انتقال صحنهها، صداهای ناگهانی، برشهای سریع، صداهای خارج از صحنه و جریان روایی تنها برخی از اصطلاحات مرتبط با تدوین فیلم، معروف به «هنر نامرئی»، هستند. تدوین در ابتدا به عنوان یک ابزار فنی در فرآیند ساخت فیلم دیده میشد، اما به سرعت به یکی از مهمترین جنبههای خلاقانهی فیلمسازی تبدیل شد. اما همانطور که لقب آن نشان میدهد، بسیاری از مخاطبان سینما چیزهای زیادی دربارهی تدوین فیلم یا نحوهی کار آن نمیدانند. پس تدوین فیلم چیست، تدوینگر فیلم چه کاری انجام میدهد، ریشههای آن کجاست و چرا اینقدر مهم است؟ این ها سوالاتی هستند که قرار است در این مقاله یلووال مدیا به آن ها پاسخ دهیم. با ما همراه باشید.
تدوین فیلم چیست؟
تدوین فیلم هنر و مهارت برش و مونتاژ فیلم نهایی است. این کار توسط تدوینگر فیلم انجام میشود که به تکمیل دیدگاه کارگردان کمک میکند. انتخابهای خلاقانهی یک تدوینگر معمولا ترکیبی از چیزی است که او فکر میکند برای فیلم بهترین است و چیزی که کارگردان (و تهیهکنندگان) برای پروژهی نهایی میخواهند. بیشتر این کار در مرحلهی پس از تولید انجام میشود و جنبههای تدوین فیلم میتواند شامل نوارهای فیزیکی فیلم سلولوئید، فایلهای دیجیتال یا هر دو باشد.
چگونه شروع شد؟

تاریخچهی تدوین فیلم چندان پیچیده نیست، اما تکامل اولیهای دارد که به آن کمک کرد تا به جایگاه امروزی خود برسد. در روزهای اولیهی سینما در دههی ۱۸۹۰، هدف تدوین فیلم صرفاًکنار هم قرار دادن فریمها برای ایجاد صحنهها بود (زمانی که فیلمها کوتاهتر از ۵ یا ۱۰ دقیقه بودند).
در این دورهی کوتاه، تعداد بسیار کمی از فیلمها از چیزی استفاده میکردند که «تدوین پیوسته» نامیده میشد. به این معنی که صحنههای پیوسته به شکلی روان به هم متصل میشدند. فیلمساز مشهور فرانسوی، ژرژ ملییس، در این زمان در حال آزمایش تدوین به عنوان یک جلوهی بصری بود.
با ورود به دههی ۱۹۰۰، فیلمهای روایی مانند «سرقت بزرگ قطار» ثابت کردند که تدوین میتواند توهم سینمایی زمان و مکان را ایجاد کند. با قدرت تدوین، میتوانید طوری نشان دهید که گویی گروهی از سارقان سوار قطار شدهاند و در حال فرار هستند. بنابراین نه تنها میتوانید مخاطب را فریب دهید تا باور کند چه اتفاقی روی صفحه در حال رخ دادن است، بلکه یک روایت واقعی نیز خلق میکنید.
فرآیند تکمیل تدوین

