بازآفرینی معماری اصیل ایرانی در یک فضای نوستالژیک
هفده سال ابتدایی زندگی من در خانه ای گذشت که این روزها داشتن آن تقریبا به یک رویا تبدیل شده. یک خانه ی قدیمی با حیاطی نسبتا بزرگ، باغچه ای پر از درخت های زردآلو و گیلاس و هلو، یک ایوان بزرگ و یک حوض آبی رنگ در روبروی آن. بزرگ شدن در خانه ای با این مشخصات باعث شده که مثل مادر بزرگ ها، هر وقت که گوش شنوایی پیدا میکنم از خاطرات کودکی ام تعریف می کنم. از خاله بازی با دختر همسایه زیر سایه ی درخت ها، از غوطه ور شدن در آب خنک خوض در ظهر گرم تابستان، از شب هایی که مهمان داشتیم و مامان روی ایوان و دور حوض فرش پهن می کرد و فواره ای که باز شدنش نشانه ی نزدیک شدن ساعت آمدن مهمان ها بود. در چند سال اخیر عکس خانه هایی شیه به خانه ی قدیمی مان را در اینستاگرام زیاد می بینم، عکس هایی با کپشن هایی که همه یک مفهوم مشترک دارند، دلتنگی برای گذشته یا نوستالژی.
نوستالژی در روانشناسی، به رؤیایی گفته میشود که از گذشته ای پراقتدار نشأت میگیرد؛ اقتداری که دیگر وجود ندارد و بازسازی آن غیرممکن است. وقتی که انسان در برخورد با مشکلات راهی فراری ندارد به نوستالژی، به حسرت روزهای گذشته، پناه میبرد. کلیدی ترین مفهوم نوستالژی در ادبیات، نگاه حسرت بار به گذشته است. البته که بیان نوستالژیک همواره نباید با آه و ناله همراه باشد؛ بلکه فضای کلی اثر ممکن است کاملا هنرمندانه در مخاطب احساس آرزوی بازگشت به گذشته را ایجاد کند.
دلیلش را نمی دانم، ولی من از هرچیز نوستالژیکی لذت می برم. نگاه کردن به آلبوم عکس های مادر و پدرم، رفتن به خانه های قدیمی که این روزها یا موزه شده اند یا کافه و یا حتی گوش کردن به ترانه های قدیمی برایم جذاب است. به دلیل این علاقه به نوستالژی، در این مقاله ی یلووال مدیا سراغ یکی از صاحب نام ترین کارگردان های ایران رفته ام. کارگردان و فیلم نامه نویسی که به جرئت می توان گفت هیچ یک از آثارش خالی از فضای نوستالژیک نیست، زنده یاد علی حاتمی.
ویژگی منحصر به فرد سینمای علی حاتمی
از نکات منحصربه فرد فیلم های حاتمی این است که نوستالژی های فردی اش که از مهربانی های مادرانه و تا مساله ی چند همسری یا فرزند معلول ذهنی را دربر می گیرد، همسو با عناصر نوستالژیک تاریخی_ اجتماعی و یا سیاسی_فرهنگیِ مورد توجه مردم نمایش می دهد. واضح است که مهم ترین مساله برای ایجاد حس و حال نوستالژی در فضای فیلم، تأثیرگذاری آن بر بیننده است. هرچه حس و حال فیلم به واقعیت نزدیک تر باشد، بیننده احساس نزدیكي بیشتری با فضای فیلم ميکند و درک فیلم برایش راحت تر ميشود. برای رسیدن به این هدف، فیلم ساز از طراحی صحنه استفاده ميکند. در حقیقت طراحی صحنه به معنای خلق جهاني مرتبط با مفهوم فیلم و شخصیت ها بر اساس سبک فیلم و ویژگي های رواني شخصیت ها است. به طور کلی طراحی صحنه در فیلم های سینمایی از سه عنصر تشکیل شده، مکان، معماری و اشیاء. در ادامه ی این مقاله ی یلووال مدیا، این سه عنصر را در فیلم های به یادماندنی و معروف علی حاتمی مانند سوته دلان، مادر و دلشدگان بررسی می کنیم.
پل زدن به ضمیر ناخودآگاه اجتماعی مخاطب
یک روایت سینمایی در مکان رخ میدهد. مکان بستر تمام رویدادهای داستان است. حساسیت حاتمی در استفاده از عناصر نوستالژیک باعث شد تا مکان هایی را برای روایت هایش انتخاب کند که یا به فرهنگ و اجتماع ما گره خورده اند (مثل شهرفرنگ، آب انبار، حمّام های سنتی، کاروانسرا، زورخانه، امامزاده، قبرستان، بازارچه، خیابانها و خانه های قدیمی) یا یک مکان تاریخی خاص اند (مثل تخت جمشید، کاخ و حمام فین، و مدرسه ی دارالفنون). بنابراین می توان گفت آنچه که باعث ایجاد تمایز بین فیلم نامه های حاتمی با سایر فیلم نامه نویس ها میشود، استفاده از مکان هایی آشنا برای مخاطب ایرانی است. این مکان ها برای یک ایرانی آشنا است و خاطراتی را برایش زنده میکند که به گذشته ی خود او و یا گذشته ی خانواده و اجتماعی که در آن بزرگ شده مربوط میشود. بیننده ی این فیلم ها به خوبی فضایی را که مد نظر حاتمی است درک میکند چون این فضاها از جامعه ای که میشناسد گرفته شده.
