نگاهی به فصل ششم سریال آیینه سیاه

نگاهی به فصل ششم سریال آیینه سیاه
زمان مطالعه: 4 دقیقه
5
(1)

این سریال در دنیایی اتفاق می‌افتد که تنها چند دقیقه با ما فاصله دارد. «آینه سیاه»، نشان می‌دهد که چگونه فن آوری‌های مدرن می توانند نتیجه معکوس داشته باشند و علیه سازندگان آنها مورد استفاده قرار گیرند. هر قسمت درباره شخصیت های مختلف در حال مبارزه با انواع مختلف فناوری ها است. این سریال از سال 2011 تا 2019 پخش شد. در طول ده سال گذشته، فناوری تقریباً تمام جنبه های زندگی ما را تغییر داده است، قبل از اینکه زمانی برای توقف و زیر سوال بردن آن داشته باشیم. در هر خانه؛ روی هر میز؛ در هر کف دست – یک مانیتور؛ یک گوشی هوشمند – آینه سیاه قرن بیست و یکم ما وجود درد. سریال آینه سیاه یک مجموعه گلچین معاصر بریتانیایی با داستان هایی است که به ناراحتی جمعی در مورد دنیای مدرن ما می پردازد که در این مقاله زیر ذره بین یلووال مدیا خواهد رفت.

عملیات چارلی بروکر

چارلی بروکر کارگردان سریال آینه سیاه

نمایش گلچین چارلی بروکرز همیشه پارامترهای نسبتاً ضعیفی داشته است: در گسترده‌ترین عبارت، بیانیه مأموریت آن علمی تخیلی طنز با یک ریسمان در دم بود. با این حال، با فصل ششم، به نظر می‌رسد این سریال به طور متواضعانه در حال بازاندیشی است که این پارامترها چه می‌توانند باشند. به طور جالبی، بروکر (که کل فصل را می نویسد یا با تیم نویسندگان همکاری می کند) سه قسمت از این پنج قسمت را در زمان گذشته تنظیم می کند. برای نمایشی که فناوری های گمانه زنی آینده مانند دوربین های لنز تماسی، خانه های سالمندان واقعیت مجازی و زنبورهای ربات را دیده است. محدودیت جسورانه خود تحمیلی. با این حال، شما را به این رویکرد جدید آسان می کند. فصل افتتاحیه «جوان وحشتناک است» که در یک روز پرشور حال اتفاق می‌افتد، شبیه Mirror قدیمی به نظر می‌رسد. یک هیجان لذت‌بخش از دستمزدهای بروکرز نتفلیکس و واقعیت جریانی مبتنی بر الگوریتم‌محور و تشنه‌ی ارتباط. بروکر هم دستی را که پخش می‌کند گاز می‌گیرد و هم یک پیش‌فرض مفهومی متا عروسک روسی سرگردان را باز می‌کند، در حالی که حس شوخ طبعی را برای تطابق با خوک‌های نخست‌وزیر در همان قسمت اول زنده می‌کند. در منظره‌ای که گهگاه به رنگ بژ پخش می‌شود، تماشای چیزی که کمی پانک در آن وجود دارد بسیار هیجان‌انگیز است.