تدوین فیلم در گذشته واقعا یک فرآیند برش و چسباندن بود که شامل برش و چسباندن دستی فیلم میشد. برشها روشی بود که تدوینگران فیلم با استفاده از آن ویرایشهای خود را انجام میدادند، با نسخههای نگاتیو کار میکردند و نسخههای کامل ایجاد میکردند. بعدها ماشینهایی به نام «فلتبد» (flatbed) آمدند که برش و چسباندن نوارهای فیلم را بسیار آسانتر، سریعتر و دقیقتر کردند.
دههها بعد، فناوری تدوین دیجیتال فیلم کمک کرد تا فرآیند تدوین آسانتر از همیشه شود و نیاز به لمس نگاتیو به کلی از بین رفت. پس از پردازش، نوار فیلم دیجیتالیشده به یک فایل تبدیل میشد که تدوینگر (و دستیارانش) میتوانستند به صورت دیجیتالی و به دلخواه روی کامپیوترهای خود آن را ویرایش کنند.
این روش که به عنوان تدوین دیجیتال غیرخطی شناخته میشود، روشی است که امروز همه برای تدوین فیلمهای خود از آن استفاده میکنند. و اگر به صورت دیجیتال فیلمبرداری کنند، یک قدم کمتر برای انجام دادن دارند.
تکنیکهای تدوین در فیلم
همهی آن سالهای انجام آزمون و خطا، منجر به ایجاد بسیاری از تکنیکهای تدوین فیلم شده است که امروزه از آنها استفاده میکنیم. برخی از این نمونههای تدوین فیلم بسیار رایج هستند، در حالی که برخی دیگر کمتر استفاده میشوند.
تدوین پیوسته

این روش، یکی از قدیمیترین اشکال تدوین است. این تکنیک به سادگی اطمینان میدهد که چیزها از شاتی به شات دیگر ثابت بمانند. اگر شخصی در حال نوشیدن از یک فنجان در یک شات باشد، و در شات بعدی نیز حضور داشته باشد، باید همچنان در حال نوشیدن از آن باشد یا حداقل آن را در دست داشته باشد.
اگر اشتباهی در پیوستگی وجود داشته باشد، به آن به طور مشهور «خطای پیوستگی» گفته میشود. این احتمالا یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که مخاطبان در طول فیلم متوجه آن میشوند. بنابراین، حفظ پیوستگی یکی از اصول بزرگ تدوین فیلم است.
برش متقاطع
برش متقاطع یک تکنیک تدوین است که شامل نشان دادن دو یا چند عمل جداگانه با برش متناوب بین آنها است. این میتواند توهم اتفاق افتادن همزمان آنها را ایجاد کند، یا صحنهها را به عنوان موازی یکدیگر نشان دهد (صرف نظر از زمان وقوع هر صحنه).
برش به بیرون (Cutaway)

برش به بیرون یک برش ناگهانی از یک چیز به چیز دیگر است. همانطور که از نام آن پیداست، هدف آن برش از یک چیز برای جلب توجه به چیز دیگر است. این تکنیک تدوین میتواند برای تقریبا هر هدفی استفاده شود، از ترساندن مخاطب در فیلمهای ترسناک تا ایجاد طنز. در بسیاری از موارد، برای ایجاد طنز در یک صحنه یا ایجاد ناراحتی در مخاطب استفاده میشود.
دیزالو (Dissolve)

یکی از رایجترین تکنیکهای تدوین، دیزالو است که برای مدتهای بسیار طولانی مورد استفاده قرار گرفته است. میتوان آن را به عنوان همپوشانی تصاویر یک صحنه با تصاویر صحنهی بعدی توصیف کرد. این تکنیک میتواند برای اهداف مختلفی استفاده شود، مانند زمانی که میخواهید مخاطب قبل از ورود به صحنهی جدید، دربارهی آنچه در صحنهی قبلی اتفاق افتاده است تأمل کند. همچنین میتوان از آن برای ایجاد صحنه های موازیها یا مقایسهها بین صحنههای قبلی و بعدی استفاده کرد.
محو کردن (Fade)

تکنیک های محو کردن تا حدی شبیه به دیزالو هستند، اما هدف بسیار متفاوتی دارند. با محو شدن، چه به سفید یا (اغلب) به سیاه، یک صحنه به پایان میرسد. برخلاف برش سنتی، محو شدن به آرامی یک صحنه را به طور قطعی به پایان میرساند. محو شدنها، مانند دیزالوها، در روزهای اولیهی فیلمهای ناطق و دوران پیش از دهه ۱۹۲۰، بسیار رایج بودند. امروزه، کمی کمتر رایج هستند، اما هنوز در همهی ژانرها استفاده میشوند.
برش J و L

