نگاهی به فیلم های فضایی قرن بیستم به بهانه ی انتشار عکس های جیمز وب

نگاهی به فیلم های فضایی قرن بیستم به بهانه ی انتشار عکس های جیمز وب
زمان مطالعه: 6 دقیقه
5
(2)

 

سلام بر آسمان

 

 

با ثبت تصاویر تلسکوپ جمیز وب و انتشار آن در شبکه های مجازی همگی ما حتی اگر شده یک لحظه حواسمان از زمین پرت شد و جذب آسمان شد. این تلسکوپ که برای ساختنش بیست سال زمان صرف شده یک ماشین زمان محسوب می شود که ما را به میلیون ها سال قبل می برد. ما در این تصاویر اولین کهکشهان ها را برای اولین بار می بینیم، کهکهشان هایی که برای سیزده و نیم میلیارد سال پیش وجود داشته اند و زمانی که طول کشیده تا نور به تلسکوپ جیمز وب برسد چیزی حدود چهار ممیز شش میلیون سال نوری است!!!

جیمز وب و تلسکوپش به ما بهانه داد تا نگاهی بیاندازیم به فیلم های فرا زمینی که از آغاز تاریخ سینما تا کنون ساخته شده است. اگر به ژانر علمی تخیلی علاقه مندید با یلووال مدیا همراه باشید.

 

 

سفر به ماه 1902

می توان گفت ژرژ ملییس اولین فرد شناخته شده است که به اهمیت فیلم داستانی پی برد. او در دسامبر 1895 یک آپارات و چند فیلم از یک آزمایشگر خرید و نمایش آن ها را در سالن خودش آغاز کرد. او با یادگیری شیوه عملکرد آپارات توانست اشکالات دستگاه را اصلاح کند و از آن به عنوان یک دوربین دستی استفاده کند. او ساخت فیلم های کوتاهش را با همین دوربین آغاز کرد.

ملییس برای ساختن فیلم سفر به ماه گفته است که از رمان های از زمین تا ماه و دور تا دور ماه، الهام گرفته است. برای این سیزده دقیقه فیلم، ده هزار فرانک و سه ماه زمان صرف شده است که برای آن دوره کاملا غیرمعمول بوده است که بیشتر هزینه صرف اجرای صحنه و لباس های ویژه ی بیگانگان شده است.

داستان سفر به ماه از یک جلسه ی انجمن منجمین شروع می شود که قصد سفر به ماه را دارند. آن ها با فضاپیمایی کوچک و گلوله ای شکل به فضا می روند. ستاره شناسان پس از پیاده شدن از سفینه و استراحت در ماه با بیگانگان ساکن ماه روبرو می شوند اما این بیگانه ها به راحتی با وارد کردن یک ضربه منفجر می شوند، اما هجوم بیگانه ها موجب می شود آن ها از ماه فرار کنند.

 

ملییس و فیلم سفر به ماه
ملییس و فیلم سفر به ماه

یک ادیسه فضایی 1968

استنلی کوبریک بعد از یک عکاس و کارگردان، در سینما یک جریان ساز است. جهان فیلم های او از زمانه ای که در آن می زیست جلوترند. یک ادیسه فضایی به محض انتشار به بمب خبری تبدیل شد و در سراسر دنیا طرفدار پیدا کرد شاید چون پیش از این مخاطب سینما در هیچ فیلمی به چالش کشیدن تاریخ و ماهیت بشر را به تصویر ندیده بود.

ادیسه یک تجربه ی بصری و غیرکلامی است که در چهار پرده نمایش داده می شود، در روایت اول، ابتدا چند لانگ شات از دشت ها و بیابان های خالی می بینیم و بعد در یک داستان طولانی بدون دیالوگ اجداد بشر یعنی انسانیان را می بینیم که از حیوانات شکاری در امان نیستند تا این که در زندگی شان یک سنگ واره ظاهر می شود و تحت تاثیر سنگ واره استفاده از ابزارها را فرا می گیرد و با یک کات، سفری چهار میلیون سالی آغاز می شود و ما از یک تکه استخوان به یک سفینه ی معلق در فضا می رسیم.

استنلی کوبریک برای دور نشدن داستان از واقعیت تصمیم گرفت از دو نفر از همکاران ناسا کمک بگیرد و با اطلاعات دقیق فضایی فیلمش را بسازد. ساخت چنین پروژه ی عظیم علمی تخیلی که بسیار به واقعیت نزدیک باشد در تاریخ سینما بی نظیر است.

اگر تاکنون فیلم را ندیده اید بدانید که ادیسه فضایی فیلمی نیست که با یک بار دیدن سر از حرفی که فیلمساز در فیلمش به شما می خواهد انتقال دهد؛ در بیاورید. ادیسه را باید بارها ببینید و سال ها در زندگی جستجویش کنید.

