به بهانه ی بیستم نوامبر و روز کودک مروری داریم بر سینمای کودک در دهه ی شصت

به بهانه ی بیستم نوامبر و روز کودک مروری داریم بر سینمای کودک در دهه ی شصت
زمان مطالعه: 6 دقیقه
0
(0)

سینما و نوستالژی کودکانه

 

یک صف طولانی که گاهی تا یک خیابان آن طرف تر کشیده می شد، عکس های فیلمِ در حال اکران که بیرون در سالن انتظار برای جذب مخاطب سنجاق شده بود، انتظار برای باز شدن در ورودی به سالن انتظار، ویترین بوفه ی سینما که وسوسه ی خرید ساندویچ های کالباس مارتا و نوشابه ی فاندا را به دل آدمی می انداخت، دیدن پوسترهای بزرگ فیلم های آینده ی اکران، بوی ادکلن های تند آدمهایی که بهترین لباسشان را برای آمدن به سینما پوشیده بودند، ورود به یک سالن تاریک با صندلی های سیاه و نورهای زرد کمرنگ، پیدا کردن کورمال کورمال ردیف و شماره صندلی، نشستن روی صندلی که به سختی پایمان به زمین می رسید، آرزوی تجربه کردن طبقه دوم سالن سینما و شروع فیلم روی آن پرده خیلی خیلی بزرگ با صدای بلند، تجربه ای بود که نه تنها کیفش در هیچ سالن امروزی و مدرن تکرار نشد بلکه سینمای کودک هم در همان سالن های قدیمی ماند، شاید بتوان گفت از معدود شانس هایی که کودک ایرانی دهه ی شصت داشت همین سینمایی بود که مخاطب اصلی اش کودک و نوجوان بود؛ چیزی که در سینمای محدود امروز جایی ندارد. با نزدیک شدن به بیستم نوامبر و روز کودک خواستیم در این مقاله یلووال مدیا مروری داشته باشیم به سینمای کودک در دهه ی شصت؛ امید که یادآوری فیلم ها به دلتان بنشیند.

 

 

گلنار

فیلم گلنار یکی از فیلم های مهم سینمای کودک ایران است، فیلمی که قصه اش برداشتی است از یک قصه ی فولکوریک روسی. داستان دختری است که وقتی می رود از لب چشمه آب بردارد دستمالی آبی رنگ شبیه دستمال مادرش می بیند و به هوای دستمال سرگردان جنگل می شود تا این که به کلبه ی خرس هایی می رسد که او را در خانه نگه می دارند تا کارهای خانه را انجام دهد و برایشان کلوچه بپزد. کارگردان گلنار کامبوزیا پرتوی است و نقش گلنار را غزل شاکری بازی کرده است و تهیه ی کننده فیلم مادر غزل شاکری، فرشته طائرپور بوده است. فیلم گلنار اولین بار سال 1367 به نمایش درآمد.

 

 

گربه‌ی آوازه خوان

فیلم گربه ی آوازه خوان قصه ی خواهر و برادری است که در پرورشگاه زندگی می کنند با نامهای حسنی و گلدونه، زن و شوهری با قصد به سرپرستی گرفتن یک کودک به پرورشگاه می آیند و می خواهند گلدونه را با خود ببرند و حسنی با گفتن یک واقعیت مانع بردن گلدونه می شود. کارگردان گربه آوازه خوان کامبوزیا پرتوی است و نقش گلدونه را پگاه آهنگرانی بازی می کند در حالی که اولین باری است که جلوی دوربین سینما می رود. فیلم اولین بار در سال 1370 اکران شد.

 

گربه‌ی آوازه خوان
گربه‌ی آوازه خوان

الو الو من جوجوام

سال 1373 به کارگردانی مرضیه برومند، الو الو من جوجوام ساخته شد. فیلمی سینمایی_عروسکی که قصه ی مردی عروسک ساز است با بازی مهدی هاشمی که با عروسک هایش یعنی میو و جوجو درگیر یک سرقت می شود. مرضیه برومند که مجموعه خونه ی مادربزرگه را پیش از این در سال 1366 برای تلوزیون ساخته بود دوتا از کاراکترهای دوست داشتنی آن مجموعه یعنی مخمل و نوک سیاه را با نام میو و جوجو به سینما برد، کاراکترهایی که این بار فقط کنار عروسک ها نقش بازی نمیکردند بلکه این بار با خلاقیت خانم برومند کنار آدمها در ترکیب تازه‌ای فیلم و عروسک گردانی را در هم آمیخت به طوری که عروسک ها همتراز آدمها باورپذیر و جاندارند و پا به پای آدم ها حرکت می‌کنند.

