در ستایش در و دیوار و میز و صندلی
اسما سعدی
تئاتر اول مثل عشق اول می ماند هرگز چیزی درباره آن از خاطرت نمی رود و یادش که می افتی درست مثل همان لحظه که در جایگاه تماشاچی نشسته بودی غرق در شور می شوی. باید زمان زیادی از اولین تئاتری که دیده بودم می گذشت تئاترهای بسیاری می دیدم تا بفهمم آن شوری که بعد از ترک سالن تئاتر در من می ماند سوای بازی بازیگران و دیالوگها و کارگردانی، طراحی صحنه در ماندگاری شوق و دلبستگی ام به تئاتر بسیار موثر بوده. طراحی صحنه همان نخ نامرئی بود که سبب می شد یادم برود من یک تماشاچی هستم، جدا از آدمهای قصه. در این مقاله یلووال مدیا نقب کوتاهی می زنیم به این که یک طراح صحنه در تئاتر چه می کند.
یک طراح در صحنهی تئاتر چه می کند؟
در یک نمایش ادبی، کارگردان و دیگر همکاران هنرمندش کلمات مکتوب نمایشنامه را برای تماشاگران به بیان شنیداری تبدیل می کنند و طراح صحنه به همان کلمات محتوای دیداری می بخشد. طراحی صحنه ها وابسته به ماهیت نوشتاری اثر دو نوعند: واقعگرایانه که برداشتی خلاقانه است از واقعیت موجود در جهان و اکسپرسیونیستی که برداشتی ذهنی و غیرواقعی است از واقعیتهای زندگی. بعد از تشخیص نوع، وقت آن است که خیلی از هنرها دست به دست هم دهند تا طراحی صحنه مجال جولان پیدا کند. اینجاست که طراح صحنه و طراح لباس در انتخاب پس زمینه و لباس بازیگران در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند چرا که لباس بازیگر گاهی باید با پس زمینه آمیخته شود و یا در تضاد قرار بگیرد. به طور کلی طراح باید دکور را طوری جایگذاری کند که امکان حرکت آسان و سریع بازیگر وجود داشته باشد. نورها در انتقال معنی به ما بسیار حساس عمل میکنند، نورهای کم جان یا پر قدرتی که روی بازیگران و در فضا میبنیم در تعامل با طراح صحنه شکل می گیرند زیرا که نورپردازی همان چیزی را که طراح صحنه لازم می دانسته به ظریفترین یا آشکارترین شکل، نمایان می کند یا پنهان می سازد.
پله پله تا طراح شدن
درست است که هر کاری در این جهان ذوق خاص خودش را می طلبد اما در کارهای گوناگون اندازه و لزوم ذوق متفاوت است. در بعضی کارها دست کار می کند و چشم هم گاهی نگاهی می اندازد اما کارهایی که در آن هنر دخیل است چشم با ولعی تمام نشدنی جلوتر از دست دارد کارش را انجام می دهد. یک طراح صحنه هم باید چشم و دلش جلوتر از دست و پایش در کار باشند و این خصیصه در کارش بسیار حیاتی است. طراح هر صحنه ایی که طراحی می کند باید تفاوت ایجاد کند، درست مثل یک تابلو نقاشی که رنگها، خطها و بافت هایش بایستی متفاوت از دیگری باشد. پرحوصلگی یکی از خصایص مهم طراحان صحنه است زیرا که برای پیدا کردن وسایل باید به سراغ عتیقه فروشی ها برود یا اگر پیدا نکرد آنها را بسازد و برای این کار قبل از هرچیز باید کار تحقیقی انجام دهد. ساخت وسایل صحنه یکی از دشوارترین کارهای فنی تئاتر است و تماما مستلزم هنر، صناعت پیشگی و سایر هنرهای فنی است.
