد؛ در هر حال آن چه در فیلم پری میبینیم به هیچ وجه قادر نبوده یا نخواسته حرفی که نویسنده به دنبالش بود را در فیلم به نمایش بیاورد؛ ولی در نهایت برای مخاطب ایرانی این فیلم از آن فیلمهای ماندگار شد. تعداد این فیلمها در سینمای ایران بسیار اندک است؛ و هرچقدر هم که با ایدهآل فاصلهی زیادی داشته باشد ما پری را دوست داریم و بارها در پی چیزی که دقیقا نمی دانیم چیست دوباره و دوباره تماشایش کرده ایم. جان کلام این که، پری ممکنترین نسخهی ایرانی از جهانبینی سلینجر است.
ساختار کارگردانی در فیلم پری

کارگردانی داریوش مهرجویی بسیار مسلط و قوی است. تدوین فیلم به استثنای ادیت کُند به طور کلی بسیار یکدست و روان است. داریوش مهرجویی دوربین و کادر را بسیار جهتدار و استادانه به کار میگیرد. فیلم پری قدرت تاثیرش را از کمالی که در زیباییشناسی نوع ساخت آن وجود دارد، میگیرد؛ مثلا میزانسنهای دقیق که در خدمت بازیگر میباشد یا مونولوگهای طولانی داداشی و مادر در حالت ثابت است در اتاق بسیار خسته کننده و بدون روح می گذرد؛ اما وقتی که او در حال تمرین، روی پشتبام یا وقت دوچرخهسواری طبیعتا مورد توجه مخاطب قرار می گیرد.
فضای حاکم بر قصه تمام عناصر مهم سازندهی یک اثر تصویری مثل نور، رنگ، حرکت دوربین، میزانسن، امکانات صحنه مثل اکسسوری ها و لوکیشن از لحاظ مردم و ساختا اثری یکدست را شکل می دهد. در فیلم پری مهرجویی به شکلی بی بدیل، همخوان با داستان لوکیشن های چشم نواز و متفاوت را مهیا و انتخاب کرده است و دانش معماری تصویری، این که لوکیشن ها بر اساس قصه کدام و کجا و برای چه و چگونه انتخاب و چیده شود و آمیزشی با اشیا و رنگو نور بیابد اهمیت بسیار دارد و ساخت چنین کادرهایی با وحدت بصری نشان از ذهن روشن کارگردان دارد.
طراحی صحنه در فیلم پری
طراحی صحنه خانهی پری با آن دیوارها و اتاقهای تو در تو و شلوغ، حیاط و استخر پوشیده از برگهای خشک و زرد، خانهای پر از اسباب و جا به جا چیده شده در جهت نشان دادن آشفتگی بسیار قابل توجه است. کوچه و خیابان و حتی گذریترین لوکیشن دقیق و در عین حال زیبا انتخاب شده است.
داریوش مهرجویی می داند قصه و تصویر را چگونه پیش ببرد و به پایان برساند، قبل از آن که هر سکانس سنگین و غیرقابل تحمل شود و چشم خسته گردد، میزانسن و فضا تغییر می کند و حتی پلانهای تنفس گنجانده میشود مثل بحث داغ پری و منصور درباره ادبیات در داخل ماشین و امتزاج آن با پلانهایی از شهر اصفهان به وسیله دیالوگ پری.
در همان ابتدای فیلم، باید اوضاع خانه، آشفته به نظر میرسید. خانهای شلوغ و در حال تعمیر. خانهای که آشفته و درگیر کار ساختمانی برای تعمیر و آباد شدن است درست مثل خود پری!
اشتراک گذاری