 

الو الو من جوجوام
الو الو من جوجوام

شهر موش ها

خانم مرضیه برومند سهم بزرگی در ساختن لحظه های خوب برای بچه های دهه شصت و نسل های بعدتر دارد، سال 1364 با کارگردانی محمدعلی طالبی فیلم سینمایی عروسکی شهر موش ها را ساخت. شهر موش ها ادامه ی مجموعه تلوزیونی مدرسه ی موشهاست که اولین بار سال 1360 برای تشویق بچه‌ها به مدرسه رفتن ساخته شد. اما آن قدر میان مردم محبوب شد که نه تنها بارها پخش شد بلکه سری دوم در صد و چهار قسمت ساخته شد! شعرها و تکیه کلام های بچه موش ها تا سالها بین بچه ها رواج داشت. به طور مثال شعر “می‌رم مدرسه می‌رم مدرسه جیبام پره فندق و پسته” شعری بود که نسل دهه شصت وقت بازی و مدرسه زمزمه می کردند.

بیشتر فضای فیلمبرداری شهر موشها برعکس مدرسه موشها در فضای باز، کوه های منطقه کلاردشت بوده است.

داستان شهر موشها از این قرار است که یک گربه ی سیاه قرار است به شهر موشها حمله کند، موشها قرار است قبل از رسیدن گربه به شهر دیگری بروند. بچه موشها به همراه خانم معلم و آشپز باشی راهی سفر می شوند.

شهر موشها 2 سال 1393 به کارگردانی مرضیه برومند ساخته شد.

شهر موش ها
شهر موش ها

 

دزد عروسک ها

دزد عروسک ها احتمالا اولین فیلم ژانر فانتزی ویژه کودکان و نوجوانان باشد که در سال 1368 به اکران در آمد؛ فیلم با گیشه ی خوبی روبرو شد و هم کودکان و نوجوانان و هم مخاطب بزرگسال با این فیلم ارتباط خوبی برقرار کرد. فیلم راجع مادری با دو فرزندش به نام لیلا و بهرام است که برای نجات از دست صاحبانه ی بدجنسی به نام خرخرو به دنبال یک وام است، خرخرو نه تنها او بچه هایش بلکه کل محل را آزار می دهد و از طرفی بیرون شهر هم یک جادوگر زندگی می کند که نمی خواهد مردم روی خوش ببینند. این فیلم به کارگردانی و نویسندگی محمدرضا هنرمند است و بازیگران شاخصی چون آزیتا حاجیان، اکبر عبدی و مهراوه شریفی نیا در این فیلم ایفای نقش می کنند. یکی از جنبه های جذابیت این فیلم برای بچه ها عروسک هایی است که لیلا دور از چشم دیگران با آنها حرف می زند و فیلم با توجه به چند آوازی که دارد توانست بیشتر در یاد مخاطب ماندگار شود، حتما شعر “آهای آهای آهای ننه ننه من گشنمه” را در آن دخمه جادوگر به یاد سپرده اید.

دزد عروسک ها
دزد عروسک ها

 

سفر جادویی

سفرجادویی یک فیلم خیلی درست است در یک زمان درست. به طوری که شاید اگر این فیلم ده سال بعد از این ساخته می شد این چنین مورد توجه مخاطب قرار نمی گرفت. در بحبوحه ی دهه شصت و هفتاد؛ درست وقتی که بچه ها به دو گروه تنبل و زرنگ تقسیم می شدند و اکثر ما گوش هایمان برای نمره هایی که می آوردیم پیچیده می شد؛ همزمان پای ماشین لباس شویی هم بیشتر و بیشتر به خانه ها باز می شد و موازی با این شرایط فیلم سفر جادویی روی پرده سینماها رفت که مثل یک کاسه یخ بود روی دل بچه هایی که تنبیه و توبیخ می شدند.

فیلم سفر جادویی سال 1370 اکران شد و داستان پسر نوجوانی است به نام سینا که از تنبیه های پدرش آزرده است. او روزی بعد از یک کتک کاری مفصل در دریچه ی ماشین لباسشویی چهره‌ی پسری را می بیند که از او می خواهد برای رهایی از پدرش به مخزن ماشین برود، سینا از ترس تنبیه دوباره پدر وارد ماشین لباسشویی می شود و پدرش که شاهد این اتفاق است متعاقبا وارد ماشین می شود و در آن جا وارد دنیای عجیبی می شوند، دادگاهی علیه پدر تشکیل می دهند که سینا در مقام شاکی و پدر در جایگاه متهم است. فیلم در سینمای ایران با توجه به فضای فانتزی ای که دارد بسیار نو است. کارگردان سفر جادویی ابولحسن داوودی است که با طرح موضوع بی بدیلش توانست در جشنواره های خارجی فیلم کودک جایزه کسب کند.

سفر جادویی
سفر جادویی

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه