بسیاری این فیلم را که در سال 2006 ساخته شده است، بهترین فیلم گیرمو دل تورو میدانند. این فیلم تحسین فوقالعادهای از منتقدان دریافت کرد و یکی از بهترین فیلمهای فانتزی بیست سال اخیر و احتمالاً تمام دورانها از نظر موضوعی است.
جلوههای بصری جذاب و داستانگویی غنی تضمین میکند که شما هزارتوی پن را بارها و بارها تماشا کنید و هر بار چیز جدیدی دستگیرتان شود.
ما در این مطلب از یلووال مدیا قصد داریم نکاتی را در مورد این فیلم شگفتانگیز ارائه دهیم و امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید.
1- ایدهای چهار ساله در تاکسی گم شد
دل تورو دفترچهای داشت که یاددشتها و ایدههای بصری خود را در آن مینوشت و ترسیم میکرد.
گیرمو قریب به چهار سال طرح و ایدههایی دربارهی این فیلم را در دفترچهاش یادداشت کرد و روزی آن را در یک تاکسی بریتانیایی جا گذاشت و زمانی متوجه اشتباهش شد که فاصلهی تاکسی از او بیشتر و بیشتر میشد؛
رانندهی تاکسی دفترچه را به همراه چند وسیله از هتل پیدا کرد و دفترچه را به هتل رساند.
دل تورو این اتفاق را شبیه معجزهای میدانست که او را مجاب کرد تا حتما هزارتوی پن را بسازد.

2- فیلمنامه برای جا دادن بازیگر نقش اول بازنویسی شد
ایوانا باکورو بازیگر اسپانیایی، نقش کودکی اوفلیا را در هزارتوی پن ایفا کرد. این نقش به دلیل لزوم نمایش احساسات شدید و همچنین انتقال افکار و عواطفی که شخصیت در ظاهر آن را پنهان میکند، نقشی چالشبرانگیز است.
ایوانا که توانایی برآمدن از پس این چالشها را داشت یازده سال سن داشت در حالی که نقش برای دختری هشت ساله نوشته شده بود.
اما دل تورو به قدری تحت تأثیر استعداد این بازیگر نوجوان قرار گرفت و او را برای این نقش مناسب دید که فیلمنامه را دوباره نوشت تا اوفلیا را چند سال بزرگتر از آنچه در ابتدا در نظر گرفته شده بود بسازد.
3- داگ جونز مجبور شد برای این فیلم اسپانیایی یاد بگیرد
از آنجایی که هزارتوی پن حاوی موجودات وحشتناکی بود، کارگردان میدانست که باید جونز را برای بازی در نقش فاون و مرد رنگپریده در پروژه بخواهد چراکه داگ جونز رزومه نسبتاً منحصر به فردی دارد و بازیگری است توانمند در انجام حرکات به شیوههای عجیب و غریب و غیرمعمول.
فقط یک مشکل وجود داشت، دل تورو میخواست این فیلم را به زبان مادریاش یعنی اسپانیایی بسازد در حالیکه داگ جونز این زبان را بلد نبود و دلش نمیخواست که کلمات را صرفا تکرار کند.
او که برای این نقش گریم سختی داشت و هر بار حدود پنج ساعت در اتاق گریم بود، این تایم را به یادگیری زبان اسپانیایی اختصاص میداد تا دیالوگها طبیعیتر جلوه کند.
و هرچند در نهایت دل تورو صدای خود را روی نقش داگ جونز دوبله کرد اما این تعهد جونز به روانتر شدن کار دوبله نیز کمک کرد.

4- گیرمو دل تورو از حضور در هالیوود خودداری کرد
گیرمو دل تورو در سال 1997 فیلم تقلید را ساخت که برایش درسهای بسیاری داشت. این اولین فیلم استودیویی او بود و او برای باب واینستین کار میکرد که مانند برادر مشهورترش هاروی به سخت بودن شهرت داشت.
