از فیلمسازی کیانوش عیاری تا سانسور گربه ها در تلویزیون
لطفاً نباشید
کیانوش عیاری را خیلی از ایرانی ها با سریال تلویزیونی «روزگار قریب» می شناسند. البته اگر سینما را جدی تر دنبال کنید، حتماً می دانید این هنرمند اهوازی خوش ذوق و خلاق، در کارنامه هنری خود، آثار قابل توجهی دارد.
فیلم مستند ساخته، فیلمنامه نوشته، فیلم دیگران را تدوین کرده، فیلم سینمایی ساخته و از همه اینها گذشته، مشاور فیلم بوده و دست جوان های علاقه مند به سینما را گرفته است.
مستند «از نفس افتاده» عیاری که سال 1358 ساخته شده، شاید از معدود مشاهده های دقیقی باشد که از آن روزها باقی مانده است. از همان روزها و ماه های اول انقلاب. زمانی که عیاری، جوانی بیست و هشت ساله بوده.
در طول سال های گذشته هم هر چند فیلمساز پر کاری نبوده، اما هیچوقت بیکار نمانده. کارنامه او در طول این سال ها نشان می دهد نسبت به آنچه قرار است به مخاطبش ارائه دهد، دقیق است. نه کلمه ای را اضافه در متن می نویسد و نه قابی را بی جهت در تصویر می نشاند.
با این حال اسم کیانوش عیاری این سال ها بیشتر از هر موضوعی، با صحبت از ممیزی و سانسور همراه بوده. در این مطلب یلووال مدیا، به بهانه صحبت های کیانوش عیاری، نگاه مختصری داریم به سانسور در سینمای ایران و جهان.
سانسور در فیلم های کیانوش عیاری
کیانوش عیاری در گفتگویی با ماهنامه فیلم امروز درباره ساخت سریال «78 متر» به ماجرای حضور گربه هایی که پرداخته که تصویرشان از ممیزی تلویزیون رد نشده و سانسور شده اند.
عیاری گله کرده از سانسور گربه هایی که همیشه بوده اند و کنار آدم ها در آرامش زندگی کرده اند، اما این روزها حتی نباید از کوچه ای در فیلم ها و سریال ها رد شوند.
البته صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به عیاری اعلام کرده که دلیل سانسور گربه ها، تکرار زیاد تصویر گربه در سریال بوده و دلیل دیگری نداشته است.
کیانوش عیاری پیش از این هم با فیلم سینمایی خانه پدری، مدتی با سانسور دست به گریبان بود.
خانه پدری در سال 1389 ساخته شد. دی ماه 1393 اکران شد، اما همان روز اول اکران عمومی از پرده سینما پایین کشیده شد. دلیل توقف اکران فیلم را وجود یک صحنه خشن در آن اعلام کردند.
آبان 1398، یک بار دیگر این فیلم با اصلاحاتی جزئی و با رده بندی سنی بالای 15 سال روی پرده آمد. اما این بار هم عمر اکران خانه پدری 5 روز بیشتر نبود و با دستور مستقیم دادستانی، دوباره متوقف شد.
البته توقیف دوباره چندان طولانی نبود و چند روز بعد، دوباره رفع توقیف شد. البته هر فیلمسازی می داند که فیلم هم مانند هر چیز دیگری که زمان بر آن بگذرد، بعد از ده سال، آن تازگی و طراوت روز اول را از دست می دهد.
نقش سانسور در فیلمسازی
از سانسور گربه ها در سریال 78 متر، یا توقیف چند ساله فیلم سینمایی خانه پدری که بگذریم، سانسور و حذف شکل های دیگری هم دارند.
مثلاً مستند تازه نفس ها که عیاری در ماه های پس از پیروزی انقلاب ساخته بود، سال ها دیده نشد.
از طرف دیگر، عیاری هم مانند بسیاری از فیلمسازان، نتوانسته برای ساختن فیلمنامه هایی که دوست داشته، مجوز ساخت بگیرد. تأیید نشدن فیلمنامه یعنی سانسور از همان نقطه آغاز.
این اتفاق در ادبیات داستانی هم تقریباً به همین شکل خودش را نشان می دهد. نویسنده چند ماه یا یکی دو سال وقت صرف نوشتن رمان یا مجموعه داستانی می کند و بعد، اثر او «غیر قابل انتشار» تشخیص داده می شود.
قانون قدیمی برای فیلمسازان ایرانی
اولین قانون مدون نظارت بر فیلم های سینمایی در ایران، سال 1309 تدوین شده است. قانونی که روش اولیه سانسور فیلم را مشخص می کند:
«هر سینما مکلف است مدیر مسئول تعیین و کتباً به شعبه معارف بلدیه معرفی کند… هر قسمت از فیلم را که بلدیه منافی اخلاق و عفت بداند قطع نموده، با حظور مدیر سینما در قوطی گذارده، لاک و مهر کرده، در مقابل رسید کتبی تحویل و تسلیم مشارالیه خواهد شد.»
