دوباره به آسمان نگاه کن
در قسمت قبلی این نوشتار به بهانه ی عکس های تلسکوپ جیمزوب سری زدیم به فیلم های ژانر علمی تخیلی فضایی در قرن بیستم، در این نوشتار به تعدادی از فیلم های قرن بیست و یکم پرداخته ایم. اگر به فیلم های فضایی که تمثیلی از واقعیت زندگی روی زمین هستند علاقه مندید با یلووال مدیا همراه باشید.
Planet Of The Apes یا سیاره ی میمون ها 2001
سال 1968 اولین فیلم سیاره ی میمون ها اکران شد؛ این فیلم با اشاره هایی که به مسائل حاد اجتماعی مانند تبعیض نژادی، جنگ سرد و جنگ ویتنام داشت اثری کاملا جدی بود و حال و هوای پرآشوب آن دوره آمریکا را به تصویر کشیده بود. داستان سیاره ی میمون ها ساخته ی فرانکلین شافنر این طور است که در سیاره ی زمین اتفاق می افتد و میمون ها بر آدم ها تسلط می یابند و از این بابت طنز اجتماعی و نقدهای سیاسی فراوانی در آن به چشم می آمد. اما داستان میمون های تیم برتون روی یک سیاره ی دیگر اتفاق می افتد، جهانی موازی، تاریک تر، ابتدایی تر با جنگل های پر درخت. به طور کلی تیم برتون به اصل رمان پییر بول وفادارتر بوده است.
داستان از سفینه ی فضایی شروع می شود که در برخورد با یک توفان سنگین در فضا گم می شود و روی سیاره ی میمون ها فرود می آید، حاکم این سیاره یک میمون غیرقابل پیش بینی، عصبی و تنهاست. در این سیاره آدم هست اما حکمرانی نمی کند، یا برده اند یا حیوانات دست آموز خانگی. داستان فیلم با فرار از میمون ها و بازگشت به توفان فضایی ادامه می یابد اما رسیدن به زمین رسیدن به نقطه ی امن و پایان هراس نیست. به طور کلی پایان بندی این فیلم تیم برتون یکی از بحث برانگیزترین فیلم های اوست.

sunshine یا آفتاب 2007
آفتاب دنی بویل یک روایت آخرالزمانی است. خورشید رو به خاموشی است. فیزیک دانان و فضانوردان راه ادامه ی حیات را در این جسته اند که با سفینه ای به نام ایکاروس به خورشید برسند و با بمبی که با خود از زمین می برند این سیاره ی رو به افول را دوباره احیا کنند و متعاقبا زمین را هم که رو به سردی و فقدان نور است نجات بدهند.
فیلم روایت خطی ساده ای دارد، یک ناجی بشریت که در سینمای هالیوود بسیار دیده ایم با این تفاوت که منشا نجات این بار خارج از زمین است. اما هشت سرنشین سفینه با نقش نجات بخشی که دارند در تضادند، هر کدام به نوعی در میل فردی خود نیاز به قهرمانی دارند و این تضاد زمانی به اوج می رسد که برای زنده ماندن خود یکدیگر را نابود می کنند.
Guardians of the Galaxy یا نگهبان کهکشان 2014
نگهبان کهکشان ساخته ی جیمز گان یک وسترن فضایی و سرگرم کننده است که بسیار هم می تواند مناسب طبع نوجوانان باشد. گوناگونی شخصیت ها به سرگرم کنندگی فیلم کمک می کند؛ یک کرگدن کینه جو که همه چیز را جدی می گیرد، یک درخت متحرک که کم حرف می زند؛ جنگجویی که نیک سرشت که از خانواده ای شیطانی برآمده.
پسر بچه ای به نام پیتر کوئیل که توسط گروهی از دزدان فضایی از سیاره ی زمین دزدیده شده بود حالا جوانی بیست و شش ساله است که با دزدیدن سنگ قدرت میان یک گوی خود را وارد ماجراهای تازه می کند.