برشهای J و L از یک تکنیک مشابه استفاده میکنند و با استفاده از صدا و تصویر توجه مخاطب را جلب میکنند. برش J زمانی است که صدا از صحنهی بعدی قبل از اینکه ببینیم صدا از کجا میآید، وارد صحنهی فعلی میشود. برش L تا حدی برعکس است؛ صدای صحنهی قبلی همچنان با ما است در حالی که وارد صحنهی بعدی میشویم. این تکنیک اغلب در صحنههای گفتگو استفاده میشود تا صحنهها جذابتر و کمتر خشک به نظر برسند.
برش پرشی (Jump Cut)

این تکنیک در دوران موج نوی فرانسه محبوبیت یافت و زمانی استفاده میشود که هیچ پیوستگی بین شاتها وجود ندارد. به آنها برش پرشی میگویند زیرا به نظر میرسد شاتها در زمان به جلو میپرند. این تکنیک تدوین در اصل برای کوتاه کردن زمان فیلم با حذف ثانیههای بینیاز در یک صحنه ایجاد شد. با این حال، خیلی زود در موج نوی فرانسه و فراتر از آن تأثیرگذار شد.
برش تطبیقی (Match Cut)

یکی از معروفترین و محبوبترین تکنیکهای تدوین، برش تطبیقی است. این زمانی است که یک صحنهی جدید عناصری از صحنهی قبلی را با خود حمل میکند. بنابراین، اگر در یک شات یک دونات داشته باشید، صحنهی بعدی میتواند یک بگل باشد؛ همان شکل، اما شیء متفاوت. همچنین میتواند یک خط افق شهر در روز باشد که بلافاصله به همان خط افق در شب برش میخورد.
مونتاژ

مونتاژ یک تکنیک تدوین جالب است زیرا بسته به زمینه میتواند معانی مختلفی داشته باشد. رایجترین درک از مونتاژ در فیلم زمانی است که یک فیلم مجموعهای از شاتها و لحظات را در یک صحنه کنار هم قرار میدهد. این تکنیک در فیلمهای ورزشی بسیار رایج است، جایی که یک ورزشکار یا تیم در حال تمرین یا آمادهسازی است. مونتاژها همچنین به طور ضمنی (یا صریح) نشان میدهند که در روایت طول یک دورهی زمانی اتفاق میافتند؛ این باعث میشود مونتاژ یک ارائهی فشرده از گذر زمان باشد.
شات/شات معکوس

این روش یکی از رایجترین تکنیکهای تدوین است: شات/شات معکوس. اگر یک تکنیک تدوین (به غیر از برش) وجود داشته باشد که تقریباً در هر چیزی استفاده شود، این است. صحبت دو نفر تقریبا همیشه شامل شات/شات معکوس میشود، با کمی قاعدهی ۱۸۰ درجه برای تعادل. حتی گاهی نیاز به صحبت کردن دو یا چند نفر نیست، زیرا این تکنیک میتواند برای نمایش واکنشهای یک یا چند طرف نیز استفاده شود.
سخن آخر
تدوین فیلم، هنری است که با ترکیب تصاویر و صداها، احساسات مخاطب را هدایت میکند. از تکنیکهای سادهای مانند برشهای پیوسته و شات/شات معکوس تا روشهای پیچیدهتر مانند مونتاژ و برش تطبیقی، هر تکنیک ابزاری قدرتمند برای انتقال مفاهیم و ایجاد تأثیرات بصری است. تدوین نه تنها زمان و مکان را شکل میدهد، بلکه ریتم، احساس و معنای فیلم را نیز تعیین میکند. با پیشرفت فناوری، امکانات تدوین گستردهتر شده است، اما اصل اساسی آن همچنان ثابت مانده: خلق یک تجربهی سینمایی منسجم و تأثیرگذار. چه در فیلمهای کلاسیک و چه در تولیدات مدرن، تدوین قلب تپندهی سینماست که داستانها را به یاد ماندنی میکند.
منبع: وبسایت studiobinder
اشتراک گذاری

