می گویند هر کسی کارگردان داستان زندگی خودش است. خب البته بیراه نمی گویند و سر و سامان دادن به هر کاری نیاز به کارگردانی دارد.
اما در پروژه های تصویری مثل انواع فیلم های سینمایی یا سریال های تلویزیونی، «کارگردانی» تعریف مشخصی دارد و همچنین وظایف و جایگاه «کارگردان» نیز مشخص است.
در یلووال مدیا، این بار می خواهیم درباره وظایف کارگردان به معنی حرفه ای آن، یعنی کسی که قرار است یک پروژه تصویری را به سرانجام برساند، حرف بزنیم.

دو تعریف متفاوت از کارگردان
به طور کلی می شود گفت تا امروز دو نظام سینمایی برای وظایف و خدمات کارگردانی در سینما تعریف شده است.
یکی نظام «هالیوودی» که برای ساخت فیلم های تجاری یا سبک کلاسیک طراحی شده و سینمای مسلط امروز است.
در این شیوه، «کارگردان» زیرمجموعه ای از نظام استودیویی است و برای ساخت فیلم مورد نظر، مناسب تشخیص داده شده. یعنی استودیو یا تهیه کننده است که تشخیص می دهد کدام کارگردان را برای ساخت فیلمش انتخاب و استخدام کند.
در شیوه فیلمسازی غیر هالیوودی که به سینمای هنری معروف شده، کارگردان همه کاره است و او را خداوند صحنه می دانند. همه چیز دست کارگردان است.
به این دسته از کارگردان ها می گوییم فیلمساز مؤلف. کسانی مثل ژان لوک گدار فرانسوی، آندری تارکوفسکی روس، لوییس بونوئل اسپانیایی، میشائل هانکه اتریشی و عباس کیارستمی ایرانی از معروف ترین فیلمسازان مؤلف تاریخ سینما هستند.
جدای از اینکه کارگردان به کدام نظام فکری و سینمایی تعلق داشته باشد، باید کارهایی انجام بدهد تا یک فیلم ساخته شود.
یکی اعمال دستور زبان و قواعد سینمایی، دیگری طراحی دکوپاژ، و طراحی میزانسن. کارگردان های صاحب سبک علاوه بر این موارد، جهانبینی و تفکر فلسفی خود را هم در فیلم ارائه می دهند.

کارگردانی انواع فیلم ها
در سینمای امروز قالب های مختلف و متنوعی برای ساخت فیلم و سریال وجود دارد. در یلووال می خواهیم نگاهی بیندازیم به تفاوت های ظریفی که در کارگردانی این قالب های مختلف در نظر گرفته می شود.
برای مثال، کارگردانی فیلم مستند با فیلم داستانی متفاوت است. اما همه فیلم های مستند یا داستانی هم یک شکل نیستند و هر کدام به زیرشاخه های مختلفی تقسیم می شوند.
با این حال در هر شکل و قالبی که فیلم بسازید، باید نماهایی را به عنوان فیلم ثبت و ضبط کنید. مجموعه این نماها فیلم شما را می سازد. و در واقع، کارگردانی یعنی چگونگی ضبط و کنار هم گذاشتن این نماها.

