جهان سینما مرهون خدمات بازیگری بازیگرانی است که تاریخ سینما از آنها آغاز شده و نسلهای بعدی بازیگران، منتقدان و تماشاگران آنها را سنگ محک قرار میدهند و ضعف و قوت ها را با آنان میسنجند. به بیانی دیگر زنان و مردان بازیگر که تاریخساز بودند، الگویی برای بازیگری ساختهاند. هنرپیشگی برای آنها نه فقط یک کار و شغل که برای تمامی آنها خود زندگی بود و هر بار بازیگری بازی می کند پشت یا درون فرد دیگری مخفی نمی شود بلکه خودش را بیان می کند. در این نوشتار یللوال مدیا نگاهی داریم به ده بازیگر تاریخساز جهان سینما.
آدری هپبورن
یک تاریخنگار سینما آدری هپورن را آخرین معصوم سینما خوانده است. او از سوی بنیاد فیلم آمریکا سومین ستاره زن در همهی دورانها معرفی کرد. هپبورن اولین بازیگر زنی است که همزمان موفق به دریافت سه جایزه اسکار، گلدنگلوب و بفتا برای بازی در نقش پرنسس آنا در فیلم تعطیلات رومی شد. به نظر بعضی از منتقدین بازی آدری در فیلمهای «جنگ و صلح» و «عشق در بعدازظهر» وجه تازهای از اروتیسم را به سینما معرفی کرد.
در آن سالها آدری هپبورن الگوی بسیاری از زنان در مد لباس بود. او از سال 1983 سفیر یونیسف بود و به خاطر کمکهای خیرخواهانهاش مدال آزادی رئیس جمهوری به وی تعلق گرفت.
اینگرید برگمن
بسیاری از روزنامهنگاران زمان معتقد بودند زیبایی خانم برگمن یک شاهکار هنری است؛ او چنان زیبایی طبیعی داشت که نیاز به چهرهپردازی نبود. آن تیپ منحصربهفرد به علاوهی بازیهای هنرمندانه سبب شد مورد استقبال بسیاری از کارگردانهای هالیوود قرار بگیرد.

همکاری با هامفری بوگارت در فیلم تاریخیساز کازابلاکا او را به ستارهی اول سینمای آن زمان هالیوود تبدیل کرد. مدتی بعد برای بازی در فیلم چراغ گاز اولین جایزه اسکار خود را دریافت کرد.
پس از موفقیت فیلم زنگهای کلیسای مریم مقدس که در برگمن در نقش یک راهبه ظاهر شد به یک بازیگر محبوب و الگویی از یک زن نجیب در جامعه آمریکا تبدیل شد؛ اما این الگو پس از رابطهی پنهانی برگمن متاهل با روبرتو روسلینی در هم شکست چنان که مجلس سنای آمریکا او را تهدید کرد که اجازه برگشت به آمریکا را ندارد.
او بعدها با بازی در فیلمهای اروپا 51 و سفر به ایتالیا تجربه موفقی در سینمای هنری ایتالیا کسب کرد. سال 1956 سال آشتی آمریکا با محبوب خود بود؛ بازی خوب او در فیلم آناستازیا باعث شد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش زن را به او بدهند. او در طول دوران بازیگری هفت جایزه اسکار گرفت و از سوی بنیاد فیلم آمریکا چهارمین زن افسانهای تاریخ سینما لقب گرفت.
کاترین هپبورن
او از سوی بنیاد فیلم آمریکا به عنوان اولین زن ستارهی سینمای کلاسیک هالیوود نام گرفت. با سبک زندگی که داشت مظهر زن مدرن در قرن بیستم آمریکا شد؛ او طبق انتظار جامعه از یک زن رفتار نمیکرد؛ پس از طلاقش مجرد ماند، پیش از این که پوسیدن شلوار برای زنان مرسوم شود، شلوار میپوشید؛ رکگو، قاطع، مستقل و سرسخت بود.

او در نقشهای خود هم شلوار میپوشید و در حین بازی در حالی در آن زمان موضوع معمولی به شمار نمیرفت او خودش کنترل کار را به دست میگرفت. او شصت سال در هنر بازیگری فعالیت داشت و در آن سالها چهار بار برنده جایزه اسکار شد.
سوفیا لورن
زمانی که رم رقیب اصلی هالیوود بود، سوفیا لورن در همکاری با کارگردانهای بزرگ ایتالیایی چون فدریکو فلینی، ویتوریا دسیکا و همبازی شدن با مارچلو ماستریانی مورد تقدیر مخاطبان سینمای ایتالیا شد. پس از قراردادی با پارامونت به یک ستاره بین المللی تبدیل شد. او اولین زن غیر انگلیسیزبان بود که جایزه اسکار گرفت. او در 72 سال زندگی هنری در بیش از نود فیلم نقش آفرینی کرد.

