درخشش ستاره فولادي مرد گوشه گير و مجهول سينما
دهه شصت ميلادي، پر است از آن دسته فيلم هايي كه به قول معرف قبل از مرگتان بايد ببينيد! از فيلم رواني هيچكاك و بچه رزماري پولانسكي تا يوجيمبو كوروساوا و لورنس عربستان ديويد لين. يك فيلم در اين دهه با ذهن شما بازي عجيبي راه مي اندازد. كارگردان، چراغ قوه رنگارنگش را بر ميدارد و به هزار رنگ و شكل بي سر و صدا و كم ديالوگ راه داستان را براي ما نوراني ميكند. ذات انسان را به چالش ميكشد و شما را از ميان انسان هاي اوليه تا فضا همراهي ميكند و او كسي نيست جز استنلي كوبريك. ژانر فيلم علمي تخيلي و ماجراجوييست ولي طراحي صحنه و لباس آنچنان موفق ظاهر ميشوند كه برخي سكانس ها را ترسناك و رازآلود ميكند. به همين دليل در اين مقاله از يلووال مديا به بررسي طراحي صحنه و لباس فيلم 2001: اديسه فضايي ميپردازيم.

هاردي ايميز، طراح لباس ملكه يا سلاح مخفي كوبريك؟
سال 2014 خبر اكران مجدد فيلم كوبريك علاقه مندان فيلم هاي علمي تخيلي را همان قدر به وجد آورد كه علاقه مندان به مد و فشن را. شانس دیدن اين حماسه فضایی کلاسیک کوبریک در سال 1968 بر روی صفحه نمایش بزرگ، نوع خاصی از خبره های مد را نیز هیجان زده کرد. لباسهای فیلم ممکن است شبیه پیر کاردین و آندره کورژس، پیروان سبک عصر فضا باشند، اما در واقع توسط هاردی ایمیز، خياط لباسهای ملکه از سال 1952 به بعد طراحی شدهاند. برخلاف دیگر فیلمها – مثلاً Givenchy برای فيلم صبحانه در تیفانی یا Yves Saint Laurent برای فيلم Belle Du Jour – این همکاری در ابهام نسبی فرو رفته است. با این حال، چهار سال پيش با کشف طرح ها در زیرزمین هاردی ايمیز سه فایل از طرحهای او در مورد لباسها شامل یونیفرم صورتی شکری مهمانداران، لباسهای توییدی که فضانوردان میپوشند و تقریباً هر شخصیت دیگری يافت شد. کار او – همه رنگهای بلوک، برشهای مربعی ساده و جزییات دور از هم – برای دادن آیندهنگاری عجیب و غریب جاودانهاش به فیلم، محور بود.
علاقه كوبريك به نوآوري در طراحي لباس
نگاه کوبریک به لباس را میتوان در سراسر آثارش دید، از قطعات دورهای برای بری لیندون که الهامبخش الکساندر مککوئین بود، تا ظاهر نارنجی ساعتی که هنوز محبوب ستارههای پاپ است و عینک آفتابی چشم گربهای لولیتا. گابريل گورنل (تهيه كننده) میگوید که کمالگرایی افسانهای کوبریک میتوانست رویکردی عملی با طرحهای ايمیز داشته باشد تا ظاهر مناسبی برای سال 2001 داشته باشد. این برای ايمیز چیز جدیدی بود، اما روشی بود که شاید برای او ارزش قائل بود. همچنين برخي طرفداران مد بر اين باورند كه او ملکه مد را دنبال می کرد، اما چندان به او علاقه ای نداشت. در عين حال کوبریک هيجان داشت و می خواست در مورد دکمه ها، پارچه ها و همه چیز بداند!