نقاط روشن آیینه سیاه

سریال آیینه سیاه

یکی از دلایل برجسته شدن سریال آیینه سیاه Black Mirror به عنوان سریالی که مرز بین تلویزیون و فیلم را محو می کند، قالب آنتولوژی آن است. هر قسمت یک داستان مستقل را ارائه می دهد و به بینندگان اجازه می دهد در هر قسمت به دنیاها، شخصیت ها و مفاهیم مختلف شیرجه بزنند. با هر داستان مستقلی که مضامین و تنظیمات مختلف را بررسی می کند، این مجموعه چارچوب روایی منسجمی را حفظ می کند. این رویکرد بینندگان را قادر می‌سازد تا با سریال به شیوه‌ای شبیه به تماشای مجموعه‌ای از فیلم‌ها که هرکدام طرح، شخصیت‌ها و سبک بصری منحصربه‌فرد خود را دارند، درگیر شوند. این قالب شبیه ساختار فیلم گلچین است که در آن هر بخش یک موضوع، ژانر یا مفهوم متمایز را بررسی می کند. با اجتناب از یک قوس روایی پیوسته، آینه سیاه این آزادی را دارد که تجربه کند و داستان‌های متنوعی را ارائه دهد که اغلب شبیه به فیلم‌های منفرد احساس خودکفایی می‌کنند. در حالی که هر قسمت از این سریال به عنوان یک داستان کامل است، زیبایی شناسی بصری و لحن مشخصی در سرتاسر سریال جریان دارد. Black Mirror ارزش تولید بالایی دارد که با فیلم‌های اصلی رقابت می‌کند. از فیلمبرداری خیره‌کننده تا طراحی‌های پیچیده‌ی صحنه، این سریال به‌طور مداوم اپیزودهای بصری خیره‌کننده‌ای را ارائه می‌کند که بینندگان را در دنیای آینده‌نگر یا دردناک خود غرق می‌کند. این سریال هرگز در بخش VFX نیز آسیب ندیده است، زیرا از بانک نتفلیکس هوشمندانه برای مقابله با داستان های خارج از این جهان استفاده می کند. هر قسمت توجه دقیقی به جزئیات دارد، شبیه به سطح مهارتی که در تولید فیلم وجود دارد. این تعهد به کیفیت، لذت تماشا را بسیار بالا می برد.

ارزیابی کلی سریال و کلام آخر

صحنه‌ای ازسریال آیینه سیاه

آینه سیاه به دلیل کاوش در آینده دیستوپین، پیشرفت های تکنولوژیکی و انتقادات اجتماعی شناخته شده است. این مضامین تامل برانگیز عمیقاً با بینندگان طنین انداز می شود و مدت ها پس از پایان قسمت ها باعث ایجاد مکالمات می شود. شبیه به فیلم هایی که اغلب به موضوعات سنگین می پردازند، آینه سیاه تفکر در مورد مفاهیم اخلاقی و پیامدهای بالقوه آن را تشویق می کند. از تجاوز به حریم خصوصی و وسواس رسانه‌های اجتماعی گرفته تا واقعیت مجازی و هوش مصنوعی، این سریال بینندگان را مجبور می‌کند تا در مورد اخلاقی این مفاهیم فکر کنند. این درگیری های فکری لایه دیگری از عمق را به سریال اضافه می کند و باعث می شود بیشتر شبیه مجموعه ای از تجربیات سینمایی باشد. توانایی نمایش در به تصویر کشیدن متقاعد کننده فناوری های پیچیده و تأثیر آنها بر جامعه به احساس فیلم کمک می کند، زیرا بینندگان به طور کامل در واقعیت های تغییر یافته ارائه شده در هر قسمت غوطه ور هستند. آینه سیاه طاقچه خود را به عنوان یک سریال تلویزیونی حک کرده است که مرزهای بین تلویزیون و فیلم را محو می کند. این سریال با فرمت گلچین، ارزش های تولید بالا، بازیگران و فیلمسازان با استعداد، داستان سرایی مختصر و مضامین متفکرانه، تجربه برتری نسبت به سریال های تلویزیونی معمولی یا حتی نمایش های گلچینی مانند Channel Zero یا American Horror History ارائه می دهد. علاوه بر این، تمام نام های بزرگ آن در پشت و جلوی دوربین، اعتماد به نفس و استعدادی استایل به داستان سرایی آن اضافه می کنند. توانایی آن در جذب مخاطب و برانگیختن واکنش های عاطفی عمیق، گواهی بر کیفیت سینمایی آن است. در پایان این مقاله از یلووال مدیا میتوان مدعی شد که سریال آینه سیاه جایگاه خود را به عنوان یک سریال برجسته که فراتر از قراردادهای تلویزیونی است، حفظ می کند چرا که مدام مرزهای داستان سرایی را پیش می برد و این بارزترین نقطه درخشش ماجراست.

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه