سیگار با تو می چسبد
شخصیت هایی هستند که جهانشان با اولین سیگار جور دیگر میشود، جهان انگار از یک تصویر رو به رو به تصویری سوزان زیر هر نخ سیگار تغییر میکند؛ چرا که آن شخصیت با آن سیگار نمادین قصد دارد چیزی را از درون و بیرون تغییر دهد. تغییری همراه با لذت سوزاندن. پتانسیلی از کشتن و نابود کردن. سیگار این قدرت بی ادعا به سوختی میان انگشت ها تبدیل می شود که نخ به نخ جنگی که شخص با خود و دنیا دارد را تامین می کند. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به محبوب ترین و مشهوترین کاراکترهای سیگاری جهان.
مایکل کورلئونه -پدر خوانده

انتخاب سیگار برای کاراکتر مایکل یک انتخاب کلیدی بود زیرا این شخصیت خوب بود و توانایی بالایی برای خوبی نشان داده بود اما او آگاهانه تصمیم میگیرد تاریکی را انتخاب کند؛ سیگارهای مکرر در لحظه های حساس نشان از قدرت نمادین مایکل است؛ زیرا سیگار یک نیروی نهفته یا پنهان نیست، آشکارا مصرف می کند. سیگار قطعه ای از مرگ است که بین انگشتان مایکل قرار می گیرد.
نمادهای ظریف سیگار به ویژه در سه صحنه در پدرخوانده توسعه یافته است: صحنه ای که مایکل پس از ترور ویتو کورلئونه به خانه می آید. صحنه ای که مایکل بیرون از بیمارستان برای پدرش نگهبانی می دهد. و صحنه ای که در آن مایکل رسما دُن نام دارد. کاپولا چه از طریق حرکات فیزیکی مایکل (به ویژه دست زدن به سیگار و فندک) و چه از طریق ترکیب بصری کادر صحنه، تأکید میکند که برای مایکل، سیگار به عنوان نمادی از تسلط، کنترل و اقتدار سرد عمل میکند.
مایکل در چند حرکت حساب شده نه تنها آمادگی خود را برای ورود به تجارت خانوادگی با یکی شدن با سایههای قاب و اتاق پیشبینی کرده است، بلکه با جستجوی سیگار نمادین خود مسئولیت شلیک را نیز بر عهده گرفته است. این سیگار یک سیگار معمولی نیست: این اولین سیگار مایکل در فیلم است و احتمالاً همان سیگار دُن ویتو کورلئونه است که روی میزش بود. این سیگار، نشانه برعهده گرفتن قدرت و رهبری، از رئیس خانواده می آید. حتی اگر سیگار در اصل مال ویتو نبود، با قرار گرفتن در دفتر، روی میز دان، از یک مکان قدرت می آید. وقتی سیگار میان لب های مایکل قرار میگیرد و عصاره سیگار را استنشاق می کند بدنش از قدرتی استعاری سرشار میشود. قدرت و ماندگاری این صحنه ها همچنین به خوبی نمایانگر بازیگری حرفهای آل پاچبنو نیز هست. بازیگری حرفهای برای ثبت صحنه های ماندگار کلید مهمی است.
راست کوهل- کارآگاه حقیقی

متیو مککانهی به طور کامل در خلق و تجسم جزئیاتِ کاراکترهایش نقش دارد. همپوشانی شخصیت متیو مککانهی با راست کوهل تحسین منتقدان را به همراه داشت. مککانهی برای این نقش جایزه تلویزیونی برگزیده منتقدان و نامزدهای جایزه گلدن گلوب، جایزه امی پرایم تایم و جایزه انجمن بازیگران نمایشگر را برای بازی خود دریافت کرد. نقش کارآگاهی که همراه او میتوانیم بارها مشروب بنوشیم و همچنین با تماشایش همپای او سیگار روشن کنیم.
این شخصیت محبوب به عنوان یک کارآگاه با استعداد، پیچیده و مشکلدار معرفی می شود که به تازگی به بخش تحقیقات جنایی منتقل شده است. کوهل یک نیهلیستِ بدبینِ تنهاست و اوقات فراغت خود را با وسواس در مورد جزئیات جنایت، انباشت مدارک و نگهداری یادداشت های گسترده در دفتر کل می گذراند، که باعث می شود در بین همکارانش لقب تمسخرآمیز “The Taxman” را به خود اختصاص دهد. کوهل سخت سیگاری است و برند انتخابی او Camel است. سیگار نه به عنوان یک شی خارجی که به عنوان بخشی از کوهل دیده میشود، سیگار میان لب های کوهل نمود استرس و نگرانی بسیار زیاد است. کوهل خشم و تاریکی را با کشیدن سیگار در خودش کنترل میکند، سیگاری که با آرامی و اطمینان میان انگشت شصت و اشاره به امضای شخصی کاراکتر او تبدیل شده است.
متیو مککانهی سیگاری نبود و گروه ساخت نگران بودند مبادا مثل یک تازهکار سیگار بکشد خصوصا این که در ابتدای ساخت هنوز نمی دانستند کوهل قرار است چقد سیگار بکشد؛ اما در روز اول فیلمبرداری او مانند یک سیگاری حرفهای ظاهر شد. طبق گفتهی خودش در طول فیلمبرداری، روزانه حدود 60 نخ سیگار کشیده است؛ یعنی در یک فصل هشت قسمتی در مجموع حدود 480 نخ سیگار کشیده بود!
توماس شلبی- پیکی بلایندرز