کارگردان دکوپاژ می کند
اولین کاری که یک کارگردان باید برای ساختن فیلم انجام دهد، این است که فیلمنامه ای را که خودش نوشته یا فیلمنامه نویس در اختیارش گذاشته دکوپاژ کند.
دکوپاژ یعنی خرد کردن فیلمنامه به اجزاء قابل فیلمبرداری شدن. کارگردان با دکوپاژ باید مواردی مثل اندازه نماها، زاویه دوربین، نوع لنز، ورود و خروج بازیگران و … را تعیین می کند.
کارگردان با دکوپاژ فیلمنامه، ریتم فیلم را تعیین می کند. طبیعی است که هر فیلمی با توجه به موضوع، ریتم متفاوتی نیاز دارد.
تصور کنید فیلمی با موضوع تنهایی انسان امروز را با ریتم یک فیلم ماجراجویانه و پر زد و خورد که قرار است قهرمان فیلم راه بیفتد و زمین را از وجود آدم های بد پاک کند، یکی باشد.
کارگردان باهوش، به خوبی تشخیص می دهد که هر فیلمی و هر سکانسی چه ریتمی دارد و برای انتقال درست حس به مخاطب، چطور باید آن صحنه را دکوپاژ کرد.
کارگردان، اندازه نما انتخاب می کند
اندازه نماهای یک فیلم نمی تواند از اول تا آخر فیلم یکی باشد. مخاطب انتظار دارد اندازه نماها تغییر کند.
گاهی لازم است چهره بازیگر اصلی را از نزدیک ببیند. سینمایی ها به این نما می گویند کلوزآپ یا نمای نزدیک.
گاهی بهتر است اندازه متوسط آدم ها یا اشیا در صحنه دیده شود. در این موقعیت از مدیوم شات یا نمای متوسط استفاده می شود.
گاهی هم قرار است چیزهای بیشتری دیده شود و دوربین نمای باز نشان می دهد. به این نما می گویند لانگ شات.
هر کدام از این اندازه نماها اطلاعات و حس متفاوتی به بیننده منتقل می کنند.
چند کتاب کاربردی در حوزه کارگردانی
کتاب های آموزش کارگردانی و فیلمسازی زیادی نوشته و ترجمه شده اند. هر کتاب از زاویه ای به این موضوع پرداخته و برای هدفی مفیدتر است. اگر می خواهید راه پیچیده و پر فراز و نشیب یک کارگردان حرفه ای را در پیش بگیرید، یکی یکی این کتاب ها را ورق بزنید و از هر کدام خوشه ای بچینید. اما برای شروع بد نیست به این کتاب ها نگاهی بیندازید:

1- نما به نما:
کتاب »نما به نما» یکی از کتاب های سینمایی است که به زبانی به نسبت ساده مفاهیم اولیه کارگردانی را توضیح داده است. جلد اول این کتاب با عنوان فرعی «کارگردانی فیلم: از تصویر ذهنی تا تصویر سینمایی» و جلد دوم آن با عنوان فرعی «نمای متحرک» منتشر شده است. استیون کاتز نویسنده کتاب است و محمد گذرآبادی کتاب را ترجمه کرده و بنیاد سینمایی فارابی آن را منتشر کرده است.

2- دستور زبان سینما: گرامر زبان فیلم
هدف از تألیف این کتاب کوتاه کردن سال های کارآموزی برای کسانی است که دوست دارند با فیلمسازی آشنا شوند. در این کتاب با تئوری های فیلمسازی آشنا نخواهید شد، بلکه یکراست سراغ واقعیت هایی می روید که فیلمسازان مختلف در طول عمر سینما تجربه کرده اند.
نویسنده این کتاب، دانیل آریخن، دوازده سال برای نوشتن آن وقت گذاشته. مسعود مدنی مترجم کتاب است و چاپ اول آن به زبان فارسی توسط نشر شرکت تابان خرد در سال 1393 منتشر شده است.
برداشت آخر
پشت دوربین ایستادن در جایگاه کارگردان، تجربه ای جذاب و هیجان انگیز است. با آشنایی مقدماتی با مفاهیم سینمایی و کنار دست باتجربه ها ایستادن، می شود کار را شروع کرد و فیلم هایی ساده و کم هزینه ساخت.
اما اگر تصمیم دارید یک فیلمساز حرفه ای باشید، از همین حالا شروع کنید. هر اندازه مطالعه کنید و ببینید و تجربه کنید، باز هم چیزهای زیادی برای آموختن وجود دارد. اما تبدیل شدن به یک کارگردان حرفه ای را هم باید از جایی شروع کرد. قدم اول را محکم بردارید.
اشتراک گذاری

