هنری خلق شده از آشوب
مریلین مونرو بدون شک یک افسانه است. هنرپیشه ای جذاب که زیبایی منحصر به فرد او در طول زندگی کوتاه و حتی پس از مرگش، مورد تحسین و حسادت قرار می گرفت. اما فیلم جدید اندرو دومینیک درباره ی این هنرپیشه ی افسانه ای که در سپتامبر 2022 در نتفلیکس به نمایش درآمد، شما را غمگین می کند. «بلوند» به سادگی به ارائه ی تصویری از زندگی مریلین مونرو رضایت نداده است. اگر کسی بخواهد در مورد بلوند افسانه ای هالیوود مطلب بخواند، در صفحه ویکیپدیا مستندهای زیادی درباره ی او وجود دارد. اما این فیلم یک نگاه خیالانگیز به ماشین هالیوود است با وحشت روانشناختی فیلم «جاده ی مالهالند» اثر دیوید لینچ رقابت می کند. بلوند، فیلمی است که شما را در معرض نظرات و شعارها قرار نمی دهد و بیماری ستاره بودن و ستاره ماندن را از طریق غم و اندوه بصری و روایی اجتنابناپذیر خود منتقل میکند.
به بهانه ی اکران این فیلم پر جنجال، در این مقاله ی یلووال مدیا به سراغ یکی از تاثیرگذارترین فاکتورهای آن رفته ایم. فیلم برداری و تصاویر استفاده شده در بلوند، بدون شک در طول فیلم شما را محسور خود می کند. برای خواندن نکاتی جذاب درباره ی فیلم برداری تحسین برانگیز این فیلم، با ما همراه باشید.
تلفیق عجیب آشناپنداری و اکپرسیونیسم
بلوند بارها از مریلین مونرو سوء استفاده میکند و از آن سود میبرد، همان کاری که بسیاری از مردان در طول زندگی غمانگیز و بسیار کوتاه این ستاره انجام دادند. شاید همین موضوع است که پارادوکس دیوانهکنندهای ایجاد میکند: محکوم کردن ظلمی که سوپراستار تا زمان مرگش در 36 سالگی متحمل شد و در عین حال از آن لذت میبرد.
اما با وجود این ابهامی که در مورد داستان فیلم وجود دارد و طولانی بودن آن، بلوند از نظر فنی بی عیب و نقص است. کیفیت کار روی صفحه ی نمایشگر خود معمای دیگری را ایجاد می کند: بلوند جذاب و مسحورکننده است، اما گاهی می خواهید چشمان خود را بببندید زیرا این صفحه نمایش خشن بیش از حد می شود.
یکی از برجستهترین جنبههای «بلوند»، نحوه تکرار تصاویری است که همه ما با آنها آشنا هستیم تا یک آشناپنداری (دژاووی سینمایی) ایجاد کند، و وقتی بازآفرینی دقیق صحنه ها با اکسپرسیونیسم (هیجان نمایی) کابوسوارتر فیلم تلاقی میکند، واقعاً به نتیجه می رسد. فیلم بردار بلوند، ایروین (chayse Irvin) در بازسازی صحنهها بسیار سختگیر بود. ایروین در مورد بازآفرینی عکس ها و صحنه هایی که از زندگی واقعی مریلین وجود دارند می گوید: «من از همان فاصلههای کانونی استفاده میکردم. البته دقیقاً نمیدانستم، اما حدس میزدم که چه چیزی میتواند باشد. ما در بسیاری از مکانهای واقعی که آن عکسها گرفته شدهاند، عکاسی میکردیم. بنابراین من تصویر را چاپ می کردم و به آن نگاه می کردم و سپس دوربین را قرار می دادم و سعی می کردم همان هندسه را در کادر ایجاد کنم».
روایت یک هرج و مرج درونی
اگرچه بلوند دومینیک مملو از لحظاتی است که عکسهای معروف و نمادین مریلین مونرو، از عکسهای مجلات و پاپاراتزی ها گرفته تا صحنههایی کلاسیک از فیلم های «بعضیها داغش را دوست دارند» و «آقایان بلوندها را ترجیح میدهند» را با دقت بازآفرینی میکند، ایروین معتقد بود که که هرگز برای خلاق بودن و کشف آزادتر از این نبوده است.
