آندره بازن و ایمان به واقعیت؛ مروری تحلیلی بر کتاب سینما چیست

آندره بازن و ایمان به واقعیت؛ مروری تحلیلی بر کتاب سینما چیست
زمان مطالعه: 6 دقیقه
5
(1)

نام آندره بازن برای هر علاقه‌مند جدی به سینما تداعی‌کننده‌ی مفهومی است بنیادین‌تر از هر سبک و ژانر: ایمان به واقعیت.

بازن، منتقد و نظریه‌پرداز فرانسوی، با نگاهی سرشار از اعتماد به جهان و تصویر، مسیر تازه‌ای در فهم ماهیت سینما گشود؛ مسیری که هنوز پس از گذشت بیش از هفتاد سال، در دل هر بحثی درباره‌ی تصویر، واقعیت و معنا پژواک دارد. در این نوشتار از یلووال مدیا به کتاب سینما چیست؟ پرداخته‌ایم که پس از مرگ بازن در چهار جلد منتشر شد، این کتاب مجموعه‌ای از مقالات است که همچون قطعات یک پازل، تصویری از سینما به‌مثابه «هنر واقعیت» ترسیم می‌کنند.

از کایه دو سینما تا فلسفه‌ی تصویر

مجله کایه دو سینما

بازن فقط نظریه‌پرداز نبود؛ او روح پدرانه‌ی نسل موج نوی فرانسه بود. از دل نوشته‌های او در مجله‌ی کایه دو سینما، منتقدانی چون تروفو، گدار و شابرول برخاستند که بعدتر خودشان سینما را دگرگون کردند. اما تفاوت بازن با شاگردانش در این بود که او هرگز مجذوب تکنیک، بازی‌های فرمی یا زبان سینمایی به معنای خودارجاع آن نشد. دغدغه‌ی اصلی‌اش یک چیز بود: رابطه‌ی تصویر با واقعیت.

بازن در میانه‌ی قرن بیستم، زمانی می‌نوشت که نظریه‌ی مونتاژ شوروی بر فضای نقد مسلط بود. آیزنشتاین با قدرت استدلال می‌کرد که معنا در سینما از برخورد نماها زاده می‌شود، نه از ثبت منفرد واقعیت. بازن اما راهی مخالف در پیش گرفت. برای او، معنا نه در «برخورد»، بلکه در «تداوم» نهفته بود؛ در آن لحظه‌ی طولانی و صبورانه‌ای که دوربین می‌گذارد جهان خود را بنمایاند.

هستی‌شناسی تصویر

در مقاله‌ی مشهور هستی‌شناسی تصویر عکاسانه، بازن از دل تاریخ هنر به سراغ ریشه‌های میل انسان به بازنمایی می‌رود. از نقاشی غارها تا عکس و فیلم، انسان در تلاش بوده است واقعیت را از چنگ زمان برهاند.

بازن می‌گوید عکاسی و پس از آن سینما، پاسخی نهایی به این آرزو هستند، چون برای نخستین بار، تصویر نه ساخته‌ی دست انسان، بلکه اثر مستقیم جهان بر ماده است. در این نگاه، دوربین چشم بی‌طرف جهان است؛ ابزاری که بدون دخالت اراده‌ی هنرمند، ردّی از واقعیت بر سطح فیلم باقی می‌گذارد. بازن از همین‌جا به این نتیجه می‌رسد که سینما در ذات خود «واقع‌گرا» است؛ نه به‌عنوان سبک، بلکه به‌عنوان ماهیت.

رئالیسم به‌مثابه اخلاق

واژه‌ی «رئالیسم» در نوشته‌های بازن بار اخلاقی دارد. او از فیلم‌سازی دفاع می‌کند که به جهان ایمان دارد؛ کسی که نمی‌خواهد معنا را بر واقعیت تحمیل کند، بلکه اجازه می‌دهد معنا از دلِ خودِ واقعیت پدیدار شود. در مقابل، فیلم‌سازی که جهان را چون ماده‌ی خامی برای بیان ذهن خود می‌بیند، از نظر بازن در دام خداانگاری هنرمند می‌افتد. سینما باید در برابر واقعیت فروتن باشد، نه خالق آن.

از همین روست که بازن به کارگردانانی چون ژان رنوار، ویلیام وایلر، اورسن ولز و نئورئالیست‌های ایتالیایی دل می‌بازد؛ فیلم‌سازانی که به‌جای تدوین تهاجمی، از برداشت‌های بلند و میزانسن‌های باز استفاده می‌کردند تا تماشاگر بتواند آزادانه جهان فیلم را کشف کند.

نقد مونتاژ

بازن بزرگ‌ترین منتقد مونتاژ ایدئولوژیک بود. به باور او، مونتاژِ متداول تماشاگر را به مسیر مشخصی از درک و احساس می‌کشاند؛ همان‌طور که خطابه‌ی سیاسی مخاطب را به واکنشی از پیش تعیین‌شده سوق می‌دهد.