او به واسطهی بازی در فیلم ایتالیایی دو زن برنده جایزه فیلم کن، جشنواره فیلم ونیز و جشنواره فیلم برلین میشود. او از سوی بنیاد فیلم آمریکا به عنوان یکی از ستاره های سینمای کلاسیک هالیوود نامیده شد که سوفیا تنها زن زندهی آن لیست است.
الیزابت تیلور
بازی در چهار فیلم کلئوپاترا، گربه روی شیروانی و چه کسی ویرجینا وولف را کشت او را به یکی از محبوبترین چهره های سینمای جهان تبدیل کرد و علاوه بر درخشش هنری، زندگی خصوصی الیزابت و اقدامات بشردوستانه اش او را در شهرت نگه میداشت. الیزابت از اولین افراد مشهوری بود که در فعالیت های کمک به درمان ایدز شرکت کرد؛ او در سال 1985 بنیاد آمریکایی تحقیقات ایدز و در سال 1991 بنیاد ایدز الیزابت تیلور را تاسیس کرد. بنیاد فیلم آمریکا او را هفتمین ستاره افسانه ای سینمای هایوود معرفی کرد.

زندگی خصوصی او اغلب در بخشی از اخبار سینما بود؛ او تغییر دین داد و هشت بار با هفت مرد ازدواج کرد؛ در سال 1961 تیلور و ریچارد برتون رابطه خارج از ازدواج خود را آغاز کردند که باعث رسوایی شد؛ آن دو بر خلاف مخالفتهای عمومی رابطه خود را ادامه دادند و در سال 1964 با هم ازدواج کردند و در یازده فیلم با نام مستعار لیز و دیک با هم همبازی بودند. ازدواج آنها پس از ده سال به جدایی انجامید اما در کمتر از یک سال به همدیگر برگشتند و دوباره ازدواج کردند اما ازدواج دومشان هم ناموفق بود و در سال 1976 برای همیشه از هم جدا شدند.
اوا گاردنر
اوا گاردنر را یک مربی استعدادیابی کشف کرد. او برای اولین بار با بازی در فیلم قتل ها توجه مخاطبین سینما را به خود جلب کرد و تبدیل به ستاره هالیوود شد و عنوان یکی از زیباترین زنان زمان مشهور بود.

او سه بار ازدواج کرد و آخرین ازدواجش با فرانک سیناترا خواننده و هنرپیشه مشهور آمریکایی بود. ازدواج آنها که موجب ترک سیناترا از همسرش شده بود موجب طرد شدن او در بسیاری از جوامع شد؛ گاردنر هم از نفوذ خود استفاده کرد و یک نقش اصلی در فیلم از اینجا تا ابدیت برای او گرفت که بعدا برنده جایزه اسکار شد.
او پس از جدایی از سیناترا به اسپانیا رفت و رابطه ای با ارنست همینگوی آغاز کرد. او در دهه 50 تا 70 در فیلم های موفق زیادی نقش آفرینی کرد و پس از مرگش در سال 1999 به عنوان بیست و پنجمین ستاره زن هالیوود از سوی بنیاد فیلم آمریکا شناخته شد.
گرتا گاربو
گرتا گاربو بهترین بازیگر زن تاریخ فیلم های صامت انتخاب شد. پس از بازی در فیلمهای سوئدی از سمت کمپانی گلدوین مایر انتخاب شد و به آمریکا رفت. اولین فیلم های او مژده ظهور یک ستاره بی بدیل را به جهان سینما می داد. او در انتخاب فیلم هایش بسیار با دقت بود؛ فیلم کم و گزیده بازی می کرد و عجیب این که کارگردان و بازیگر نقش روبهرویش را خودش انتخاب می کرد. او خیلی زود یعنی پس از جنگ جهانی دوم از سینما و بازیگری خداحافظی کرد.

