زبان گویای تئاتر
هرچند که وقتی سرنخ تئاتر را می گیریم به قبل از میلاد مسیح می رسیم اما آن چه از جذابیت های این صحنه سیاه با جادوی سیالش به دیده ما رسیده مدیون آدمهایی است که پیش پای ما زندگی می کرده اند. از عالم تئاتر کلاسیک که آدم هایش هویت مشخص داشته اند و از شرایط اجتماعی روشنی برخوردار بوده اند و دنیایشان محدود به زمان و مکان و کنش ها بوده، رسیده ایم به ساده ترین و در عین حال عمیقترین حالات انسانی؛ این که آدم ها چگونه در خیابان به انتظار می ایستند، چگونه از امید سرشارند، چگونه یکدیگر را دوست می دارند یا به دار می آویزند؛ که برای جذابیت بخشیدن به این موضوعات ساده، ساختار شکنی و از بین بردن خط زمان و مکان، تدبیری بوده که تئاتر مدرن برای امروز ما در پیش گرفته.
اگر به بازشناسی چهره های مهم در طراحی صحنه تئاتر مدرن علاقه مند هستید این مقاله یلووال مدیا مخصوص شماست.
ادوارد گوردون کریگ و ایده های شگرف
بخت و اقبال از ابتدا با کریگ یار بود که در خانواده ایی هنرمند به دنیا آمد. مادرش الن تری یکی از سرشناسترین هنرپیشگان تئاتر انگلیس بود و پدرش ادوارد ويليام گودوين یک آرشیتکت معروف. در نتیجه از سه سالگی بازیگری در تئاتر را شروع کرد. در شانزده سالگی رد نیکبختی هنوز در زندگی اش دیده می شد چرا که با هنری ایروینگ بهترین معلم تئاتر خود آشنا شد کسی که معتقد بود “هنر تقلید نیست، خلاقیت است” با الهام از این عقیده درهای تخیل و ابداع رو به کریگ نوجوان باز شد و پس از آن رفته رفته اندیشه اش را صرف تغییر در شیوه های از پیش تعیین شده کرد. در هجده سالگی بازیگری را برای همیشه کنار گذاشت و کارگردانی، طراحی صحنه و نقاشی را پیش گرفت. در مقام کارگردانی تعداد انگشت شماری تئاتر به صحنه برد بنابراین خیلی ها او را در جایگاه کارگردان نمی شناسند. کریگ همیشه به دنبال معانی جدید و بدیعی در تئاتر می گشت. در نظریه پردازی نمادگرایان را شیفته خود ساخت اگرچه گروهی نظریه هایش را اغراق آمیز می دانند. او ماهیت اصلی تئاتر را بصری می دانست تا شنیداری، از همین رو رویای تئاتری را در ذهن می پروراند که از سیطره ادبیات و موسیقی رها باشد. در صحنه پردازی تاثیرات بزرگی در عالم تئاتر داشت، او برای نمایشهای چند پرده ایی، یک طرح کلی برای تمام صحنه ها در نظر می گرفت به گونه ایی که دکور با اندکی جا به جایی در اجزاء، به صحنه های مختلف تبدیل می شد. یکی از نشانه های صحنه پردازی کریگ بزرگی بیش از معمول اجزاء دکور بود مثل درها، ستونها و پرده ها.

ادوارد گوردون کریگ در چهل سالگی خود را از کار عملی تئاتر معاف کرد و با توجه به این که او در نودوپنج سالگی درگذشت قسمت اعظم عمر خود را خارج از دنیای تئاتر سپری کرد. او در یادداشت های روزانه اش نوشته بود: می خواهم مدت زیادی را وقف مطالعه تئاتر کنم، نمیخواهم وقتم را با اجرای نمایشنامه ها هدر بدهم. یلووال مدیا به شما پیشنهاد می دهد کتاب تئاتر و هنر اجرا از گوردون کریگ و آدولف آپیا را از نشر قطره بخوانید.
اروین پیسکاتور و تئاتر سیاسی
اروین پیسکاتور از کارگردانان و صحنه پردازان صاحب سبک آلمانی بنیانگذار تئاتر روایی بود. او به نسبت دیگر هم عصرانش نگاهی متفاوت درباره نقش اجتماعی و سیاسی تئاتر داشت. او تئاتر را به منزله مجلس شورا و تماشاگران را به منزله هیات قانونگذار آن می دانست و نقطه نظر زیباشناسانه ی او از هر حیث تابع نقطه نظر سیاسی بود.