در مجموعه ی سلطان صاحبقران، مکان هایی مثل کاخ گلستان، تالارآینه، عمارت مهدعلیا، خانه ی امیرکبیر، دوستاقخانه و حمام فین در تقویت حس نوستالژی بسیار تأثیرگزار بوده اند. در فیلم سوته دلان نیز دکان کرایه ی ظروف، خانه ی قدیمی جورابچی، کوچه و خیابانهای قدیمی شهر، خانه ی حبیب، حیاط، گل خانه، گیشه و سالن سینما، امامزاده، عکاس خانه و گاراژ اتوبوس از مکانهای نوستالژیک فیلم هستند.
در فیلم به یاد ماندنی مادر، حریم امن و آسایش خانه ی مادری که با خاطرات دست نخورده ی کودکی و نوجوانی عجین شده، تنها مکان اصیل و ارزشمند زندگی فرزندان از هم جدا افتاده است. حیاط و اتاق های کودکان دیروز در کنار مکان های حاشیه ایی و کمرنگی مثل منزل حسینقلیخان در عهد جوانی، حمام و سلمانی به انتقال احساس نوستالژی فیلم کمک می کند. و قطعا وقتی صحبت از مکان می شود نمی توان از دلشدگان حرفی نزد. داستان دلشدگان، که خود یک روایت بی نظیر نوستالژی است، در مکانهایی نوستالژیک از قبیل کاخ گلستان، خانه هایی با سبک معماری قدیمی، کارگاه استاد یوسف ساز ساز و مرکز ضبط صفحه اتفاق میافتد.

آرامش و شکوهی به قدمت تاریخ معماری ایران
تلاش علی حاتمی برای ساختن شهرک سینمایی علاقه ی او به معماری ایرانی را کاملا نشان می دهد. در حقیقت طراحی صحنه و دکور ایرانی برای خلق شخصیتهای داستان هایش آن قدر اهمیت داشت که برای رسیدن به این هدف اولین شهرک سینمایی ایران را با دست های خود ساخت. تطابق فرهنگ و معماری در سینمای علی حاتمی اهمیت زیادی دارد. همواره معماری سنتی ایران را طوری به کار برده است که هماهنگ با داستان، نقش ها، شخصیت ها و دوره ی تاریخی باشد. او توانسته است سینمای ایران را، کاملا ایرانی نمایش دهد.
سوته دلان و مادر دو فيلمي هستند كه حاتمی در آنها به خانواده و مفاهيم خانه ی ايرانی پرداخته است. جايي كه يك خانواده ی سنتی ايرانی با همه شادی ها و رنج هايشان در آنجا زندگي ميكند. حاتمی درباره فيلم مادر ميگويد: “ساختن اين فيلم واقعاً حسی بود. بيشتر يك حس و عاطفه بود. احساس اين كه خانه ی من كجاست؟ من متعلق به كی هستم؟ چه كسی از من حمايت ميكند؟”. در فيلم مادر مي توان هويت يك خانه ی اصيل ايراني را دید؛ خانه اي كه نسل هاي پيش از ما و حتی خيلي از هم نسل های ما، آن را تجربه كردهاند. خانه ای با حياط بزرگ، حوض ماهی، باغچه ای پردرخت، گلدان های ياس و شمعدانی، ايوان بلند و اتاقهاي بزرگ تودرتو با درهای چوبی و پنجره هاي بلند با پرده تور سفيد؛ مكانی امن و آرام كه جای زندگی است.

كثيريان معتقد است ميتوان در اين فيلم «خانه» را تعريف كرد: «خانه در مادر يعني اصل آدم ها. بازگشت آن ها به خانه به گونه ای نمادين بازگشت شخصيت های دورمانده از اصل خويش است و بازجستن روزگار وصل. بازگشت به گذشته پاك و بي دغدغه زير سايه مادر كه حالا به حسرتی نوستالژيك بدل شده است. در مادر تنها جايی كه همه در آن احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن، آرامش و امنيت مي كنند همين خانه است. حتي محمدابراهيم كه دوست نداشتنی ترين شخصيت فيلم است، درمي يابد اينجا تنها مكانی است كه كسانی می توانند دوستش بدارند».