او دوبار برای فیلمهای کمیل و آنا کارنینا برنده جایزه بهتربن بازیگر زن از سوی منتقدان فیلم نیویورک شد. و پس از مرگش او را به عنوان پنجمین زن افسانهای سینمای کلاسیک آمریکا انتخاب کردند.
مریل استریپ
خانم استریپ به دلیل تطبیق پذیری و توانایی اش در تسلط بر انواع لهجه ها و نقش ها شناخته شده است. او طیف گسترده ای از شخصیت ها را بازی کرده است، از شخصیت های تاریخی مانند مارگارت تاچر در “بانوی آهنین” تا شخصیت های خیالی مانند میراندا پریستلی در “شیطان پرادا می پوشد”. او در چهل سال فعالیت 21 بار نامزد دریافت جایزه اسکار و 32 بار نامزدی جوایز گلدنگلوب نصیب او شده است. استریپ در سال ۲۰۰۳ از سوی دولت فرانسه به مقام فرمانده درجه هنر و ادبیات منصوب شد.
استریپ همچنین به خاطر فعالیت های دفاعی خود، به ویژه از طرف حقوق زنان و اهداف عدالت اجتماعی، شناخته شده است. در سال 2017، او در مراسم جوایز گلدن گلوب سخنرانی قدرتمندی داشت که در آن از دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا انت
قاد کرد و خواستار اتحاد و تفاهم بیشتر در جامعه شد.
جودی فاستر
فاستر به خاطر هوش، تطبیق پذیری و حضور شدیدش در صفحه نمایش مشهور است. او به خاطر تواناییاش در نقشهای پیچیده و چالشبرانگیز و تعهدش به هنر بازیگری مورد ستایش قرار گرفته است. او به طور گسترده به عنوان یکی از با استعدادترین و قابل احترام ترین مجریان هالیوود شناخته می شود. یکی از جنبه های جالب حرفه جودی فاستر توانایی او در انتقال موفقیت آمیز بین ژانرها و انواع نقش های مختلف است.

او در «راننده تاکسی» از نقش یک بدکارع تا یک مامور سرسخت FBI در «سکوت بره ها» تا یک مادر مجرد که برای بزرگ کردن پسرش در «نل» تلاش می کند، بازی کرده است. توانایی او در آوردن نکات ظریف و پیچیدگی به طیف گسترده ای از شخصیت ها به او کمک کرده است تا او را به یکی از معتبرترین بازیگران نسل خود تبدیل کند.
به طور کلی، جودی فاستر یک چهره با استعداد و چندوجهی در صنعت سرگرمی است که به دلیل تطبیق پذیری، هوش و تعهد به اهداف اجتماعی و سیاسی شناخته شده است. زندگی حرفه ای او بیش از پنج دهه را در برگرفته است و او در طول این مدت یک چهره قابل احترام و تاثیرگذار در هالیوود باقی مانده است. کار او به عنوان یک بازیگر، کارگردان و تهیه کننده، و همچنین حمایت او از تنوع، شمول و عدالت اجتماعی، او را به صدای مهم و تاثیرگذاری در صنعت و فراتر از آن تبدیل کرده است.
مریلین مونرو
مریلین مونرو در عمر کوتاهاش در سی فیلم سینمایی نقش بازی کرد و در تاریخ سینما افسانه شد. او یکی از مشهورترین ستارگان سینما، نماد جذابیت جنسی و ستاره پاپ در قرن بیستم است. برخی وی را جذابترین زن قرن بیستم دانستهاند و به اعتقاد رابین میور او پر عکسترین چهره زن جهان است. لی ستراسبرگ از سال ۱۹۴۸ مدیر این آموزشگاه معتبر بود که بازیگرانی مانند مارلون براندو، پل نیومن، جیمز دین، داستین هافمن؛ رابرت دنیرو و آل پاچینو را برای هالیوود پرورش داد.

مریلین مونرو با لی استراسبرگ و همسر او آنا دوست شد و رابطه خود را با آنها حفظ کرد. او در مرحله پایانی زندگی تمام یادداشتهای خصوصی خود را به دست لی استراسبرگ سپرد. لی استراسبرگ میگوید: من در طول دوران کای خود با صدها هنرپیشه کار کردهام؛ دو نفر از آنان برجستهتر از بقیه بودند، اول مارلون براندو و دوم مریلین مونرو.
هالیوود تمایل داشت که او را در نقش کلیشه ای «بلوند احمق» ببیند و نقش های آبکی ملودرام به او بدهد. او می خواست که پله های ترقی را طی کند و به آن افتخار می کرد، در عین حال هنرپیشه موفقی بود. این درگیری ها بالاخره در ۱۹۶۲ منجر به اخراج مریلین از هالیوود گشت.

اشتراک گذاری