خیلی ها معتقدند اگر یک ساعت اول فیلم را تحمل کنید بعد با دقایق جذابی رو به رو می شوید که با شوخی ها، اکشن ها، کاراکترها محال است لذت نبرید. و جز این ها می توانید از موسیقی متن واقعا زیبای فیلم لذت ببرید یا از دیدن راکت بامزه ترین ابرقهرمان جهان کیف کنید، می توانید به تماشای جنگیدن چند موجود عجیب و غریب بنشینید و بخندید.

The Marian یا مریخی 2015
اگر روزی در مریخ جا بمانید چه می کنید؟ چه راهی برای زنده ماندن پیش می گیرید؟
داستان فیلم مریخی پاسخ به همین سوال است. یک فضاپیما برای اهداف اکتشافی به سمت مریخ فرستاده می شود اما در مریخ طوفانی در می گیرد و جان فضانوردان به خطر می افتد، یکی از فضانوردان به نام مارک ویتنی به شدت مصدوم می شود و دیگر دوستانش گمان می کنند که او را از دست داده اند؛ آن ها به سفینه برمیگردند و برای نجات جانشان از سیاره خارج می شوند. اما مارک زنده است و در مریخ تنها مانده، او گیاه شناس است و سعی می کند تا زمانی که برای نجاتش برمی گردند خودش را زنده نگه دارد.
در واقع مریخی ژانر علمی تخیلی فیلمی در ستایش امید است. او مجبور است راهی برای زنده ماندن بیابد و منتظر کمک احتمالی برای خروج از این تنهایی دهشتناک بماند. بازی خوب مت دیمون توانسته این باور را به مخاطب القا کند که او تنهاست و با اعتماد به نفس و استقامت، کورسوی امیدی که دارد را در سیاره سرخ با خود حمل می کند و ریدلی اسکات توانسته با کارگردانی قوی و استفاده فوق العاده از جلوه های ویژه ضرباهنگ مناسب را در فیلم حفظ کند
Hidden Figures یا اشخاص پنهان 2016
اگر روزگارتان طوری می گذرد که نیاز به کمی شادی، لذت و پاپ کورن دارید حتما اشخاص پنهان را ببینید. دیدن این فیلم علاوه بر سرگرمی می تواند تجربه های تاریخی را به شما منتقل کند و با زن هایی آشنایتان کند که با مقاومت و سرسختی توانستند فصل تازه ای از جنسیت و نژاد را در فرهنگ آمریکایی رقم بزنند. فیلم تئودور ملفی به خوبی توانسته تسلط انحصاری مردان سفید پوست بر شرکت های بزرگ را در آن دوران نشان دهد و خاطرنشان سازد چگونه سه زن سیاه پوست توانستند تمام معادلات را بر هم ریزند.
داستان فیلم در دهه ی شصت میلادی در آمریکا می گذرد. در زمانه ای که قانون جیم کرو هنوز اجرا می شود ما سه زن سیاهپوست می بینیم که در دوران جنگ سرد برای ناسا کار می کنند. در این دوران شوروی با فرستادن اولین فضانوردانش به زمین در رقابت فضایی از آمریکا جلو می زند و دولت فشار دو چندان به ناسا وارد می کند که باید در اسرع وقت این عقب افتادگی را جبران کنند و این سه زن بودند که در فرستادن فضاپیمای فرندشیپ 7 نقش بزرگی بازی کردند.
فیلم روایت چالش های این سه زن است و هر چه در توان داشته برای نمایش نابرابری در محیط کار رو کرده و هجو داستان زمانی به اوج می رسد که شخصیت کاترین برای استفاده از سرویس بهداشتی باید زجر زیادی تحمل کند چرا که تنها سرویس بهداشتی موجود در لابراتور مخصوص سفیدپوستان است.
اشخاص پنهان به لحاظ روایی و کارگردانی شاید نوآورانه نباشد اما بازیگران اصلی یکی از یکی بهتر هستند و کاری می کنند تا سرخوردگی و عصبانیت سرکوب شده ی درونشان را احساس کنیم.
اشتراک گذاری

