یک تفنگ، یک دختر
آلن لایتمن فیزیکدان، رماننویس و مقالهنویس آمریکایی در کتاب” در ستایش اتلاف وقت” از نتیجهی پژوهشی راجع به کشفیات بزرگ علمی مینویسد.
او پس از تحقیق به الگوی مشترکی میرسد که ظاهراً تمام دانشمندان و مخترعین برای کسب موفقیت لاجرم از این مسیر میگذرند: آمادگی، در تنگنا قرار گرفتن، بینش نو و در نهایت کشف یا خلق.
لایتمن میگوید در تنگنا قرار گرفتن یا به بنبست رسیدن خودش دورهی مهمی است. او در تنگنا قرار گرفتن را کاتالیزور خلاقیت میداند.
و اگر شمای خواننده دنبال ارتباط کلام لایتمن و عنوان این مطلب از یلووال مدیا هستید باید بگوییم بخشی از موج نوی سینمای فرانسه تا همیشه مدیون محدودیت یا در تنگنا قرار گرفتن مالی کارگردانهای آن دوره خواهد بود.
موج نوی سینمای فرانسه جریانی انقلابی بود که از 1950 شروع شد و در چند زمینهی اصلی در سینما تحول ایجاد کرد.
این تحولات از نقطه ی شروع فیلم تا محتوا و فرم را شامل می شد و یکی از اصلیترین دلایلی که تفاوتها را جان بخشید انتخاب راههای ساخت فیلم با کمترین هزینه بود.
ما در این مطلب میخواهیم چرخی بزنیم بین فیلم هایی که به عنوان اولین فیلمهای موج نو شناخته میشوند.
سرژ خوشتیپ
هرچند هنوز رگههایی از سینمای قبل در سرژ خوشتیپ به کارگردانی کلود شابرول موج میزند اما از آن به عنوان اولین فیلم بلند موج نوی سینمای فرانسه یاد میشود که در سال 1958 ساخته شده است.
غیر از محدود کردن فضای فیلمبرداری و استفاده از بازیگران ناشناس که به دلیل محدودیتهای مالی بود و در روند تولید فیلم موجب ساختارشکنی شده است، حضور یک زن اغواکننده از دیگر دلایلی است که این فیلم را به فضای موج نو نزدیک میکند.
به عقیدهی گدار برای ساخت فیلمهای موج نو همهی چیزی که لازم است یک تفنگ است و یک دختر.
حضور زنهایی اغواکننده با شخصیتی منفی از ویژگیهای محتوایی فیلمهای موج نو است و در این زمینه تا حدودی به فیلم نوآر نزدیک است.

چهارصد ضربه
در سال 1959 فرانسوا تروفو فیلم چهارصد ضربه را ساخت که از نمونههای بارز موج نوی سینمای فرانسه به شمار میرود و جایزهی بهترین کارگردانی جشنوارهی فیلم کن را از آن خود کرد.
این فیلم از نظر محتوایی با هرآنچه تا پیش از آن در سینمای فرانسه ساخته میشد، تفاوت داشت.
تروفو در این فیلم به روایت یک داستان شخصی پرداخت و با این کار از فیلمهای گذشته که اغلب اقتباسی بودند از آثار فاخر ادبی، فاصله گرفته و به موج نو رسید.

از نفس افتاده
گدار اولین فیلم بلندش را در سال 1960 ساخت و با تفاوتهای فرمی توانست جزو اولین فیلمهای موج نوی سینمای فرانسه باشد.
دو تفاوتی که از نظر فرمی در از نفس افتاده دیده میشود برش پرشی ((Jump Cut و دیگری دیالوگهای بداهه است.
فیلم گدار در وهلهی اول هشت هزار متر نگاتیو بوده است و تهیه کننده از او خواسته بود فیلمش پنج هزار متر باشد. او هم به دلیل اجابت خواستهی تهیه کننده و هم به دلیل انتقال درست مفاهیم از این تکنیک استفاده کرد.

پاریس از آن ماست
ژاک ریوت در سال 1961 درست در زمانی که موج نوی سینمای فرانسه رو به افول بود، این فیلم را ساخت و توانست ادای دینی بکند هم به پاریس -شهری که دوست داشت- و هم به موج نوی سینمای فرانسه و جانی تازه به آن بدهد.
او در این فیلم از تکنیک فریز فریم استفاده کرد که یکی از ویژگیهای موج نو است و به کمک این تکنیک شخصیت زن را بهتر معرفی کرد.
گذران زندگی
نام گدار از موج نوی سینمای فرانسه جدا نبوده است. گذران زندگی نیز فیلم دیگری از گدار است که به پیشرفت موج نوی سینمای فرانسه کمکی شایان کرده است.
در این فیلم که در سال 1962 ساخته شده است، گدار سعی کرده با استفادهای متفاوت از موسیقی، هم در روایتگری و هم در محتواسازی از آن بهره ببرد.
جولز و جیم
فرانسوا تروفو در سال 1962 با ساخت جولز و جیم و با استفاده از دوربین پویا و روایتگر توانست خدمتی دیگر به موج نوی سینمای فرانسه کند.
راجرت ابرت معتقد است دوربین در دست فیلمبردار فیلمهای موج نو، وسیلهای برای ضبط کردن نیست بلکه بینندهای است که زاویهی دید را در هر لحظه از فیلم به مخاطب نشان میدهد.
شب من در مود
ساختهی اریک رومر یکی دیگر از نمونههای خوب فیلم موج نوی سینمای فرانسه است که در سال 1969 ساخته شد.
یکی از عناصری که این فیلم را به موج نو مربوط میکند، دیالوگهای آن است.
در موج نو چنان ساختار استفاده از دیالوگهای خشک متون ادبی فاخر در هم شکست که میگویند گدار در خیلی از مواقع دیالوگهای فیلمهایش را صبح به صبح مینوشته و در برخی مواقع دیالوگها به صورت بداهه شکل میگرفته است.
یکی دیگر از ویژگیهای فیلم شب من در مود، استفادهی اغواگرانه از حضور یک زن در فیلم است.
در این چند خط از این مطلب یلووال مدیا بین فیلمهایی که به موج نوی سینمای فرانسه مربوط میشد چرخی زدیم و سعی کردیم علاوه بر معرفی مختصر فیلم، به ویژگیهای بارز موج نوی سینمای فرانسه نیز بپردازیم.
موج نو با تلاش کارگردانان جوان و بااستعدادی شکل گرفت که مغلوب ساختارهای پیشین ساخت فیلم نشدند. آنها محدودیتهای مالی را با حذف بازیگران سرشناس، استفاده از دوربینهای سبک و فیلمبرداری در فضاهای کوچک از بین بردند.
دست از اقتباس داستانهای ادبی برداشتند و توانستند در فیلمهایشان زندگی شخصی خودشان یا برشی از زندگی یک نفر را روایت کنند.
و در نهایت از تکنولوژیهای رایج آن زمان به نفع مقاصد خودشان استفاده کردند و توانستند به سینمای فرانسه حیاتی تازه ببخشند.
اشتراک گذاری