این دو سر بسیاری از جنبههای خلاقانه فیلم با هم اختلاف داشتند که منجر به حذف برخی برشها به نفع واینستین شد. به همین دلیل، کارگردان تصمیم گرفت دیگر هرگز ایدههای تیرهتر خود را در سیستم هالیوود نسازد.
با این تجربه، او تصمیم گرفت هزارتوی پن را در اسپانیا بسازد و آن را به زبان اسپانیایی نگه دارد. او پیشنهادات استودیوهای آمریکایی را رد کرد. در حقیقت دل تورو پیشنهادهایی را که بودجه را به شدت افزایش میداد قربانی حفظ کنترل خلاقانه خود کرد.
این کارگردان همچنین مدعی شده است که تمام دستمزد خود را پس داده است تا این کار را انجام دهد. پروسه تامین مالی فیلم بدون پول هالیوود زمانبر بود و همکاران به او گفتند که او مرتکب یک اشتباه مهلک در شغلش شده است. اما در پایان، دل تورو به ایده خود چسبید و فیلمی تولید کرد که به طور گسترده به عنوان یک شاهکار شناخته می شود.
5- این فیلم در وسط خشکسالی فیلمبرداری شده است
گیرمو دل تورو و باقی عوامل لوکیشن، لوکیشن اسپانیایی عالی و بینظیری را برای فیلمبرداری فیلم هزارتوی پن پیدا کردند، اما یک مشکل بزرگ وجود داشت. جنگلی که آنها استفاده کردند در وسط یک خشکسالی جدی بود که تولید شروع شد.
آنها برای اینکه ظاهر مناسبی به آن ببخشند، باید چمن مصنوعی و خزه میآوردند و در اطراف پخش میکردند. علاوه بر این، استفاده از هر چیزی که ممکن بود به طور تصادفی باعث آتشسوزی شود در صحنه فیلمبرداری ممنوع بود، بنابراین کارهایی مانند تیراندازی و شعلههای آتش باید به صورت دیجیتالی انجام میشد.
و هرچند خشکسالی مشکلاتی ایجاد کرد، اما با کمی خلاقیت، خدمه توانستند همه چیز را با خیال راحت انجام دهند.
6- اسکار را از دست داد، اما جوایزی را در سراسر جهان دریافت کرد
هزارتوی پن ورود رسمی مکزیک به جوایز اسکار بود و به عنوان یکی از پنج نامزد نهایی بهترین فیلم خارجی زبان اسکار بود و می توانست در میان کارگردانهایی که اسکار گرفتهاند باشد.
علیرغم اینکه یکی از ویژگیهایش فروش زیادش مخصوصا در ایالات متحده بود، اما در مقابل فیلم هیجانانگیز آلمانی « زندگی دیگران» شکست خورد.
این فیلم هرچند جایزه بزرگ فیلم خارجی را به ارمغان نیاورد، اما جوایز اسکار را برای فیلمبرداری، کارگردانی هنری و گریم دریافت کرد.
هزار توی پن در سراسر جهان نیز برنده بود. در مراسم جوایز گویا اسپانیا، ایوانا باکورو به عنوان بهترین بازیگر زن جدید پیروز شد. جشنواره معتبر بفتا انگلستان آن را به عنوان بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان معرفی کرد و علاوه بر آن برنده طراحی لباس شد.
جوایز آریل مکزیک هشت جایزه از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به فیلم اهدا کرد. اینها علاوه بر دهها جایزه از سوی گروههای منتقد است.
و اینها همه یعنی در همه جای دنیا، هزارتوی پن یک فیلم سینمایی مشهور است.
7- این فیلم برای مدتی پرفروشترین فیلم اسپانیایی زبان در آمریکا بود
فیلمهای خارجی زبان معمولاً در باکس آفیس آمریکای شمالی درآمد بالایی ندارند. برخی از مخاطبان با این احتمال که مجبور به خواندن زیرنویسها هستند، از دیدن فیلم منصرف میشوند.