اما سینما، در نظر بازن، هنر آزادی مخاطب است. فیلم باید همچون پنجره‌ای باشد رو به جهان، نه آینه‌ای از ذهن فیلم‌ساز. از همین‌جا ستایش او از تکنیک عمق میدان معنا می‌یابد؛ زیرا با فوکوس هم‌زمان بر پیش‌زمینه و پس‌زمینه، نگاه تماشاگر را محدود نمی‌کند. در چنین صحنه‌ای، معنا در اختیار بیننده است، نه در اختیار تدوینگر. بازن می‌نویسد: تدوین، تماشاگر را وادار می‌کند تا فقط آن‌چه کارگردان می‌خواهد ببیند؛ اما عمق میدان او را در میان امکانات جهان رها می‌سازد.

زمان، تداوم و ایمان

بازن در دل نگاه واقع‌گرای خود، نوعی الهیاتِ تصویر دارد. به‌عنوان منتقدی با ریشه‌های کاتولیکی، او معتقد است نگاه کردن به جهان، اگر با صداقت و فروتنی همراه باشد، نوعی عمل ایمان است. سینما، از این منظر، ابزاری است برای درک حضور هستی.

او در مقاله‌ای می‌نویسد: فیلم‌ساز واقعی آن است که به جهان اعتماد دارد، نه آن‌که آن را تصرف کند. این ایمان، در سطح فرمی، خود را در تداوم زمان واقعی نشان می‌دهد. در برداشت بلند، لحظه‌ها مجال می‌یابند تا خود را کامل کنند، تا به‌جای برش‌های تند و تحمیلی، ریتم درونی زندگی بر پرده جاری شود.

نئورئالیسم ایتالیایی

بازن در میان همه‌ی جنبش‌های سینمایی، بیش از هر چیز به نئورئالیسم ایتالیایی دل بست. فیلم‌هایی چون دزد دوچرخه، رم، شهر بی‌دفاع یا زمین می‌لرزد، از نظر او تجسم کامل رئالیسم سینمایی بودند: فیلم‌هایی ساده، انسانی، بی‌پیرایه و ساخته‌شده در دل زندگی واقعی.

در نئورئالیسم، دیگر خبری از دکورهای پرزرق‌وبرق، بازیگران ستاره یا روایت‌های پرپیچ‌وخم نبود. دوربین در خیابان می‌چرخید، با مردم عادی، نور طبیعی و اتفاقات روزمره. بازن این رویکرد را نه صرفا زیبایی‌شناسی تازه، بلکه نوعی اخلاق در فیلم‌سازی می‌دانست؛ سینمایی که به جهان گوش می‌سپارد، نه این‌که بر آن فریاد بکشد.

از بازن تا موج نو

تصویری از آندره بازن

تأثیر بازن بر سینمای فرانسه و جهان عظیم بود. شاگردان و همکارانش در کایه دو سینما، بعدها همانانی شدند که با چهارصد ضربه، از نفس افتاده و حباب عشق سینمای مدرن را رقم زدند. گرچه تروفو و گدار بعدها از واقع‌گرایی بازنی فاصله گرفتند و به ذهن‌گرایی فرمی روی آوردند، اما ریشه‌ی فکری‌شان در باور بازن به مؤلف به‌عنوان شاهدِ واقعیت باقی ماند.

بازن عملا سنگ‌بنای نظریه‌ی مؤلف را گذاشت، هرچند خود هیچ‌گاه به پرستش مؤلف گرایش نداشت. برای او، کارگردان نه خدایی خالق، بلکه انسانی ناظر بود؛ ناظری که با دوربینش در برابر جهان زانو می‌زند.

بازن زیر ذره‌بین منتقدان

طبیعی است که اندیشه‌ای به وسعت اندیشه‌ی بازن، مخالفانی جدی هم داشته باشد. ساختارگرایان دهه‌ی شصت – از کریستین متز گرفته تا بودریار – معتقد بودند نگاه بازن به «واقعیت» بیش از حد ساده‌دلانه است. در جهان تصاویر مصنوعی و بازنمایی‌های چندلایه، واقعیت دیگر امری بیرونی نیست.

اما جالب این‌جاست که حتی همین نقدها نیز از بذر پرسش‌هایی تغذیه می‌کنند که بازن کاشته بود: پرسش از نسبت تصویر و جهان، از امکان حقیقت در قاب، و از مرز میان ثبت و تخیل.

