پری سارا بانو ریحانه و دیگران
آغاز دهه شصت، وقتی که کم کم کیفیت فیلم های ساخته شده به حالت مطلوبی رسیده بود، علیرضا رئیسیان یک قدم برای زنان به سمت جلو برداشت. او در سال 1368 یعنی سه سال بعد از اکران فیلم اجاره نشین ها، از فیلم ریحانه رونمایی کرد. این فیلم از اولین آثاری بود بود که در سینما پس از انقلاب، تمامی ماجرا حول زندگی یک زن میگشت. فاطمه معتمد آریا در نقش ریحانه ظاهر میشود که زندگی شخصی اش در شرایطی بحرانی قرار میگیرد. مجید مظفری، اکبر عبدی، حسین محجوب، حمید جبلی، رضا بابک و حمیده خیرآبادی از دیگر بازیگرانی اند که برای متن رئیسیان بازی کردند. از آن فیلم در سینمای ایران فیلم های بسیاری با محوریت بانوان و معضلاتشان ساخته شد. در این مقاله از یلووال مدیا به سراغ شناخت و معرفی این سبک فیلم ها آشنا خواهیم شد.

نامگذاری برای فیلم ها
نامگذاری برای یک فیلم یا داستان، از مهمترین چالش های فیلمسازان بزرگ بوده و هست. نام فیلم مثل لباسی که پشت ویترین آویزان شده، دلیل خیره شدن مخاطب به آن مغازه است. دهه شصت در هر ژانر و سبکی فیلم ساخته شد. مشهود بود که فیلمسازان زمان زیادی صرف نامگذاری نمیکردند. مادر، اجاره نشین ها، کشتی آنجلیکا، دزد عروسکها، شهر موشها و … تمام این ها با صورتی نه چندان جذاب ولی سیرتی فوق العاده ظاهر شدند و درخشیدند. دهه هفتاد مثل دوره نوجوانی سینمای ایران بود. هنوز همه چیز درست شکل نگرفته بود ولی نامگذاری ها رو به بهبود بود. شایان ذکر است که انتخاب نام یک زن برای فیلم از همین دهه به اوج خودش رسیده بود. مثلا فیلم بانو داریوش مهرجویی، خواهران غریب کیومرث پوراحمد، دو زن تهمینه میلانی، شیدا کمال تبریزی و دختری با کفش های کتانی رسول صدر عاملی را در دهه هفتاد شاهد بودیم.
یک زندگی کاملا معمولی یا مشکل و معضل
در ساخت یک فیلم عاشقانه همیشه صحبت از دو نفر میشود و عمدتا حواس مخاطب به یک طرفشان پرت نمیشود. وقتی صحبت از فیلم های کمدی به میان می آید دیگر مهم نیست که شخصیت ها چه کسانی هستند، مهم خنده مخاطب است به هر شیوه و شکلی. از یک فیلم با ژانر خانوادگی میشود حضور پررنگ یک زن را حدس زد و منتظرش بود. از اولین سری فیلم هایی که شاهد نام آنها در صدر داستان بودیم، دو خط اول داستان مشکل و معضل این زن با همسری بود که توانایی ساخت یک زندگی مشترک مطلوب را ندارد. مثل ریحانه، دو زن، ملی و راه های نرفته اش یا حتی از دیدی متفاوت فیلم چهارشنبه سوری اصغر فرهادی. با توجه به شرایط حاکم بر جامعه و معضلاتی که همیشه بانوان با آنها دست و پنجه نرم میکنند، دور از ذهن نیست که شاهد چنین فیلم هایی باشیم.
دختران رسول صدرعاملی
در سال 77 شاهد یک ساختارشکنی بزرگ صدرعاملی بودیم. دختری که با دوست پسر خود در حال قدم زدن است که توسط پلیس دستگیر و بازجویی میشود. آیدین (نقش اول مرد با بازی مجید حاجی زاده) بازداشت میشود ولی تداعی (با بازی پگاه آهنگرانی) باید برای آزمایشات به پزشکی قانونی برود.. حالا خانواده ها از این ارتباط باخبرند و ماجرا تازه آغاز شده است. سال هفتاد و هفت طرح چنین موضوعاتی از تابوهای شدید جامعه بوده و ساخت همچنین فیلمی با مشاوره ای از مادر پگاه آهنگرانی قدمی سوی جلو برای مطرح کردن مشکلات دختران یا زنان بوده است. دومین فیلمی که در سال 80 ساخته شد و بیشتر از دختری با کفش های کتانی دیده و حتی نقد شد، من ترانه 15 سال دارم بود. باز هم با موضوع دلباختگی دو جوان رو به روییم که این بار شرایط عاطفی و مالی ترانه که سن مناسبی هم برای ازدواج ندارد در خطر است و به قدری از نظر روانی خسته و بی تجربه هست که نتواند تصمیم درست بگیرد. در هر دو فیلم ما شاهد حیاتی بودن حضور یا عدم حضور والدین در کنار دختران بودیم که نبود آنها ممکن است مشکل ساز باشد.

