پرتره ای از جذابیت و خشونت مردانه
تام ریپلی، یک مرد جامعه ستیز و قاتل، کاراکتر معروف رمان های پاتریشیا هایسمیت است. در سال 1960 رنه کلمان این کاراکتر را با بازی آلن دلون به سینما برد. او از رمان آقای ریپلی با استعداد هایسمیت، اولین رمان از یک مجموعه پنج جلدی اقتباس کرده است.
ظهر بنفش بسیار متفاوت تر از نسخه آنتونی مینگلا در سال 1999 ساخته شده است، و ما را مستقیما وارد صمیمیت حسادتآمیز و ناخوشایند ریپلی (یک آلن دلون زیبای ترسناک) با دوست ثروتمندش گرین لیف (موریس رونه) فرو میبرد. کلمان جزئیات داستان را به مرور پر می کند. در این مقاله یلووال مدیا به بهانه درگذشت آلن دلون، اسطوره تاریخ سینما، به سراغ بررسی این فیلم رفته ایم. با ما همراه باشید.
آقای ریپلی با استعداد

اگر رمانهای پاتریشیا هایسمیت درباره تام ریپلی را خوانده باشید، میدانید که آنها میتوانند مو را به تن شما سیخ کنند. ریپلی یک جنایتکار هوشمند و حیله گر است که به راحتی مرتکب قتل می شود و فرار می کند. او جذاب، باسواد و یک هیولا است. راه هایی که اسمیت با استفاده از آن ها ما را اغوا می کند تا با او همذات پنداری کنیم و خودخواهی او را درک کنیم، موزیانه است. ریپلی معتقد است که رسیدن به هدف ارزش هر بهایی را دارد. همه ما اندکی از این حس را در خود داریم.
آقای ریپلی با استعداد اولین رمان ریپلی بود که در دهه 1950 منتشر شد. پیش از آن هایسمیت به خاطر نوشتن غریبه ها در قطار که توسط هیچکاک اقتباس شد، مشهور شده بود. در هر دو داستان، یک مرد به شدت جذب یک زن می شود و این احساس خود را از طریق جنایت بیان می کند. جنایتکار در هر دو داستان اساسا می خواهد به مرد دیگری تبدیل شود.
داستان ظهر بنفش

«ظهر بنفش» اقتباس فرانسوی رنه کلمان در سال 1960 از اولین رمان ریپلی است، با بازی آلن دلون جوان در نقش تام ریپلی، مردی که میآموزد تقریبا از هر چیزی میتواند فرار کند. با شروع فیلم، تام به رم فرستاده میشود تا دوست دیرینهاش فیلیپ (موریس رونه) را پیدا کند. پسری ثروتمند که والدینش میخواهند او به سانفرانسیسکو بازگردد. تام عجله ای برای بازگشت به ایالات متحده ندارد و ترجیح می دهد همراه فیلیپ زندگی مرفه و شیرین او را تجربه کند.
فیلیپ با مارج (ماری لافورت) رابطه دارد و تام نیز شیفته مارج می شود. صحنه کوتاه عجیبی در فیلم وجود دارد که تام لباس های فیلیپ را می پوشد و رو به آینه اتاق خواب فیلیپ می ایستد و انگار که فیلیپ است زمزمه می کند: «مارج من می داند که من او را دوست دارم و با آن تام بدجنس به سانفرانسیسکو نخواهم رفت». این سه نفر به دور ایتالیا سفر میکنند و در نهایت همه آنها سوار یک قایق می شوند و به سمت سیسیل حرکت می کنند. از اینجا به بعد است که حسادت و خشونت های مردانه سربر می آوردند.
یک تضاد جذاب

همه این رویدادها فقط پایه های داستان هستند، که در مورد این است که چگونه تام با بداههپردازی های درخشان، قصد دارد از قتل فرار کند و نه تنها ثروت فیلیپ، بلکه حتی مارج را به دست آورد. فیلم رنه کلمان با رنگهای پاستلی تابستانی و سبک سفرنامهای ساخته شده است که تضاد وهمآوری با نقشه های تام دارد. موسیقی Nino Rota اغلب دارای ته رنگ های شوم نیست. در عوض، بی سر و صدا و بدون مزاحمت شاد است، که وحشتناک تر است (کلمان کمتر از موسیقی استفاده می کند، به وضوح کمتر از فلینی). آلن دلون جوان، که در سال 1960 هنوز به جایگاه کامل خود به عنوان یک بت ماتینی نرسیده بود، برای این نقش بسیار مناسب است. «ظهر بنفش» در اصل درباره یک جوان بیکار است که به طور تصادفی به هدف اصلی زندگی خود دست یافته است.
شباهت با دیابولیک

زمانی که رنه کلمان ظهر بنفش را ساخت، ممکن است از «دیابولیک» (1955) کلوزوت الهام گرفته باشد. یکی دیگر از داستانهای معروف توطئههای فریبنده و انتقام. فیلم ها شباهت های خاصی دارند. دو زن «دیابولیک» احساسات همجنسگرایانه ابراز نشدهای دارند، همانطور که مردان «ظهر بنفش» همجنسگرایی خود را سرکوب میکنند. هر دو داستان شامل اجساد غرق شده است که در صورت تقاضا ظاهر می شوند یا ناپدید می شوند. و هر دو پایانی نه چندان رضایت بخش دارند.
سخن آخر
به عنوان یک فیلم مهیج، باید گفت که این داستان در تاریخ خوبی ساخته شده است. در اواخر دهه 1950 و 1960، کارهای ریپلی از نظر خشونت و جعل هویت در اروپا تقریبا قابل قبول بود. اما اکنون در دوران تحقیقات پزشکی قانونی، دوربین مدار بسته و تصاویر گوگل، همه اینها فانتزی محض است. اما آلن دلون در این نقش فوقالعاده خوب است، جذابیت تقریبا غیرمعمول او به خودی خود ترسناک است که گویی از یک انسان تقلید میکند. شما فکر می کنید این مردی است که به حالتی مات و مبهوت در چهره افرادی که با او صحبت می کنند عادت کرده است، به هیبت تسلیمانه آنها عادت کرده است، و در عین حال بینشی شیطانی در مورد اینکه چگونه می توان از آن مغناطیس برای دستکاری و اجبار استفاده کرد دارد. ریپلی دلون یک پرتره دوریان گری از زیبایی مردانه و جسارت های بی پروا است که وجدان او را آزار نمی دهد.
منبع: وبسایت rogerebert
اشتراک گذاری