این فیلمها نیز عموماً اکران گستردهای ندارند. اما هزارتوی پن این روند را شکست داد. توزیعکننده آن، فیلم را تنها در هفده سینما اکران کرد، سپس به تدریج تعداد آن را هفته به هفته افزایش داد تا اینکه در نهایت در 1143 صفحه نمایش داده شد. آنها با این رویکرد به مجموع 37.6 میلیون دلار رسیدند.
این باعث شد که هزارتوی پن پردرآمدترین فیلم اسپانیایی زبانی باشد که تا به حال در آمریکای شمالی اکران شده است.

8- الهام بخش آهنگ مشهور بیورک بود
بیورک خواننده، ترانه سرا و بازیگر ایسلندی است که برای ترانههایی مانند «این خیلی آرام است» فیلم رقصنده در تاریکی و پوشیدن لباس قو با دریافت جایزهی اسکار به شهرت رسید.
یکی از آهنگ های آلبوم ولتای او “پنومونیا” نام داشت و او معتقد است برای ساخت آن از دو چیز الهام گرفته است: یک حمله بیماری و هزارتوی پن.
این خواننده به مدت دو هفته با یک بیماری دست و پنجه نرم میکرد و در همان زمان فیلم دل تورو را دید. این چیزها در سر او ترکیب شد. بیورک توضیح داد ترکیب غم و اندوه بیماری و عزم دختر کوچک در آن فیلم به او کمک کرده است تا پشت پیانو بنشیند و آهنگ را بنوازد و در نهایت به این آلبوم برسد.
9- شامل ادای احترام به هنرمندانی همچون پینک فلوید است
دل تورو در طول سالهای متوالی در مورد عشق بی حد خود به گروه پینک فلوید صحبت کرده است.این تأثیر را در طول یک مونتاژ فانتزی میشود دید که در آن اوفلیا کتابی را باز میکند و رنگ قرمز خونی را میبیند که در سراسر صفحات پخش میشود.
آهنگ خاویر ناوارته در این سکانس عمداً طوری طراحی شده است که لحنی شبیه به آهنگ گروه “آیا کسی آنجا بیرون است؟” از آلبوم دیوار پینک فلوید دارد. این دو الهام کاملاً متفاوت هستند، اما دل تورو بلد است راههای منحصر به فردی برای ترکیب آنها پیدا کند.
10- یک لحظه خاص خشونتآمیز از گذشته دل تورو الهام گرفته شده است
یکی از تکاندهندهترین لحظات در هزارتوی پن زمانی اتفاق میافتد که سربازان کاپیتان ویدال دو مرد غیرنظامی را که در جنگل در حال شکار خرگوش هستند، دستگیر میکنند. کاپیتان وارد میشود تا از آنها بازجویی کند، مشکوک است که آنها ممکن است شورشی باشند.
وقتی مرد جوانتر این ادعا را قوت میبخشد، ویدال یک بطری را میگیرد و به طرز وحشیانهای صورتش را میزند. سپس به هر دوی آنها شلیک میکند. این لحظه یک خشونت ناگهانی و غیرمنتظره است که مخاطب را متزلزل میکند.
بخش واقعا نگرانکننده این است که این سکانس وحشتناک از چیزی از زندگی خود گیرمو دل تورو الهام گرفته شده است.
در سالهای جوانی، کارگردان و یکی از دوستانش با هم گرفتار شدند. در حالی که خود او را کتک میزدند، دل تورو نگاهی به دوستش انداخت و دید که او را بارها با یک بطری کتک میزنند. این واقعیت که بطری شکسته نشد و اجازه داد ضرب و شتم ادامه پیدا کند، در ذهنش ماندگار شد و زمانی که به وسیلهای برای حمله وحشتناک مناسب برای فیلم نیاز داشت، آن را بیرون کشید. این یک نمونه برجسته از هنر واقعی است.
منبع: screenrant
اشتراک گذاری