علی حاتمی همواره به دنبال ارائه ی آن مفهومی از معماري سنتي شهرهاي قديمي ايران و شواهد و مستندات عينی تاريخي بوده است كه با درون مايه فيلم نامه هایش، سازگار باشد. در یکی از مصاحبه هایش می گوید: “معماری های ما واقعاً معنی و مفهوم دارند. اگر مي بينيم خانه های قديمی داراي اندرونی، بيرونی و اتاق پنجدری هستند حكمتی دارد كه مربوط می شود به اخلاق، اعتقادات و فرهنگ و خلق و خوی مردم كه شرايط اقليمی نيز در آنها رعايت شده است. من هميشه در جست وجوی نوعي ميزانسن خاص سينمايی هستم كه بتواند با زندگی و معماری ما هماهنگ باشد. به هيچ وجه دوست ندارم از سينما بگيرم و به سينما بدهم”.
ویژگی معماری های یاد شده هر کجای تاریخ که هست دور نیست. مردم ایران، حتی کسانی که در چنین فضایی زندگی نکرده اند نسبت به چنین اماکنی عکس العمل نشان می دهند. ایجاد حس آرامشی که برای هر ایرانی در چنین فضایی ایجاد میشود ریشه در ناخودآگاه جمعی ایرانیان دارد و این نکته ای است که علی حاتمی به خوبی آن را دریافته است.
یک شیء فقط یک چیز نیست
نقشِ مهم فضاسازی و طراحی صحنه، با اشیائی که در آن استفاده شده است معنا پیدا میکند. اشیا سازنده ی مکان هایی هستند که فیلم در آن اتفاق میافتد و از جمله مهمترین عواملی هستند که به تقویت حس نوستالژیک کمک می کنند. حس طبیعی بودن و واقعی بودنِ نقش ها و شخصیت ها، تنها با فضاسازی مناسب صورت میگیرد، اشیایی که از جنس فرهنگ و اجتماع هستند. گاهی اهمیت نقش فضاسازی و هماهنگی آن با سایر بخش های یک فیلم آنقدر مهم است که اگر طراحی صحنه درست صورت نگیرد شخصیت ها به درستی معرفی نمی شوند و داستان پیش نمی رود و حس و حال اصیل بودن و واقعی بودن القا نمی شود.
گاهی ممکن است اشیا، که به عنوان نقش زمینه ای در خلق داستان حضور دارند، مرکز ثقل روایت شوند و به ایفای نقش اصلی فیلم بپردازند. در دنیای سینما، حاتمی دیدگاهی نوستالژیک به اشیا دارد. اشیایی که در بستر فرهنگ ایرانی ریشه داشته اند یا اگر از فرهنگی بیگانه آمده اند به تدریج به بخشی از فرهنگ ما تبدیل شده اند. حاتمی به واسطه ی اشیا، فضای مورد نیاز داستان را می سازد و موقعیت های اجتماعی را توضیح می دهد. صحنه پردازی او همیشه در چینش هماهنگ اشیا با زمان و مکان، نور، شخصیت پردازی، پوشش، چهره پردازی و… است. حاتمی به وسیله ی فضاسازی هماهنگ با سیر روایی داستانش و به کارگیری اشیاء عتیقه و کهنه، به جنگ با مدرنیته میرود و از فضایی متناسب با اصالت ایرانی برای تأثیرگذاری هرچه بیشتر استفاده میکند و نوستالژیکترین اشیایی که بر ناخودآگاه مخاطب تأثیر میگذارد را انتخاب میکند.
سینماگری که پیشروی جریان بازآفرینی فرهنگ ایرانی بود
با یک نگاه کلي به تاریخ سینمای ایران مي توان دریافت که سینمای ایران در خلال دهه پنجاه شمسی بیشترین تأکید را بر بازنمایی معماری ایراني مي گذارد. در این میان، علی حاتمی را می توان نماینده ی و پیشرو این جریان دانست. تمام فیلم های علی حاتمی را میتوان در سه مؤلفه خلاصه کرد: “صحنه های ایرانی، وسایل ایرانی، رفتار ایرانی”. این موضوع در سینمای حاتمی با احساس نوستالژیک و بار عاطفی همراه شد تا در کنارزنده کردن معماری از دست رفته، احساسات گذشته را در شخصیت ها و رفتارهایشان زنده کند.
حاتمی با نگاهي ابژكتيو به معماري گذشته بازميگردد و احساس غرور و افتخار را در مخاطب زنده ميكند. در كوچه و پسكوچه هاي قديمي و راسته هاي بازار حركت ميكند تا به حياطي قديمي يا خانه هاي اعيانی يا كاخ و دربار ناصرالدين شاه برسد و قابی از زيبايی آنها تصوير كند. حاتمی در پي جست وجوي هويت گمشده ی ايرانی به اين داستان ها روي آورده است و هيچگاه خودش را در قيد ملاحظات واقعيت تاريخی گرفتار نکرده. تعلق خاطر حاتمی به تاریخ ایران و به دنياي قديم، نوعي گشت و گذار آزاد و سرخوشانه در دوره ها و فضاهای تاريخی است كه با گزينش و تمايلات ذهنی حاتمی و تخيل نيرومند او همراه شده است.

اشتراک گذاری