او در مصاحبه هایش می گوید: «ما این فیلم را با درونمایه ی هرج و مرج خلق کردیم. به عنوان فیلمساز، ما مفاهیم و ایدههایی در مورد چگونگی ساختار کلی در ذهن داریم، اما بخش عمده ی هنر در واقع در نحوه تولید و اجرای آن است. شما باید اجازه دهید که ماجرا جریان پیدا کند، نه اینکه به تماشاگر بگویید چگونه درباره چیزی احساس یا فکر کند».
ایروین الهام اولیه خود را از دو مرجع بزرگ گرفته است: اول مجموعه ای دارای بیش از 700 عکس از زندگی مونرو که دومینیک در طول یک دهه تحقیق جمع آوری کرده بود و دوم، رمان جویس کارول اوتس که فیلم بر اساس آن ساخته شده است. عکسهای مونرو در سکانسی که داستان را منعکس میکرد نمایش داده می شوند، که به عقیده ی ایروین: «به شما این احساس را میدهد که در سیل تصاویر زندگی او گرفتار شدهاید».

تغییرات بصری خیره کننده
و در حالی که نظرات در مورد بلوند بسیار متفاوت است، اما هیچ کس پس از این سفر سه ساعته در زندگی مریلین مونرو، که گاهی اغراقآمیزو گاهی اسطورهسازی است، بیتفاوت نماند. علاوه بر علاقه مندی به هویت واقعی پدر بازیگر یا نام او قبل از معروف شدن، سوال مهمی که مطرح می شود در رابطه با تغییر مداوم صحنه ها به سیاه-سفید و رنگی است. چرا این تصمیم خلاقانه گرفته شد؟
اگر «بلوند» را دیده باشید، میدانید که یک سکانس سیاه و سفید گرفته شده است و در سکانس دیگر از رنگ استفاده شده است. این تغییرات بصری تصادفی نیست؛ همه ی اینها به خاطر تصویری است که پیرامون مریلین مونرو ایجاد شده است.
کارگردان فیلم، اندرو دومینیک، می گوید: «همه چیز بر اساس تصاویری از مونرو است که از قبل در ذهن ما وجود داشت، برخی رنگی، برخی دیگر سیاه و سفید. بنابراین اگر یک سکانس را بر اساس یک عکس سیاه و سفید در یک فرمت خاص می ساختیم، صحنه را در آن فرمت ضبط کرده ایم. اگر رنگی است، آن را رنگی انجام داده ایم. اگر هیج مرجعی وجود نداشت، فیلمبرداری به صورت فیلم شات انجام گرفته است. هیچ نسبتی با تاریخ ندارد. اینطور نیست که سیاه و سفید به غم و رنگ به شادی اشاره داشته باشد یا اینکه اولی گذشته است و رنگ، حال یا آینده را نشان می دهد».
زندگی کردن یک روایت
پرش تصاویر و فیلم برداری تار یا مات در بعضی از سکانس ها که منجر به روایت گیجکننده بلوند می شود، دلیل ساختن فیلم است. دومینیک نمیخواست داستانی خطی بگوید، بلکه میخواست بیننده یک تجربه احساسی را زندگی کند، انگار در یک ترن هوایی نشسته است. دومینیک و ایروین سعی کرده اند تماشاگر را در خاطرات او جای دهند. مریلین در خاطراتش گرفتار است و سکانسهای فیلم بر اساس همین فرض انتخاب شده اند. این فیلم یک روایت نیست، بلکه یک تجربه احساسی مبتنی بر تصاویری که قبلاً آن ها را دیدهاید، و قرار دادن آنها در خدمت داستان است.
بازآفرینی بی ساختار یک زندگی
با توجه به عدم ثبات روایت و شخصیت اصلی آن، بلوند حتی برای اروین شهودی تر از حالت معمول بود. او سعی نکرده ساختار خاصی را اعمال کند و در واقع برعکس عمل کرده است. ایروین تلاش کرده تا این احساس درک بدون واسطه ی مریلین را کاملا بدون ساختار ایجاد کند، زیرا مریلین همیشه این نیاز به ثبات و عشق را در زندگیاش داشت، اما هرگز نتوانست آن را پیدا کند. او همیشه تکذیب می شد. ایروین معتقد است که اگر ساختاری ایجاد می کرد، آن ثبات ایجاد و ذات مریلین نقض می شد. به این ترتیب ایروین و دومینیک، رویکردی شهودی برای روایت داستان یکی از مشهورترین زنان افسانه ای هالیوود اتخاذ کردند و زندگی این هنرپیشه ی جذاب و منحصر به فرد را مانند خودش به تصویر کشیدند: جذاب، خیره کننده و در عین حال پیچیده و گیج کننده.
اشتراک گذاری