تخیل طراحان آنقدری باید قوی باشد که بتوانند امکانات بصری در متن نمایش را به خوبی درک کنند. لازم است به قدر کافی درباره معماری داخلی و معماری ساختمان اطلاعات داشته باشد، مواد ساختمانی و تکنیک های ساختمانی را بشناسد. به وسیله فراگیری و مطالعه تاریخ (تاریخ هنر، تاریخ تحولات اجتماعی، تاریخ تحولات صحنه آرایی، تاریخ تئاتر، تاریخ لباس) سبک شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی و غیره اطلاعات خود را تکمیل کند و با آگاهی کامل نسبت به ارائه طرح ها و ایده های خود عمل نماید. درباره این مهارت ها چم فورت می گوید: طراح صحنه کسی است که در نقاشی، ترسیم، مجسمه سازی، معماری و پرسپکتیو تجربه دارد و کارهای رنگ شده ی معماران و تمام انواع مختلف تزئینات لازم را در صحنه تنظیم و اجرا کند. و به زبان خودمان طراح صحنه باید آچار فرانسه باشد. بد نیست به پیشنهاد یلووال مدیا کتاب تاریخ طراحی صحنه تئاتر در ایران به نویسندگی محسن صانعی و کتاب سواد بصری در طراحی صحنه به نویسندگی سعید ذوالنوریان و مهگان فرهنگ را بخوانید.
صحنه تئاتر همان اندیشه ی طراح است
هیچ قانون عمومی برای پرورش ایدهی خلاق وضع نشده که خطکشی کند و حد قائل شود. چرا که به تعداد همه طراحان روش های مختلف وجود دارد. از طرف دیگر روش های فردی اغلب آنقدر ذهنی و غریزی اند که به عنوان شیوه ی به خصوصی از کار ارزش چندانی در نزد دیگر طراحان نخواهند داشت. هر طراح اغلب شیوه ی شخصی خود را برای رسیدن به گنج درونی و ایدههای طراحی می پروراند و دقیقا به دست آوردن یک ایده تلاش فردی طراح است. و هدف نهایی ایده طراحی برانگیختن واکنش حسی یا عقلانی تماشاگران است، طرح خوب نتیجهی تفکری منطقی و در عین حال خلاق و مبتنی بر حسی درونی است.

تحلیل متن نمایشنامه توسط طراح صحنه
طراح، متن را نخستین بار برای محتوای کلی آن می خواند. در این مرحله باید مانند یکی از تماشاگران عمل کند. به این طریق برداشت ابتدایی از نمایشنامه مثل واکنشی کلی عمل می کند که در پاسخ به یک سری پرسش های مهم است. به طور مثال: متن مورد نظر چه نمایشی است؟ کنش نمایش چیست و در چه زمانی رخ میدهد؟ حال و هوای غالب چیست؟ نمایش کمدی است یا هجوی طنزآمیز با لحنی سیاسی؟ آیا تراژدی در ابعاد کلاسیک است یا صرفا سوتفاهمی خانوادگی؟
حال و هوای یک نمایشنامه اغلب رنگ را در نظر طراح می آورد؛ از حال وهوای محیط نمایش رنگ مایه کلی نمایش که اغلب می تواند شدیدترین شکل با رنگ یا حتی نبود رنگ بیان شود به دست می آید.
روخوانی دوم برای فهم هدف نمایشنامه صورت می گیرد. مطالعه دوم دقیق تر است و درک مطلب بین سطرها و پرانتز را نیز در برمیگیرد و طراح درمی یابد که نویسنده چه می خواهد بگوید، درون مایه چیست، سبک نوشته چیست، نویسنده دیدگاه هایی را با استفاده از نشانه هایی رمزگونه بیان کرده یا از واقع گرایی زندگی روزمره بهره گرفته است. در نهایت طراح صحنه سرنخ خود را درباره میزان واقعگرایی یا عدم واقعگرایی محیط صحنه از سبک نمایشنامه به دست می آورد.
جادوی صحنه سیاه
اینطور برمی آید که وقتی در این جهان غیرواقعی هستیم به جز آدمهای قصه، خالق هر آنچه میان آن فضای تاریک می بینیم طراح صحنه است و در یک قانون ناگفته همگی ما می پذیریم با این توهم جذاب و شگفت انگیز جادو شویم.
اشتراک گذاری

