شیشه و چکش
سه شنبه سیزدهم سپتامبر دو هزار و بیست و دو، پشت در چوبی سفید خانهای که سالها میزبان یکی از بزرگان سینما بود، مردی نود و دو ساله در حال وداع با زندگی است.
مردی که اگر یکی از پرکارترین مردان سینمای فرانسه بخوانیمش، اصلا مبالغه نکردیم.
شاید یکی از دلایل این اتفاق یعنی مرگ خودخواستهاش علتی مرتبط با سینما داشته باشد.او که جزو اعضای اصلی موج نوی سینمای فرانسه بود حتما اگر هنوز توان وایدهی تازهای برای ساختن و ارائه به سینما داشت هرگز مخاطبانش را از آن محروم نمیکرد.
به هر حال یکی از اصلیترین بنیانگذاران موج نوی سینمای فرانسه رفت و با رفتنش موجی از ستایشها آغاز شد.
در این مطلب از یلووال مدیا با هم نگاهی میاندازیم به گفتههای اهالی سینما در مورد ژان-لوک گدار و ویژگیهای اصلی او را از زبان بزرگان سینما بررسی میکنیم.
درهم شکستن سینمای قبل و رسیدن به سینمایی تازه و موج نو
یکی از بارزترین ویژگیهای گدار درهم شکستن قواعد پیشین و به دست آوردن راههای تازه در سینما بوده است.
در این رابطه پل شریدر فیلمنامهنویس، کارگردان و منتقد آمریکایی میگوید:” سینما به قبل و بعد از گدار تقسیم میشود؛ او به مدت 15 سال سینما و قواعدش را درهم شکست و دوباره سرهم کرد تا سینما به مکعب روبیک شخصیاش تبدیل شد”
مارک کازینز کارگردان و منتقد ایرلندی میگوید:” اگر از میراث او بپرسید باید بگویم او سینمای پیش از خود را شکست، مثل شیشهای که با چکش خرد شود.”
برگی از کتاب گدار
کارول آن مورلی کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکنندهی انگلیسی در مورد گدار و نگاهش به سینما میگوید:” وقتی خبر درگذشت گدار را شنیدم، سراغ کتاب گدار روی گدار رفتم و صفحهای را باز کردم که سالها پیش خوانده بودم.
او نوشته بود: “من فیلمهایم را نه تنها هنگام فیلمبرداری، بلکه در حالی که خواب میبینم، غذا میخورم، چیزی میخوانم یا با شما صحبت میکنم، میسازم”
او به من کمک کرد تا بفهمم ساختن فیلم تمام ثانیههای زندگیام را به خود مشغول می کند و همچنین به من یاد داد که چقدر مهم است که خود را از به اصطلاح قوانین سینما جدا کنم و ازبازی و ساخت چیزهای تازه و یادگیری دست نکشم.”

گدار و جسارت از هم جدا نبودند
یکی از ویژگیهایی که در بیشتر گفتهها ردپایی از آن دیدیم، جسارت بود.
جسارت را در نوشتهای که مایک لی نویسنده و کارگردان سینما و تئاتر بریتانیایی در مجلهی گاردین نوشته در این کلمات یافتیم: “فیلمهای او پر بود از فیلمبرداری و انتخاب لوکیشنهای بیقید و رها و لحظات عجیب و غریبِ غیرمرتبط”
مارتین اسکورسیزی فیلمساز آمریکایی معتقد است:” هیچ کس اندازهی گدار جسور نبود”
کوین مکدونالد کارگردان اسکاتلندی از قول کارولین چمپوتیر فیلمبردار فرانسوی که در دهههای هشتاد و نود با گدار همکاری داشته است در مورد او اینطور میگوید:” گدار به طور خلاصه به طرز بیرحمانهای جسور و بسیار جذاب است”
ایدههای تازه بخشی از موج نوی سینمای فرانسه
یکی از برگهای برنده در هر اثری که قرار است خلق شود، تازگی در ایده است.
مایک لی دراین باره نوشته است:” فیلمهای گدار جشنی بود از چالشهای مکاشفهبرانگیز در مورد ایدههای تازه”
همچنین اضافه میکند:” این گدار بود که هر بار با ایدهای جدید بخشی تازه به سینما اضافه میکرد”
مارتین اسکورسیزی معتقد است گدار بعد از فیلم “از نفس افتاده” توانست در مورد ماهیت ایدهی اصلی فیلم و اینکه قرار است فیلم را به کجا برساند تعریفی نو ارائه دهد.
گدار و کلیشه با هم یک جا جمع نمیشوند
مارتین اسکورسیزی میگوید فیلمهای او دوراز کلیشه و غیر قابل پیشبینی بودند.
کارول آن مورلی در مورد دور از کلیشه بودنِ فیلمهای گدار میگوید او قادر بود در هر فریم بیننده را به چالش بکشد.
در ستایش عظمت گدار
به عنوان آخرین نکتهی این مطلب، میپردازیم به جملاتی که نشان میدهد گدار تا چه اندازه توانسته روی سینما تأثیر بگذارد.
مارتین اسکورسیزی در پایان مطلبی که در مجلهی گاردین یک روز پس از درگذشت گدار چاپ شده، نوشته است:” باید بگویم در حال حاضر-زمانی که تعداد افراد منفعل بسیار بیشتر از افراد خلاق است- فیلم های او بیش از هر زمان دیگری ضروری و زنده احساس می شوند.
کلی رایکارد کارگردان و فیلمنامهنویس اهل ایالات متحده آمریکا معتقد است آثار او مثل چاهی عمیق و گرانبها موجود است که همهی اهل سینما باید از آن بهره ببرند.
کوین مکدونالد نوشته است او از ساخت فیلم دنبال تأثیر آن روی بیننده بود، او مسیر حرفهای خود را در سینما با نقد شروع کرد و تا واپسین لحظات منتقد ماند.
کلاه از سر بردارید
با نگاهی به مطالب چاپ شده در گاردین به تاریخ چهاردهم سپتامبر دو هزار و بیست و دو سعی کردیم ضمن ادای دین به نابغهی موج نوی سینمای فرانسه، برخی از ویژگیهای بارز او را همراه با یلووال مدیا بررسی کنیم.
در آخر با نقل قولی از ترنس دیویس کارگردان و فیلمنامهنویس بریتانیایی مطلب را تمام میکنیم.
ترنس دیویس میگوید:”سایهی نفوذ گدار و شور و شوق شدید او بر سر ما مستدام است و ما که پشت سر ماندهایم فقط می توانیم این شکوه منعکس شده را به خاطر بسپاریم و در آن غرق شویم. خداحافظی سخت است و همهی ما با رفتن او فقیر شده ایم.
خانم ها و آقایان برای درگذشت یک نابغه بایستند و به احترامش کلاه از سر بردارید.

اشتراک گذاری