بازن در عصر دیجیتال

امروز، در جهانی که تصویر دیجیتال دیگر اثر نور بر ماده نیست بلکه حاصل داده و الگوریتم است، پرسش بازن دوباره زنده می‌شود: اگر سینما هنر ثبت واقعیت بود، در زمانه‌ی هوش مصنوعی و جلوه‌های تمام‌کامپیوتری، چه چیزی از «واقعیت» باقی مانده است؟

شاید پاسخ بازن به این پرسش در روح نوشته‌هایش نهفته باشد: مهم نیست تکنولوژی چقدر پیشرفت کند، آن‌چه سینما را زنده نگه می‌دارد، رابطه‌ی اخلاقی ما با جهان است. تا وقتی دوربین (یا حتی حسگر دیجیتال) با نگاهی صادقانه به جهان می‌نگرد، بازن در قلب سینما زنده است.

میراثی زنده از بازن

کتاب سینما چیست؟

کتاب سینما چیست؟ بیش از آن‌که مجموعه‌ای از مقالات نظری باشد، نوعی مانیفست اخلاقی برای سینماست. بازن به ما یادآوری می‌کند که سینما، پیش از هر چیز، هنری انسانی است؛ هنری که از جهان و برای جهان می‌زید. در دورانی که بسیاری از فیلم‌ها به نمایش قدرت تکنیک یا ذهنیت کارگردان بدل شده‌اند، بازخوانی بازن نوعی بازگشت به سادگی است؛ بازگشت به همان لحظه‌ی نخست که تصویر، فقط می‌خواست بودن را ثبت کند.

شاید بهترین خلاصه از جهان‌بینی او همان جمله‌ای باشد که در پایان یکی از مقالاتش می‌نویسد: سینما باید جهان را آشکار کند، نه جایگزین آن شود.

در نهایت، بازن را می‌توان نه فقط نظریه‌پرداز، که شاعری دانست که از درون فلسفه، ایمان خود را به زندگی بر پرده‌ی نقره‌ای نوشت و شاید راز ماندگاری او همین است: او هرگز از سینما چیزی جز حقیقت طلب نکرد.

نگاهی به ترجمه فارسی به قلم محمد شهبا

ترجمه‌ی محمد شهبا از کتاب «سینما چیست؟» اثر آندره بازن، یکی از تازه‌ترین تلاش‌ها برای بازگرداندن این نظریه‌پرداز بزرگ به زبان فارسی است؛ تلاشی دقیق و آگاهانه از سوی مترجمی که خود پژوهشگر سینماست. شهبا با شناختی روشن از زبان تخصصی سینما و نظریه‌ی فیلم، کوشیده متنی وفادار به اندیشه‌ی بازن ارائه دهد. ترجمه‌ی او در بسیاری از موارد از سطح ترجمه‌های قدیمی‌تر فراتر می‌رود و دقت واژگانی بالاتری دارد. انتخاب‌هایی مانند «برداشت بلند»، «عمق میدان» و «رئالیسم هستی‌شناختی» نشان می‌دهد که مترجم در پی انتقال مفاهیم کلیدی بازن با بیانی دقیق و تخصصی بوده است.

با این حال، نثر شهبا گاهی چنان به دقت وفادار مانده که از روانی فاصله گرفته است. بازن در زبان اصلی نویسنده‌ای است با نثری پرشور و تأمل‌برانگیز، اما در ترجمه‌ی شهبا لحنش کمی سرد و نظری جلوه می‌کند. برخی جملات طولانی و سنگین، خواننده‌ی عمومی را از متن دور می‌سازد. نبود پاورقی‌ها یا مقدمه‌ای تحلیلی نیز باعث می‌شود زمینه‌ی تاریخی و فلسفیِ مقالات بازن برای مخاطب فارسی چندان روشن نباشد. مترجم می‌توانست با افزودن یادداشت‌ها و توضیحاتی درباره‌ی اصطلاحات و ارجاعات سینمایی، خوانش اثر را زنده‌تر کند.

با همه‌ی این‌ها، ترجمه‌ی محمد شهبا را می‌توان یکی از جدی‌ترین و علمی‌ترین خوانش‌های فارسی از بازن دانست. او بازن را از قالب اسطوره‌ی دست‌نیافتنی بیرون آورده و به عرصه‌ی نقد و آموزش سینما بازگردانده است. شاید هنوز ترجمه‌ای نیامده که هم دقت فلسفی و هم گرمای شاعرانه‌ی نثر بازن را یک‌جا داشته باشد، اما کار شهبا گامی است رو‌به‌جلو؛ پلی میان ترجمه‌ی آکادمیک و خوانش فرهنگی. این ترجمه بیش از هر چیز یادآور آن است که گفت‌وگو با بازن در زبان فارسی همچنان ادامه دارد.

 

برای تهیه این مطلب از این منابع استفاده شده است:

https://offscreen.com/view/bazin_revisited

https://medium.com/worlding-cinema/a-practical-guide-to-translated-andre-bazin-82e6e08c182c

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه