تحلیل شان بیکر از جوامع حاشیه ای در سراسر ایالات متحده
شان بیکر، کارگردان برنده نخل طلای جشنواره کن 2024، در فیلم آنورا به سراغ موضوع مورد علاقه خود رفته است: کارگران جنسی و به طور کلی جوامع حاشیه ای. او با جدیدترین و طولانیترین فیلمش تا به امروز، آنورا، به ساغ یک رقصنده بروکیلینی به نام آنی (مایکی مدیسون)، رفته است.
آخرین فیلم شان بیکر، یک کمدی سیاه و هیجانانگیز درباره مسائل زیادی حرف می زند. اما هسته اصلی آن در مورد بهرهکشی طبقاتی است. اگرچه این موضوع به چیزهایی میپردازد که فیلمساز قبلا نیز بررسی کرده است، چه آسیبپذیری مردم عادی و فقیر که در فلوریدا زندگی میکنند یا روشی که افرادی با چهرههای مثبت میتوانند از دیگران برای منافع خود سوء استفاده کنند.، آنورا می تواند ترسناک ترین و درهم شکننده ترین اثر او تا به امروز باشد. آنورا بدون از دست دادن جنبه کمدی خود، به یکی از صادقانه ترین و در عین حال دلخراش ترین پرتره های شکست بنیادی دنیای مدرن ما تبدیل خواهد شد.
به بهانه جایزه نخل طلای جشنواره کن 2024 که به این فیلم شان بیکر تعلق گرفت، در این مقاله یلووال مدیا به سراغ بررسی این فیلم درخشان رفته ایم. با ما همراه باشید.
آنورا درباره چیست؟

این فیلم با یک سکانس ابتدایی عالی شروع می شود که در آن با آنی (مدیسون) کاریزماتیک و باهوش در حالی که او در حال گذراندن روز خود در شهر نیویورک است، آشنا می شویم. او یک رقصنده است که در حال گذراندن زندگی خود در شرایط سخت و با یک درآمد بخور و نمیر می باشد. او چهره کارگران مدرن در آمریکا است. آنورا مانند فیلم اخیر دست کم گرفته شده Hustlers، ما را به واقعیت زندگی کارگران جنسی به عنوان شغلی می برد که اکثر فیلم های دیگر اغلب از آن به عنوان نویز پس زمینه استفاده می کنند. ما می بینیم که چگونه آنی، که نام اصلی آنورا است، هرگز نمی تواند از فشار های ناعادلانه محل کارش خلاص شود. مهم نیست که چقدر سخت کار می کند، چقدر در کارش خوب است، یا زحمت او چقدر برای مردم ارزشمند است، هرگز نمی تواند حتی برای یک لحظه در آرامش باشد.
او نه بیمه درمانی دارد، نه اتحادیه، و نه ثبات شغلی. بنابراین، زمانی که ایوان جوان و خوشگذران (مارک آیدلشتاین) به جایی که او کار می کند می رود، گویی شانس به آنی رو کرده است. آنی تنها کسی است که به زبان روسی صحبت می کند و به همین دلیل مسئول میزبانی از ایوان می شود. ایوان او پول زیادی دارد، بیشتر از آن چیزی که آنی در طول یک عمر به دست آورده و آن را آزادانه خرج می کند. بنابراین وقتی از آنی دعوت می کند تا زمان بیشتری را با او بگذراند، به راحتی پاسخ مثبت می دهد. در نهایت، این دو در حالی که در یک سفر طوفانی در وگاس هستند، ازدواج می کنند. سپس، همه چیز شروع به فروپاشی می کند و زندگی آنی را به آشوب تبدیل می شود.
ترکیب توامان غم و هیجان

پس از برخی سکانسهای پر سر و صدا که به اندازه هر کاری که بیکر انجام داده است، هیجانانگیز و پر جنبش هستند، یک معامله انجام میشود. در اصل، آنی به آنها کمک می کند تا ایوان را پیدا کنند و در ازای آن ده هزار دلار دریافت کنند. او نقشه های دیگری در سر دارد، اما هنوز کاری برای انجام دادن وجود ندارد تا زمانی که همه آنها بتوانند ایوان را پیدا کنند. طنز این موقعیت هرگز کم نیست، زیرا شوخی ها در مورد پوچی تاریک کل موقعیت در تمام ماجرا فهمیده می شوند.
اگرچه در نهایت مهم نیست که هر یک از آنها چه کاری انجام می دهند. همه آنها، یعنی توروس، گارنیک، ایگور و آنی، همچنان در حال مبارزه بیرون می آیند در حالی که ایوان و خانواده اش می توانند به جمع آوری ثروت هنگفت خود ادامه دهند و این همه ماجراها را پشت سر بگذارند. . این موقعیت می تواند کمی تغییر لحن به نظر برسد، زیرا از یک سفر دیوانه وار به چیزی مالیخولیایی تبدیل می شود. اما واقعیت این است که این احساس در کل فیلم وجود داشت. اگرچه آنی فکر میکرد راهی برای خروج از وضعیتش پیدا کرده است، اما صحنه خداحافظی او با همه همکارانش در کلاب استریپ به طرز وحشتناکی غمانگیز میشود. از نظر شان بیکر، دلایل ساختاری زیادی وجود دارد که چرا مردم در چرخههای فقر محبوس میشوند.
هماهنگی مدیسون و بیکر

وقتی صحبت از پارتنرهای سینمایی به میان میآید، تنها میتوان امیدوار بود که این اولین مورد از بسیاری باشد. از همان ابتدا، مدیسون کاملا تمام لایه های پیچیده آنی را نشان می دهد. او بازیگر قدرتمندی است که هم حوصله و هم تمرکز لازم برای نگه داشتن هر صحنه را در دستانش دارد، مهم نیست که چقدر آشفته باشد. حتی یک بار هم احساس نمیشود که فیلم او را بهعنوان یک نوع آدم کامل نشان می دهد. در عوض نشان میدهد که او در زیر اعتماد به نفس ظاهری که برای زنده ماندن در زندگی کاریاش دارد، عمیقا ناقص و ترسیده است.
سخن آخر
در حالی که زندگی همیشه با استفاده ثروتمندان از فقرا و سپس کنار گذاشتن آنها تعریف شده است، ویرانگرترین بخش دیدگاه بیکر در مشاهده عدم وجود همبستگی است. حتی آنجایی که این موضوع میتواند اوضاع را در سطح ساختاری تغییر دهد، همدلی و همبستگی طبقاتی کم است. زیرا علیرغم اینکه با ما به دلیل یک ناامنی جمعی متحد شدهایم، اغلب بهجای اینکه دور هم جمع شویم، برای به دست آوردن ته مانده ها میجنگیم. آنورا یک کیفرخواست آشکار از روشی است که ساختارهای جامعه را به ظلم تبدیل کرده اند. اعتراض به کسانی که برای به دست آوردن، افرادی را که باید با آنها متحد شوند به راحتی می فروشند. گفتن اینکه آیا این بهترین فیلم بیکر است یا نه، سخت است، زیرا او فیلم های بسیار خوبی ساخته است، اما هیچ کدام به اندازه این بدون تزلزل نیستند.
منبع: وبسایت collider
اشتراک گذاری