در طول قرن بیستم، فرهنگ به گونهای بود که مردم سیگار میکشیدند، الکل مصرف میکردند و حتی مواد مخدر را خیلی معمولی و آشکارا مصرف میکردند. در واقع، مردم میتوانستند به هر شیمیدانی مراجعه کنند و کوکائین و تریاک بخرند. بنابراین، کشیدن سیگار در آن زمان برای مردم امر مهمی نبود.
اگر سیگار برای شلبی ها مانند اکسیژن باشد، ویسکی مانند آب است. اعضای خانواده پیکی بلایندرز بدون هیچ کدام نمی توانند کار کنند. اگر یک قسمت تصادفی از Peaky Blinders را تماشا کنید، تام شلبی یا سیگار میکشند یا مشروب مینوشند یا هر دو را انجام میدهند! ویسکی برای شلبیها معجونی جادویی چیست که از آن سیر نمیشوند.
در شب، وقتی همه چیز ساکت می شود، تامی سیگارش را روشن می کند و می کشد. تقریباً فوراً گیج می شود و روی تختش می افتد. ذهن او به جنگ برمی گردد، جایی که با دنی و فردی در یک تونل بود. او صدای جیغ دنی را می شنود و با بلندتر شدن صدای آنها، با وحشت از خواب بیدار می شود. توماس شلبی پس از جنگ جهانی اول به خانه خود در بیرمنگام بازمیگردد. او مرد کم حرفی است و سعی می کند بدون اینکه بروز دهد در ذهنش چه می گذرد به کارش ادامه دهد. حالا، اینها ممکن است ویژگی های شخصیتی برای به تصویر کشیدن توماس به عنوان یک شخصیت مرموز باشد؛ اما، وقتی او را میبینید که قبل از خواب سیگار میکشد و خواب جنگ میبیند، میدانید که بیش از این است. در کنار این ها انتخاب صدا و موسیقی مناسب شدت تاثیرگذاری صحنه را بیشتر میکند.
ما نه تنها میبینیم که تامی بیشتر اوقات سیگار میکشد، بلکه میتوان گفت همیشه ویسکی مینوشد. جنگ بخشی از توماس را گرفته و آنچه برگشته است شیطان است؛ در چندین موقعیت می بینیم که خاطرات جنگ در ذهن او تداعی میشود. هر بار که از خواب بیدار می شود، صورتش غرق عرق است و تقریباً نفس نفس می زند. این نشان می دهد که او دچار اضطراب پس از حادثه است.
پس از مرگ همسرش همچنان سیگار همراه اوست اما اینبار سیگار را مانند نخی از مرگ در دستانش گاها لرزانش نگه میدارد؛ توانایی ویران کردن که توسط یک تصویر برانگیخته میشود: سیگار. او دیگر توانایی سوزاندن و از بین بردن هرچیزی که سر راهش قرار میگیرد را دارد.
تونی سوپرانو _ سوپرانوها

تونی سوپرانو با بازی جیمز گاندولفینی که حتما او را در سریال معروف بیریکینگ بد به یاد میآورید، در این نقش با قدرتی شکستناپذیر با یک خانواده ساکن نیوجرسی مبارزه می کند. مبارزه های او در حالی است که او ضعف روانی دارد بنابراین او به یک روانشناس مراجعه می کند تا درمانی برای اضطراب، افسردگی و حمله های پنیک خود پیدا کند. رابطهی او با درمانگرش یکی از جذابیت های نمایشی این سریال است.
تونی سوپرانو یکی از نمادهای واقعی سیگار در فرهنگ عامه است؛ او در مجموع شش فصل از سریال سوپرانوها، سیگارهای ممتازی استفاده میکرد که به طور گستردهای بر صنعت سیگار پریمیوم، خصوصا سیگارهای چرچیل تاثیر زیادی داشت؛ به طوری که فروش آن در اوایل دهه 2000 افزایش یافت و این کنش به عنوان پیوندی کوچک با محبوبیت سریال و جذابیت کلی آن در محافل سیگاری یاد شده است.
جیمز گاندولفینی در یک مصاحبه با مجلهی سیگار افیکندو گفته بود: تفاوت هست میان یک سیگاری با کسی که سیگار برگ میکشد، سیگاری ها سعی می کنند هرچه سریع تر دود را بیرون دهند اما کسی که سیگار برگ میکشد اجازه می دهد طعم و تجربه باقی بماند.
سیگارها به تمامی در این سریال نقش داشتند چه در صحنه چه حتی خارج از صحنه. سوپرانوها مانند یک پیشوا و سرپرست سیگار میکشیدند. سیگار در این جا چیزی بیشتر از یک تکیه گاه است و نماد شخصیت افادی است که عصبی هستند. به گفتهی دیوید چیس کارگردان مجموعه” سیگار کشیدن ها قدرت و سطح اقتدار را در کاراکترها فرا می خواند.
اشتراک گذاری