در سال 1347 دستور جدیدی با عنوان آیین نامه نظارت بر نمایش فیلم و اسلاید تدوین شد. شورایی متشکل از کارشناسان سیاسی و هنری بر این آیین نامه نظارت داشتند.
معروف ترین فیلم های ایرانی گرفتار در سانسور
تعدادی از معروف ترین فیلم های سینمایی ایران که پیش از انقلاب یا بعد از انقلاب توقیف شده اند، یا بخش هایی از آنها سانسور شده، یا با تأخیری طولانی مجوز اکران دریافت کرده اند:
«دایره مینا» به کارگردانی داریوش مهرجویی چند سال توقیف بود و در نهایت، در سال 1356 با حذف و ممیزی زیاد اجازه اکران گرفت. مهرجویی بعد از انقلاب هم با فیلم «بانو» چند سالی معطل مجوز اکران ماند.
«آرامش در حضور دیگران» ساخته ناصر تقوایی، بعد از چند سال و با حذف بخش هایی از فیلم، در سال 1352 اکران شد.
«باشو غریبه کوچک» به کارگردانی بهرام بیضایی در سال 1365 ساخته شده اما از آنجا که مضمون آن ضد جنگ تشخیص داده شده، تا سال 1368 اجازه اکران پیدا نکرد.
غیر از اینها، فیلم هایی مانند «ده» ساخته عباس کیارستمی، «کویر مرگ» اسماعیل براری، «طلای سرخ» جعفر پناهی و تعدادی فیلم دیگر، هیچوقت روی پرده سینما اکران نشدند.
فیلمسازان جهان، گرفتار سانسور
شاید برای بعضی از علاقه مندان به سینما عجیب باشد که ببینند در سینمای کشورهای مختلف، در طول دوران صد و چند ساله سینما، سانسور به شکل ها و شمایل مختلف اعمال شده است.
مثلاً سینمای هالیوود در آمریکا یک دوره 44 ساله سانسور را از سر گذرانده است. در سال 1921 کمیته فیلم آمریکا تأسیس شد. وظیفه این نهاد، نظارت بر فیلم ها و سانسور صحنه های غیر مجاز بود.
هالیوود لیستی از «نبایدها» شامل 10 مورد و «مراقب باش ها» شامل 22 مورد تهیه کرد که فیلمسازها نباید از آن تخطی می کردند.
البته فیلمسازهای معترض، هر کدام با خلاقیت خود، تلاش کردند بعضی از این خطوط قرمز را دور بزنند.
شاید باورتان نشود اسم های بزرگی مثل آلفرد هیچکاک یا بیلی وایلدر، از جمله فیلمسازهایی هستند که درگیر خطوط قرمز سانسور بوده اند.
در بعضی از کشورهای اروپایی هم سانسور فیلم ها، در دوره ای دست و پای فیلمسازان را بسته بوده. به خصوص در کشورهای اروپای شرقی که درگیر نظارت سفت و سخت کمونیستی بوده اند.
مثلاً در کشور چک، میلوش فورمن در سال 1967 فیلمی به نام «آتشنشان ها» می سازد. فیلمی در ژانر کمدی، که داستان ایستگاه آتشنشانی بدون امکانات یک شهر کوچک را روایت می کند و ناتوانی در مدیریت این ایستگاه را.
اگر فیلم را دیده باشید، احتمالاً حسابی خندیده اید و فکر کرده اید چطور ممکن است این فیلم را یک فیلم سیاسی حساب کرد که برای کارگردانش دردسرساز شده باشد؟
بله. این فیلم باعث عصبانیت قدرتمندان کشور چکسلواکی آن زمان شد. توقیف شد و در نهایت طبق حکمی، اکران آن به طور کلی در کشور ممنوع اعلام شد.
میلوش فورمن در نهایت کشورش را ترک کرد و به آمریکا رفت تا بتواند فیلم هایی مثل «دیوانه از قفس پرید» یا «آمادئوس» بسازد. مثل هموطن نویسنده اش – میلان کوندرا – که برای نوشتن و انتشار آثار داستانی خود، به فرانسه مهاجرت کرد.
کیانوش عیاری و گربه های کوچه و خیابان هایمان بهانه ای شدند برای اشاره به چند فیلم و فیلمساز که در این سال ها پشت سد سانسور، عمر گذرانده اند. در یادداشت های دیگر یلووال مدیا می توانید با این کارگردان ها و فیلم هایشان بیشتر آشنا شوید
اشتراک گذاری

