انیمیشن المنتال انیمیشنی است که در طول هفت سال ساخته شد! این انیمیشن که محصول مشترک پیکسار و دیزنی ست، باعث پیشرفت و تغییراتی اساسی شد. از اولین تاثیراتش میتوان به پیشرفت کیفیت و تیم تولید پیکسار شد. پیکسار مجبور شد برای ساخت این انیمیشن تعداد بالایی رایانه خریداری کند و از پردازشگرهای بسیاری استفاده کند طوری که تعداد آنها چندین برابر سیستم انیمیشن هایی چون داستان اسباببازیها، کمپانی هیولاها و یافتن نمو است. پایان این پروژه بزرگ دقیقا مصادف با همه گیری کویید بود به طوریکه تیم داستان نویسی ، کارشان را در جلسات آنلاین به پایان رساندند. جذابیت و خصوصیات عجیب از انیمیشن تا داستان حسابی شگفت زده تان میکند. شاید میتوان گفت تا حدودی شما را یاد درون و بیرون خواهد انداخت. در این مقاله از یلووال مدیا به سراغ داستان سرایی و حقایق جالبی درباره این انیمیشن خواهیم رفت.
عناصر داستان

این اثر بر اساس زندگی خود کارگردان (پیتر سون) ساخته شده است. که این ویژگی نیز شباهت به خصوصی به انیمیشن درون و بیرون دارد! سون در سن بسیار پایین با خانواده اش از کره جنوبی به آمریکا مهاجرت کرده بود و همین اپنینگ یا شروع انیمیشن است. خانواده ای که پا به یک سرزمین جدید به نام المنت میگذارد. حال آنکه در آنجا هیچ مورد قبول ساکنین آن شهر نیستند. باید به دنبال یک خانه بگردند و منبع درآمدی پیدا کنند. اینجا درست مانند راه حلی که خانواده سون پیدا کرده بودند یک خواربارفروشی راه می اندازند. برنی و سیندر لومن پدر و مادر این خانواده هستند که دختر به نام امبر دارند. پس از پا گرفتن فروشگاهشان برنی تصمیم میگیرد مدیریت آن را به امبر بسپارد اما اول باید صلاحیت امبر را برای این سمت ببیند. امبر تندخو ست و مزاجی آتشین دارد. او باید سعی کند در برابر معضلات پیشرو خود را کنترل کرده و رضایت برنی را به دست آورد. در نهایت اداره فروشگاه به امبر سپرده میشود و کار را حسابی به هم میریزد. مزاج آتشینش سبب شکستن لوله آبی میشود و بند را به آب میدهد! زیرزمین فروشگاه در آب فرو میرود و آنجاست که شخصیتی مهم و کلیدی پا به دنیای این انیمیشن میگذارد. وید ریپل که بازرس شهر و عنصر آب است با این خرابکاری امبر فرا خوانده میشود. او که مسئول ثبت این گزارش است به راحتی میتواند دستور تعطیلی فروشگاه فایرپلیس را بدهد و همه چیز را برای امبر تمام کند. وید که در راه رفتن به سوی کارفرمای خود به نام گیل کیومیلس که عنصر باد است امبر تلاس میکند متقاعدش کند راهی جلوی پایش بگذارد که فروشگاهش را نجات دهد. با هزار بدبختی او راضی میشود امبر را نجات دهد. داستان و ماجراهایش تازه از همینحا شروع میشود.
نقطه الهام بخش المنتال

الهام گرفتن از زندگی دیگران یا فیلم های متفاوت یکی از دستورکار های این انیمیشن بود. همین نشان دهنده این است که تیم تولید قصد قدم بزرگ برداشتن یا ریسک پذیری بالا نبودند. بخش های رمانتیک یا المان های عاشقانه این انیمیشن از سه فیلم کلاسیک برجسته به نام های “حدس بزنید چه کسی برای شام می آید”، “ماه زده” و “امیلی” الهام گرفته شده است که به جزئیات آن خواهیم پرداخت.
حدس بزنید چه کسی به شام میآید: فیلمی به کارگردانی استنلی کرمر که در سال 1967 منتشر شد. این فیلم کلاسیک به موضوعات ادغام فرهنگی و نژادی میپردازد. همینطور که المنتال با کاوش در تعاملات و روابط بین موجودات عنصری مختلف (آتش، آب، زمین و هوا) که با هم در یک مسیر و شهر همراه میشوند و روابط دوستانه ای بینشان شکل میگیرد.
ماه زده: فیلمی به کارگردانی نورمن جویسن که سال 1987 با بازی نیکلاس کیج حسابی درخشید. این اثر که به خاطر عناصر رمانتیک و کمدی خود شناخته می شود، در به تصویر کشیدن یک داستان عاشقانه عجیب از آن الهام گرفته شده است. اثری که از روابط میان دو آدم کاملا متفاوت میگوید و داستانشان را روایت میکند. این فیلم بر رابطه بین امبر، یک عنصر آتشین، و وید، یک عنصر آب متمرکز است و چالش ها و زیبایی عاشقانه آنها را برجسته می کند.
آملی: از برجسته ترین آثار سینمای فرانسه که سال 2001 ژونت آن را کارگردانی کرد. این فیلم غریب و غنی از جوانب بصری در سبک داستانگویی و زیباییشناسی بصریاش تأثیر گذاشته است. “المنتال”جذابیت مشابه و توجه به جزئیات را در انیمیشن خود گنجانده است و دنیایی پر جنب و جوش و جذاب را ایجاد می کند.
این الهامات به شکل دادن این انیمیشن به یک داستان منحصر به فرد و دلگرم کمک کرد که با مخاطبان در تمام سنین طنین انداز می شود.
نقطه پایان
شاید این انیمیشن در کنار آثار متفاوت و فوق العاده پیکسار همچون روح یا درون و بیرون آنقدرها به چشم نیاید، اما میتوان گفت در نوع و حد خودش کار خودش را کرده است. با وجود اینکه سختی های زیادی در مراحل تولید پیش پای سازندگان بوده. این انیمیشن که با چاشنی کرونا و طعم روزهای قرنطینه توامان است هم میتواند شما را بخنداند و هم گریه تان بیندازد و هم هیجان زده تان کند. این همان چیزیست که از یک انیمیشن خوب میخواهیم. راستی اگر فرصتش را داشتید یکبار کلمه “المنتال” را با کیبورد لپ تاپتان جستجو کنید. شگفت زده خواهید شد.
اشتراک گذاری

