سینمای جهان سالهاست که به موضوع جنگ، اشغال و سلطه سیاسی پرداخته است، اما بخش بزرگی از روایتهای سینمایی که مخاطبان جهانی میبینند، از زاویه دید هالیوود ساخته شدهاند. در مقابل، سینمای کشورهای شرقی مانند شوروی سابق، چین و روسیه نیز آثار مهمی درباره جنگ و سلطه خارجی تولید کردهاند؛ فیلمهایی که اغلب تجربه جنگ را از نگاه مردم عادی، قربانیان یا نیروهای مقاومت روایت میکنند.
این آثار معمولا به جای قهرمانسازی اغراقآمیز، روی رنج انسانی، ویرانیهای اجتماعی و پیامدهای اخلاقی جنگ تمرکز دارند. از شاهکار تکاندهندهی شوروی بیا و بنگر گرفته تا درام سنگین چینی شهر زندگی و مرگ، این فیلمها تلاش میکنند چهرهای واقعیتر از جنگ و ساختارهای سلطه نشان دهند.
در ادامه این مقاله یلووال مدیا، پنج فیلم مهم از سینمای شرقی را مرور میکنیم که هرکدام به شکلی متفاوت، جنگ و منطق قدرتهای بزرگ را به چالش میکشند.
بیا و بنگر (1985)

فیلم بیا و بنگر (Come and See) ساخته الم کلیموف یکی از تکاندهندهترین آثار تاریخ سینمای جنگ است که تجربه جنگ جهانی دوم را از نگاه یک نوجوان بلاروسی روایت میکند. داستان درباره پسری به نام فلوریا است که با شور و هیجان نوجوانی به نیروهای مقاومت شوروی میپیوندد، اما خیلی زود با واقعیت هولناک جنگ روبهرو میشود. فیلم بهجای تمرکز بر نبردهای قهرمانانه، به تدریج فروپاشی روانی شخصیت اصلی را در مواجهه با خشونت، ویرانی روستاها و قتلعام غیرنظامیان نشان میدهد. گریم فلوریا در این فیلم و تغییرات چهره اش یکی از بهترین گریم های تاریخ سینما است. سبک تصویری خاص فیلم، نماهای نزدیک از چهرهها و فضای کابوسوار آن باعث میشود تماشاگر عملا در دل وحشت جنگ قرار بگیرد. بیا و بنگر نهتنها یک فیلم جنگی، بلکه بیانیهای قدرتمند علیه خشونت، فاشیسم و منطق سلطهجویانه جنگ است؛ فیلمی که بهوضوح نشان میدهد جنگ چگونه میتواند معصومیت انسان را نابود کند و یک نسل را برای همیشه تغییر دهد.
درناها پرواز می کنند (1957)

فیلم درناها پرواز می کنند (The Cranes Are Flying) ساخته میخائیل کالاتازوف یکی از مهمترین آثار کلاسیک سینمای شوروی درباره جنگ جهانی دوم است. برخلاف بسیاری از فیلمهای جنگی که روی میدان نبرد تمرکز دارند، این فیلم بیشتر به تأثیر جنگ بر زندگی مردم عادی میپردازد. داستان درباره رابطه عاشقانه بوریس و ورونیکا است که با آغاز جنگ از هم جدا میشوند؛ بوریس به جبهه میرود و ورونیکا در شهر با شرایط سخت جنگی و فشارهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. فیلم با استفاده از حرکات خلاقانه دوربین و فضاسازی شاعرانه، حس اضطراب، تنهایی و از دست رفتن امید را به شکل بسیار تاثیرگذاری منتقل میکند. The Cranes Are Flying بهجای نمایش پیروزیهای نظامی، به سرنوشت انسانهایی میپردازد که زندگیشان زیر سایه جنگ تغییر میکند. همین نگاه انسانی و ضدجنگ باعث شد فیلم در سطح جهانی مورد توجه قرار بگیرد و حتی جایزه نخل طلای جشنواره کن 1958 را نیز کسب کند.
شهر زندگی و مرگ (2009)