روی پای خود ایستادن
اشتغال و درآمدزایی بانوان در ایران در گذشته چالش بسیار بزرگی محسوب میشده و حالا رو به بهبودیست. فیلم روز های نارنجی به کارگردانی آرش لاهوتی و بازی بازیگرانی چون هدیه تهرانی، علی مصفا و مهران احمدی بخش کوچکی از معضلات کاری که آبان (با بازی هدیه تهرانی) با آن روبه روست را مطرح میکند. نقطه قابل تامل اینجاست که بازیگر نقش اول این داستان را میتوانست یک مرد بازی کند که به راحتی با جابه جایی جایگاه علی مصفا و هدیه تهرانی امکان پذیر بود. ولی آرش لاهوتی قدمی به سمت جلو گذاشت و یک چاله دیگر از سینما ایران را پر کرد و عادی سازی برخی مسائل را کلید زد. در کنار آن فیلمی در سال 1394 توسط سیدجمال سیدحاتمی تولید شد. “لاک قرمز“ی که اگر تنها کمی از غم و سیاهی هایش بکاهیم میتوانیم قدرت و جسارت یک دختر را در آن شرایط بحرانی شاهد باشیم. نقش اول فیلم را پردیس احمدیه بازی میکند و فیلم درمورد دختریست که شغل پدر مرحومش را ادامه میدهد و عروسک سازی میکند و سنگ های زیادی جلوی پایش انداخته میشود. با این حال در انتهای فیلم با دختری کاملا ناامید رو به روییم که تقریبا همه چیزش را از دست داده ولی همچنان به فکر ساخت عروسک و درآمدزایی است.

اسارت فرزندان، اسارت مادران
مادران سرزمین ما همواره جایگاه مهمی در سینما داشتند و امروزه نیز شاید دیگر علی حاتمی نباشد که فیلم مادر بسازد ولی کلیدی بودن نقش مادران را در فیلم هایی از این دست هستیم. هشت سال جنگ تحمیلی، در کنار مسائل سیاسی که درپی داشت روابط انسانی درخشانی را آشکار کرد. و کار هنر چیزی جز تجلی کردن اینگونه روابط نیست. قطعا تا به اینجا به یاد فیلم شیار 143 افتادید. این فیلم از نرگس آبیار در جشنواره فجر سال 92 نیز خوش درخشید. ما در 98 دقیقه کلافگی ها و فراز و نشیب های یک مادر که پسرش در اسارت است را تماشا کردیم. اینجا الفت (با بازی مریلا زارعی) نقش نخ تسبیح را بازی میکند. حالا نگه داشتن اتحاد خانواده بر عهده اوست. در همین سبک و سیاق فیلم ویلایی ها به کارگردانی منیر قیدی جنبه ای متفاوت از همزیستی مادران یا همسران در سال 1365 را نشان داد.

حقوق پشت پا خورده
فیلم هایی که در برهه های زمانی مختلف ساخته میشوند، نمیتوانند بر روی رویداد های جامعه چشم ببندند. مثلا فاجعه دلخراش اسید پاشی بر روی زنان یکی از مسائل شایع شده بود که داستان قربانی های زیادی را روایت میکرد. فیلم لانتوری به کارگردانی و نویسندگی رضا درمیشیان در عین حال که ماجراهای یک بند خلافکاران را نشان میدهد، به نقل روایت یکی از این قربانی ها میپردازد. بی شک پایمال شدن و نادیده گرفته شدن حق در هر صاحتی ملال آور است. در فیلم پر هیاهو «هیس، دخترها فریاد نمیزنند» به کارگردانی خانم درخشنده با ایده ای از یک داستان واقعی ساخته شد. سال ۶۸ دفترچه ای از شهر بوکان به دست خانم درخشنده میرسد، دفترچه پسری که نقل ازار جنسی که به او وارد شده بود را نوشته، چندی بعد این ماجرا برای یکی از آشناهایش تکرار میشود و آشفتگی خودش را با ساخت این فیلم کمی ارام میبخشد. فیلم های بسیاری در این زمینه ساخته شده است که میتوان به این زن حقش را میخواهد نیز اشاره کرد. در انتها هر آن چیز تلخ و شیرینی که در این مقاله از یلووال مدیا خواندیم، بخش کوچکی از تاثیرحقوق زنان و چالش هایشان بر هنر سینمای ایران بود.

اشتراک گذاری