در سال های ۱۹۱۹میلادی تا ۱۹۲۶با برتولد برشت بر روی صحنه تئاتر حماسی کار می کردند. در سال ۱۹۲۷ با همکاری یک آرشیتک مشهور یک سالن بزرگ، وسایل و امکانات تکنیکی بسیار مدرن و صحنه قابل تغییر با پروژکتورهایی که از همه سمت نور می تابانند را ساخت. یکی دیگر از ابداعات او استفاده از صحنه متحرک بود که در آن قسمت های بزرگی از کف صحنه به حرکت درمی آمد و بر همین صحنه گردان بازیگر راهپیمایی خود را انجام می داد (از نمایش معروف شوایک)
او در اثر مشهور دیگرش به نام تاجر برلینی از صحنه بالارو استفاده کرد به طوری که قسمت هایی از صحنه را در جهت عمودی به حرکت درآورد. او با وارد کردن فیلم به صحنه تئاتر به صحنه آرایی جانی تازه بخشید و با این ایده رویدادهایی را در صحنه مجسم می ساخت که در مکانهای متفاوت پیش آمده بود.
با قدرت یافتن هیتلر در سال ۱۹۱۳ در آلمان او ابتدا به فرانسه و سپس به آمریکا مهاجرت کرد، او به عنوان اولین تئورسین تئاتر سیاسی طی سالها اقامت در آمریکا تجربیاتش را در کتابی به عنوان “تئاتر سیاسی” منتشر کرد.

پس از بازگشت دوباره به آلمان در تئاتر پس از جنگ وقایع دوران معاصر را مورد توجه قرار داد، این نوع تئاتر که به وقایع و حوادث تاریخ معاصر به روشی تحقیقی و مستند نظر داشت بسیار مورد توجه هنردوستان قرار گرفت. برشت درباره او می گوید: بدون شک عمده ترین تلاش برای آنکه تئاتر خصیصه ایی آموزشی به خود بگیرد از جانب اروین پسیکاتور صورت گرفت.
اگر علاقه مندید درباره اجراها و رخدادهای مربوط به پسیکاتور بدانید به پیشنهاد یلووال مدیا کتاب تئاتر سیاسی را مطالعه کنید.
آدولف آپیا اولین نظریه پرداز در صحنه آرایی
ژاک کوپو که از شاگردان آدولف آپیا بود پس از مرگ او گفت: هر کسی پس از آپیا آمده است از او مایه گرفته و دگرگون شده است. ما اکنون دارای یک اصل صحنه پرداز هستیم و خیالمان راحت است، حالا دیگر میتوانیم بدون دغدغه درباره قواعد کمابیش اصیل صحنه پردازی روی نمایشنامه و منظور نویسنده کار کنیم.
این طراح سویسی اولین کسی بود که درباره نورپردازی صحنه بر اساس امکانات نورهای متحرک روی دکورهای ساده، غیرقابل نمایش و رنگهای خنثی نظریه ایی کامل تدوین کرد. آپیا اولین کسی بود که لزوم دیداری کردن فضای نمایشنامه و تاثیر کار بازیگری که در فضای گسترده کم نور یا نور موضعی دیده می شود را نشان داد. نور برای آپیا یک نقاشی کننده عالی صحنه بود، نور به تنهایی توانایی افشا کردن و تعریف کردن داشت. آپیا در صحنه ایی در نمایش رومئو و ژولیت وقتی که دو عاشق در مجلس رقص یکدیگر را ملاقات می کنند فقط با ضعیف کردن تمام نورهای صحنه و متمرکز کردن نور بر روی دو هنرپیشه بر لحظه ی مورد نظرش تاکید می کند
آپیا آعتقاد داشت معیار همه چیز در صحنه انسان است. طراح صحنه باید بر تنها واقعیت موجود در تئاتر یعنی وجود انسان متکی باشد. دکور وسیله تجلی بازی هنرپیشه است و تماشاگر به تئاتر می آید که یک عمل نمایشی ببیند امری که بیش از همه به وجود بازیگر بستگی دارد و صحنه باید از هرچه که توجه به او را کم می کند پاک شود. آدولف آپیا اصولا صحنه را چیزی جدا از بازیگر نمی دانست یعنی بازی و صحنه آرایی را مکمل یکدیگر می دانست. از نظر او طراح نمی توانست صحنه را جدا از بازیگر طراحی کند زیرا صحنه بازتاب روح بازیگر و تجلی وجود درونی اوست. آدولف برای رسیدن به یگانگی بین دکور و بازیگر پیشنهاد داد که نقاشی از صحنه تئاتر حذف شود چرا که نقاشی امری دو بعدی و انسان سه بعدی است و همچنین معتقد بود که هر چیز اضافه ایی از روی صحنه باید حذف شود و در عوض تاکید داشت که نه عنصر فضا، حجم، جرم، سکو، پله، پلکان، سطح شیبدار، دیوار، ستون و پرده در طراحی صحنه وجود داشته باشد.
آپیا در دوران سالخوردگی توانست شاهد عملی شدن و گسترش اندیشه هایش باشد. در مراسم بزرگداشت او در کنار مزارش گریک گفت: متاسفم که دیگر در این دنیا نیستی. استاد عزیزم، تو شریفترین زبان گویای تئاتر مدرن هستی.
اشتراک گذاری