در دهه شصت، فضا جلوه اي باورپذير داشت
فيلم در كل به سه بخش و سه برهه متفاوت زماني تقسيم مي شود. در بخش اول ما با زندگي انسان هاي اوليه طرف هستيم. اولين قتل آنها و در نهايت رو به رو شدنشان با يك معضل رازآلود. در انتهاي بخش اول ما از ابتدايي ترين شكل انسان به يك سفينه فضايي ساخته دست بشر امروزي مي رسيم و اين براي چشم هايمان آنقدري آشناست كه تا سال ساخت فيلم را ميبينيم جا ميخوريم. اين فيلم و دسته هايي مانند آن نه تنها بر طراحان تولید، بلکه بر مد، معماری، طراحی مبلمان و فرهنگ جهانی نیز تأثیری ماندگار دارند. این تاثير ما را وادار كرد در اين بخش از مقاله يلووال مديا به بررسي طراحي صحنه اين فيلم بپردازيم. توجه کوبریک به جزئیات بسیار افسانه ای بود. او برای اين اثر میخواست دنیایی در عصر فضا بسازد که شبیه به دنیای دیگر نیست. کوبریک پس از مطالعه طرحهای صحنه از دیگر فیلمهای علمی تخیلی دهه 1960، به این نتیجه رسید که به یک رویکرد طراحی واقعیتر نیاز دارد. هدف او این بود كه به پيش بيني فناوري آينده بپردازد. یادآوری این نکته مهم است که همزمان با ساختن ظاهر آینده کوبریک و تیمش، ناسا در حال مسابقه دادن بود تا مردی را روی ماه بگذارد. بنابراین، مجموعههای «2001: یک ادیسه فضایی» باید از فناوریهای نوظهور پیشی میگرفت، در غیر این صورت دید طراحی قدیمی و اشتباه به نظر میرسید.
توني مسترز، هري لانگ و ارنست آرچر؛ سه تفنگدار طراح
کوبریک سه طراح تولید را استخدام کرد: تونی مسترز، هری لانگ و ارنست آرچر. لانگ در ناسا کار کرده بود و طرح های او در واقع نیازمند مجوز امنیتی توسط آژانس بود. برای برآوردن نیاز کوبریک به کمال، لانژ شش ماه را در استودیویی در شهر نیویورک صرف طراحی کرد و پس از آن به انگلستان رفت تا دو سال دیگر در استودیو MGM (یک شرکت سرگرمی پیشرو است که بر تولید و توزیع جهانی محتوای فیلم و تلویزیون در تمام پلتفرمها تمرکز دارد.) به طراحی ادامه دهد. این سه طراح تولید جایزه اسکار بهترین کارگردانی هنری و جایزه بفتا را به اشتراک گذاشتند.

مبلمان قرمز، دزدان ماهر نگاه و توجه مخاطب
کوبریک در تلاش خود برای تثبیت ظاهر در واقعیت، یکی از اولین پیوندهای قرار دادن محصول را با تماس با شرکت ها و سازندگان مبلمان ایجاد کرد. او از آنها خواست تا مفاهیمی را در مورد اینکه محصولاتشان دههها بعد چگونه به نظر میرسند ارائه دهند. وقتی دکتر فلوید (شخصيت ويليام سيلوستر) وارد لابی سفید رنگ هیلتون می شود، چشمان ما بلافاصله به سمت صندلی های بازیگوش قرمز روشن کشیده می شود. مجموعه در عین حال آینده نگرانه و آرام است. مخاطب به راحتی می تواند خود را تصور کند که چنین زندگی می کند. صندلیهای قرمز در واقع همان صندلیهای «جین» هستند که توسط اولیویه مورگ طراحی شدهاند و پس از اکران فیلم بسیار محبوب شدند. در نهايت نتيجه اي كه از كاوش در طراحي صحنه اين مقاله از يلووال مديا دريافتيم اينچنين بود كه کوبریک نه تنها آینده طراحی، بلکه بسیاری از فناوریهایی را که امروزه بدیهی میدانیم، پیشبینی کرد. Hal 9000 او سیری (سیری خصوصی ترین دستیار هوشمند شركت اپل) امروزی است. در واقع، ظاهر فیلم او به قدری متقاعد کننده بود که برخی معتقدند ناسا هرگز یک کاردستی روی ماه فرود نیاورد و کوبریک همه آن را در یک استودیو فیلم به صحنه برد!
اشتراک گذاری