یک ادیسه فضایی
یک ادیسه فضایی

 

 

 

سولاریس 1972

در آن نقطه که واقعیت دست و پایمان را برای درک بهتر هستی می بندد درهای نامرئی تخیل را باز می کنیم. کریس کلوین شخصیت اصلی سولاریس است. او روانشناس است، شخصیتی سرد و جدی دارد اما جهان درونی عمیقی دارد و با خودش در صلح و دوستی است. برای درک جهان درونی اش، کارگردان مدتی ما را به همراه تماشا کردن های کریس می برد. تماشای طبیعت و گل و باغ و آب و درون خود و قلب جهان.

هری همسر کریس به تازگی فوت کرده و طبیعت برای کریس شفا است. در همین شرایط و اوضاع روحی کریس موظف می شود برای اتمام پروژه ای به فضا برود و با این خبر روبرو می شود یکی از همکارانش که اتفاقا قصد ملاقات با کریس را داشته خودکشی کرده است. پس چالش کریس کار با ایستگاه فضایی و گزارش کامل از وضعیت آن است.

سولاریس توانست برای آندری تارکوفسکی اعتبار بین المللی در حوزه سینما به ارمغان آورد و برنده ی جایزه ی هیئت داوران جشنواره کن شود. سولاریس را در ژانر علمی تخیلی گنجانده اند اما به زعم نگارنده سولاریس تلفیقی از درام سوگ _ علمی تخیلی و روانشناسانه است. ما کریس را می بینیم که به فضا سفر می کند اما در حقیقت بازگشت به گذشته و درون است.

سولاریس 1972
سولاریس 1972

 

 

 

بیگانه 1979

بیگانه به کارگردانی ریدلی اسکات یکی از مهم ترین ساخته های ژانر علمی تخیلی است چرا که به تمام ساخته های پیش از خودش نگاهی داشته و سوای موضوع علمی تخیلی هیولایی توانسته وام دار درون مایه ای روانشناسانه و جامعه شناسانه باشد، مضمون هایی چون امیال جنسی و پیش بینی اضمحلال دنیا توسط تکنولوژی را در خود جای دهد. بیگانه اضطرابی سینمایی است مختص عصر امروز از پیشرفت علم در زندگی بشر.

هفت سرنشین یک سفینه که برای ماموریت به فضا رفته بودند در حال برگشت به زمین در حالت انجماد به سر می برند که با گرفتن پیامی از سوی یک سیاره مبنی بر کمک؛ هوش مصنوعی بیدارشان می کند.سفینه آن ها بر روی سیاره ای دیگر فرود می آید و در طی یک تحقیق میدانی موجودی بیگانه به سفینه آن ها وارد می شود؛ پس از ورود به سفینه کامپیوتر فضاپیما از پیامی که دریافت کرده اند رمزگشایی می کند و ریپلی متوجه می شود منظور پیام اعلام خطر بوده است نه کمک.

هیولای فیلم نماینده ی موجودی است که دغدغه ی وجدان ندارد. برای زیست اش باید درون بدن یک انسان لانه کند و مرز بین خود و دیگری را به هم می ریزد. هیولا بر کین حمله ور شده و از دهان کین به درونش نفوذ می کند. در جهان بینی بزرگان ادبیات فارسی سخن ها و شعرهای بسیاری داریم مبنی بر این که شر از راه دهان به انسان وارد می شود احتمالا این که ریدلی اسکات تصمیم گرفت هیولا از راه دهان در کین نفوذ کند خواسته است میزان شرپذیری دهان انسان را به تصویر بکشد.

بیگانه 1979
بیگانه 1979

 

 

کهکشان کوئست 1999

کهکشان کوئست به کارگردانی دین پاریزو را خیلی ها یک کمدی خالص و خلاقانه می دانند از ژانری که پیش از این با موضع جدیت به آن پرداخته شده بود. شاید به نظر برسد یک کمدی فضایی فیلم متوسطی خواهد بود اما این دیدگاه به زعم منتقدان درست نیست چرا که داستانی گیرا و بدیع با جلوه های ویژه ی ظریف و مهم تر از همه پایان بندی پیروزمندانه  تمام چیزهایی است که یک مخاطب فیلم های کمدی بتواند از فیلم طلب کند.

داستان از این قرار است که بازیگران یک مجموعه ی تلویزیونی، با لباس شخصیت ها در یک فروشگاه اسباب بازی ظاهر شده اند تا این که موجودات فضایی به نام ترمیان ها وارد می شوند و مجموعه ی تلوزیونی را با واقعیت عوضی می گیرند.

کهکشان کوئست 1999
کهکشان کوئست 1999

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 2

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه