زندگی در سکوتی که فقط یک کودا آن را می شنود
نوشین تقیلی
زمانی که فیلم کودا (Coda) ساخته و نمایش داده شد، می توانم با اطمینان بگویم که تعداد زیادی از کسانی که اسم فیلم را می شنیدند معنی واژه ی کودا را نمی دانستند. نه به دلیل بی سوادی، بلکه چون به آموزش در مورد مسائلی مانند ناشنوایی و نابینایی و سایر معلولیت ها کمتر پرداخته می شود. به همین دلیل بیشترین اطلاعاتی که ما از افراد ناشنوا داریم در مورد خود این افراد و مشکلاتی است که با آن ها دست و پنجه نرم می کنند. ولی واژه ی کودا، یعنی فرزند شنوایی که دارای پدر و مادر ناشنوا است چندان به گوش ما آشنا نیست. من در این زمینه فرد خوش شانسی بودم چون چند سال پیش به واسطه ی اینستاگرام دوستی پیدا کرده بودم که کودا است و از طریق او کاملا با فضای خانه ای که در آن تمام اعضای خانواده به جز یک نفر ناشنوا هستند، و مسائل و مشکلاتی که برای فرزند کودا پیش می آید آشنا بودم.
ولی در این چند وقت اخیر و بعد از مراسم اسکار 2022، اسم فیلم کودا بر سر زبان ها افتاد. اگرچه که سیلی ویل اسمیت به کریس راک (مجری برنامه) باعث شد درخشش این فیلم کمتر دیده شود، ولی قطعا بعد از اینکه کودا اسکار بهترین فیلم را دریافت کرد تعداد بیننده های آن به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرد. به همین بهانه در این مقاله از یلووال مدیا به سراغ فیلم کودا و کارنامه ی کارگردان آن رفته ایم تا سازنده ی فیلم برتر اسکار 2022 را بهتر بشناسیم.
باجگیری عاطفی یا متوسل شدن به تنها راه ارتباط با جامعه
چند ماه قبل از اینکه فیلم کودا در اسکار 2022 برنده ی جایزه ی بهترین فیلم شود، به توصیه ی دوستانم در گروه تحلیل فیلمی که عضو آن هستم این فیلم را دیدم. به دلیل اطلاعات و پیش زمینه ی ذهنی که از زندگی یک فرد کودا داشتم، برداشت من از فیلم کاملا با برداشت بقیه ی اعضای گروه متفاوت بود. در جلسه تحلیل فیلم، نظر بقیه ی دوستانم برایم جالب بود. به دلیل اینکه اکثر دوستانم از شرایط و مشکلات یک خانواده ی ناشنوا اطلاعات کمی داشتند، بیشتر نظرات و تحلیل ها در مورد باجگیری عاطفی والدین از فرزندان و ظلمی بود که در حق فرزند کودای خانواده می شد. من هم با این برداشت مخالف نیستم، ولی به دلیل اینکه به واسطه ی دوستم بیشتر با مشکلات پدر و مادرهای ناشنوا آشنا بودم، درک و تحلیل نسبتا متفاوتی از فیلم داشتم.
شاید تعداد خیلی کمی از افراد جامعه به این موضوع توجه کنند که انجام ساده ترین کارهای اداری، سوار تاکسی شدن، خرید کردن و ده ها کار روزمره ی دیگر برای افراد ناشنوا یک چالش بزرگ است. در نتیجه پدر و مادرهایی که فرزند کودا دارند ترجیح می دهند از فرزندشان به عنوان راه ارتباطی و مترجم در تمام کارهای خارج از خانه اسفاده کنند. و احتمالا بیشتر آن ها هم از فشاری که روی دوش فرزند خود می گذارند آگاه نیستند.
زنان کارگردانی که جایزه ی اسکار را از آن خود کردند
قطعا ساخته شدن این فیلم و بیشتر دیده شدن آن بعد از مراسم اسکار 2022، برای افراد ناشنوا و کودا اتفاق خوبی است. حتی اگر اتفاق خاصی در ابعاد بزرگ و از طرف مسئولان برای هموار کردن مسیرهایی که این افراد با سختی آن را طی می کنند نیفتد، آشنایی بیشتر افراد جامعه با این مساله و اطلاع از مشکلاتی که ناشنوایان روزانه با آن مواجه هستند می تواند امید بخش باشد. “شان هدر” کارگردان فیلم کودا، سومین زنی است که توانسته در مقام کارگردان اسکار بهترین فیلم را از آن خود کند. پیش از این در سال 2008 کاترین بیگلو با فیلم مهلکه و در سال 2020 کلوئی ژائو برای فیلم سرزمین آواره ها اسکار بهترین فیلم را دریافت کرده اند.

از فیلم کوتاه تا جایزه ی بهترین فیلم اسکار 2020
شان هدر بیشتر از اینکه یک کارگردان خوب باشد، یک فیلم نامه نویس موفق است. شاید همین درک او از فیلم نامه و تسلطی که در این زمینه دارد باعث شد تا فیلم تقریبا مستقل “کودا” جایگاه خود را در میان مخاطبان پیدا کند. شان هدر با فیلم کوتاه “مادر” در سال 2006 وارد حرفه ی کارگردانی شد. البته این فیلم اولین تجربه ی فیلم نامه نویسی او نیز به شمار می آید. پس از آن و بعد از وقفه ای تقریبا طولانی با نوشتن فیلم نامه و کارگردانی فیلم کوتاه “dog eat dog ” در سال 2012 به عرصه ی کارگردانی بازگشت.