فیلم شهر زندگی و مرگ (City of Life and Death) ساخته لو چوان یکی از مهمترین آثار سینمای معاصر چین درباره جنگ و اشغال نظامی است. همه ما در مورد بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی می دانیم، اما کمتر کسی درباره زمانی که ژاپن عامل جنایت است اظلاع دارد. این فیلم به وقایع فاجعهبار «کشتار نانجینگ» در سال ۱۹۳۷ میپردازد؛ زمانی که ارتش امپراتوری ژاپن پس از اشغال شهر، هزاران غیرنظامی چینی را قتلعام کرد. فیلم بهصورت سیاهوسفید ساخته شده و با لحنی نزدیک به مستند، فضای تلخ و خشن آن دوران را بازسازی میکند. داستان از دید چند شخصیت مختلف روایت میشود؛ از سربازان چینی و شهروندان عادی گرفته تا برخی سربازان ژاپنی. این رویکرد چندلایه باعث میشود فیلم تصویری پیچیده از جنگ ارائه دهد و نشان دهد که چگونه خشونت سیستماتیک میتواند انسانها را به عاملان یا قربانیان فجایع تبدیل کند. شهر زندگی و مرگ اثری بسیار سنگین و تأثیرگذار است که نهتنها یک واقعه تاریخی دردناک را بازگو میکند، بلکه یادآور پیامدهای انسانی اشغال و جنگ نیز هست.
گروهان نهم (2005)

فیلم گروهان نهم (9th Company) به کارگردانی فیودور بوندارچوک یکی از مشهورترین فیلمهای جنگی روسیه در دهههای اخیر است. داستان فیلم گروهی از سربازان جوان شوروی را دنبال میکند که در اواخر دهه ۱۹۸۰ برای جنگ افغانستان آموزش میبینند و سپس به میدان نبرد اعزام میشوند. بخش نخست فیلم به دوران آموزش و شکلگیری دوستی میان سربازان میپردازد، اما با ورود آنها به جنگ، فضای داستان بهتدریج تاریکتر و واقعگرایانهتر میشود. فیلم نشان میدهد که چگونه این سربازان جوان، که اغلب درکی کامل از دلایل جنگ ندارند، درگیر نبردی سخت و فرسایشی میشوند. گروهان نهم در کنار صحنههای اکشن و نبرد، به احساسات، ترسها و سرنوشت تلخ سربازان نیز توجه دارد و تصویری انسانی از جنگ ارائه میدهد. همین نگاه باعث شده فیلم علاوه بر یک اثر جنگی پرهیجان، بهعنوان درامی درباره هزینههای انسانی جنگ نیز شناخته شود.
شیاطین دم در (1999)

فیلم شیاطین دم در (Devils on the Doorstep) ساخته جیانگ ون یکی از مهمترین و تحسینشدهترین آثار ضدجنگ سینمای چین است که به دوران اشغال چین توسط ژاپن در جنگ جهانی دوم میپردازد. داستان در یک روستای کوچک میگذرد؛ جایی که یکی از روستاییان، ناخواسته دو اسیر، یک سرباز ژاپنی و یک مترجم چینی، را در خانهاش مخفی میکند. اهالی روستا نمیدانند با این اسیرها چه کنند و همین وضعیت، مجموعهای از موقعیتهای تراژیک و طنزآمیز را رقم میزند. فیلم با ترکیبی از طنز سیاه و درام تلخ، نشان میدهد چگونه مردم عادی، بیخبر از بازیهای بزرگ سیاسی و نظامی، قربانی تصمیمهای قدرتها میشوند. پایان شوکهکننده و بسیار خشن فیلم، نقدی تند به جنگ، ناسیونالیسم افراطی و منطق «دشمنسازی» است. شیاطین دم در با زبان تصویری قوی و نگاه عمیق انسانیاش، یکی از متفاوتترین و تأثیرگذارترین روایتها از جنگ و اشغال در سینمای شرق به شمار میآید. این فیلم برای اولینبار در جشنواره کن بهنمایش درآمد، جائی که برندهی جایزهی بزرگ این جشنواره شد و تحسین منتقدان را با خود همراه کرد.
جمعبندی
فیلمهای ضدجنگ و ضد امپریالیسم فقط روایت نبردها نیستند؛ آنها بیشتر درباره انسانهایی هستند که در میان بازی قدرتها گرفتار میشوند. سینمای شرقی در طول دههها توانسته آثار قدرتمندی در این زمینه خلق کند؛ آثاری که گاهی شاعرانه، گاهی تلخ و گاهی بسیار خشن هستند، اما در نهایت یک پیام مشترک دارند: جنگ و سلطه سیاسی، پیش از هر چیز زندگی انسانهای عادی را نابود میکند.
فیلمهایی که در این فهرست آمدهاند، نمونههایی از همین نگاه هستند. چه در قالب واقعگرایی خشن سینمای شوروی و چه در قالب درامهای تاریخی سینمای چین، این آثار تلاش میکنند روایت دیگری از تاریخ جنگها ارائه دهند؛ روایتی که بیشتر از پیروزیها، درباره هزینههای انسانی جنگ سخن میگوید.
اشتراک گذاری