پیش از فیلم کودا، شان هدر به واسطه ی ساخت فیلم کمدی-درام “تلولا” در سال 2016 شناخته و معروف شد. از دیگر فیلم های موفقی که او در آن ها همکاری داشته است می توان به سریال “orange is a new black” و “little America” که شان هدر جز گروه نویسندگان و کارگردانی آن ها بوده، اشاره کرد.
یکی از نکات قابل توجه و مهم در مورد فیلم کودا این است که بازیگران نقش های پدر و مادر و برادر روبی واقعا ناشنوا هستند. فیلم کودا در واقع از یک فیلم فرانسوی به نام “خانواده ی برج حمل” که در سال 2014 ساخته شده اقتباس شده است. شان هدر در یکی از مصاحبه هایش گفته است که نمی خواسته ایرادات و انتخاب های بحث برانگیز فیلم فرانسوی را تکرار و از بازیگران شنوا برای این نقش ها استفاده کند. در نهایت، علیرغم مخالفت تهیه کننده و سرمایه گذاران فیلم، هدر موفق شد به این هدف خود برسد.
نوشتن فیلم نامه به زبان بصری
چند سال قبل که با مهسا و صفحه اش در اینستاگرام آشنا شدم، گاهی ویدیوهایی برای آموزش زبان اشاره در صفحه اش قرار می داد. یادگیری زبان اشاره برایم جذابیت داشت چون چند بار پیش آمده بود که در جایی باشم و فرد ناشنوایی ببینم، و واقعا دوست داشتم با آن ها ارتباط برقرار کنم. ولی بعد از چند وقت تمرین متوجه شدم که زبان اشاره خیلی سخت و تا حد زیادی پیچیده است.
با توجه به این تجربه ای که داشتم، وقتی فهمیدم شان هدر برای ساخت فیلم زبان اشاره را آموخته است، یکی از علت های اصلی خوش ساخت بودن فیلم را فهمیدم. زبان اشاره، مانند تمام زبان های دیگر، دارای یک فرهنگ خاص است. هدر در یکی از مصاحبه هایش می گوید: “وقتی فیلم “خانواده ی برج حمل” را دیدم، از اینکه به ندرت شخصیت های ناشنوا را روی پرده ی سینما میبینیم شگفت زده شدم. در فیلم فرانسوی، بازیگرانی که نقش پدر و مادر را بازی می کنند، هر دو شنوا هستند. بنابراین، واقعاً نمیتوان به گونه ای که داستان می خواهد، وارد عمق زبان و فرهنگ اشاره شد. زبان اشاره، سینمایی ترین زبان موجود است، یک زبان کاملا بصری.”
جان بخشیدن زبان اشاره به کلمات روی کاغذ
شان هدر در مورد فرایند نوشتن فیلم نامه می گوید: “در ابتدا نوشتن فیلم نامه متفاوت شروع نشد. با اینکه زبان اشاره سینمایی ترین زبان است، اما شکل نوشتاری ندارد. بنابراین راهی برای نوشتن دیالوگ به زبان اشاره وجود ندارد. در شروع کار به انگلیسی و به روشی نوشتم که هر فیلم نامه ای را می نویسم. ولی این فیلم نامه فقط نقطه ی شروع بود و بعد از آن من شاهد زنده شدن کلمات خود بودم. و این واقعی ترین شکلی بود که وجود داشت. شما در حال مشاهده کلمات خود هستید که به نوعی بیان تبدیل می شوند که صرفاً فیزیکی است و بسیار گویاتر از انگلیسی گفتاری است. ”

اشتباه برداشت نکنید این نظر به هیچ وجه فمنیستی نیست
ممکن است از نظر برخی از مخاطبان یلووال مدیا این برداشت من صحیح نباشد. اما من فکر می کنم یکی از دلایل مهم درخشش فیلم کودا، زن بودن کارگردان و نویسنده ی فیلم نامه است. شان هدر، به عنوان یک زن به خوبی با عواطف و احساساتی که یک دختر نسبت به خانواده ی خود دارد آشنا است. خلق صحنه ای زیبا و تاثیر گذار در سکانسی که پدر روبی (تروی کوتسور) از او خواست تا آواز بخواند و از طریق قرار دادن انگشتانش روی گردن روبی و حس کردن ارتعاشات، تلاش کرد با آواز خواندن روبی ارتباط برقرار کند، نشات گرفته از ذهن نویسنده ای است که به خوبی رابطه و علاقه ی پدر و دختری را میشناسد.
شان هدر، با پرداختن به موضوع خاص و مهم فرزندان کودا و به تصویر کشیدن آن به شکلی ساده و قابل درک، موجب شد که حداقل بعد از این کمی بیشتر به فکر مشکلات و موانعی که بر سر راه این افراد قرار دارد توجه کنیم. و به نظر من، این یکی از بهترین اتفاق هایی است که می تواند برای یک کارگردان و نویسنده رخ دهد، روشن کردن چراغ در ذهن مخاطبان، حتی اگر کم نور و کوچک باشد.
اشتراک گذاری

