نهنگ، آخرین فیلم دارن آرنوفسکی، فیلمی تاریک و سنگین است. در این مقاله به نورپردازی فیلم نهنگ، آخرین ساخته دارن آرنوفسکی میپردازیم.
اولین باری که با شخصیت اصلی داستان، چارلی (با بازی برندان فریزر) ملاقات می کنیم، او در حال تدریس یک کلاس آنلاین نویسندگی است که روی صفحه با پنجره ای سیاه در مرکز ماتریسی از چهره های درخشان دانشجویان نشان داده شده می شود. او ادعا می کند که وب کمش خراب است.

صحنه بعدی در یک روز ابری، در هال تاریک آپارتمان نامرتب چارلی رخ می دهد. دوربین در یک مسیر کمانی از آشپزخانه اوپن به یک اتاق نشیمن متصل حرکت می کند و پشت کاناپهای را که چارلی روی آن نشسته و نفس نفس میزند نشان می دهد. سپس صحنه از روبه رو نشان داده می شود و به میز کنار کاناپه و چراغ رومیزی روی آن میرسد، و در نهایت تمام 600 پوند وزن او از کنار مبل آویزان شده است. و در نهایت لحظه ای که نزدیک بود دچار حمله قلبی شود.

چارلی به طور بیمارگونه ای چاق و دچار احتناق قلبی خطرناکی شده است. او از مراجعه به بیمارستان امتناع میکند و می داند که نهایتا یک هفته زنده است. در طی چهار روز بعدی دختر نوجوان بسیار عصبانیاش الی (سدی سینک)، دوست و پرستارش (هنگ چاو)، یک مبلغ مذهبی جوان (تای سیمپکینز)، همسر سابق الکلی او مری (سامانتا مورتون) و پیک رستوران (ساتیا سریدهان) وارد مدار سیاه چاله عظیم ناامیدی او می شوند.
در این مقاله ی یلووال مدیا به سراغ نورپردازی ماهرانه ی این فیلم رفته ایم. با ما همراه باشید.
استفاده محدود از نور
لیباتیک (طراح نور) قصد داشت برای بازیگران فضایی واقعی ایجاد کند. هدفش این بود که نورپردازی او با کار طراحان صحنه (مارک فریدبرگ و رابرت پیزوچا) تلفیق شود. با وجود اینکه دیوارها و سقفهای مجموعه به صورت متحرک طراحی شده بودند، او تصمیم گرفت تقریباً به طور کامل از روی زمین نورپردازی و بین منابع نور نقاط تاریک ایجاد کند.
حساسیت بالای دوربین فیلم برداری مورد استفاده (Full-Frame 6K on the Sony Venice) به لیباتیک و ولز (دستیار اول نورپردازی) اجازه داد تا بهجای ابزارهای نورپردازی سنتیتر، از لولههای Astera و تجهیزات انعکاس نور کوچک و مناسب استفاده کنند.

پنجرههای محل فیلم برداری نور روز را به خوبی عبور نمیدادند، بنابراین آن ها به وسایل کاربردی قابل استفاده در داخل خانه، جعبه های کوچک سرپوشدار که دارای لامپهای Astera NYX و پوشانده شده با Magic Cloth Diffusion و تورهای نوری تکیه کردند. در برخی صحنه ها از لولههای Astera در سقف استفاده شده است که در Magic Cloth Diffusion پیچیده شده بودند و طیفهای LiteMat گسترده ای داشتند. بزرگترین چراغ داخلی استفاده شده در خانه، یک هادسون اسپایدر بود.
تلفیق نورپردای از کف و سقف
علاوه بر تجهیزات گفته شده، لولههای Astera Helios و Titan پوشیده شده با Magic Cloth در سقف مجموعه نصب شدهاند. این نور برای روشن کردن چهره ی بازیگرها نبود، بلکه بیشتر برای اطمینان از جداسازی پسزمینه در حین حرکت بازیگران در فضاهای بین نورهای کف زمین بود.
روی زمین، دو منبع نور بزرگ در نور آن ها در فیلم برداری مشخص است، پشت کاناپه چارلی قرار داده شده است. این روش نورپردازی برای ایجاد حطوط گرم بین وسیله های موجود در صحنه استفاده می شوند، و گاهی اوقات نیز به عنوان نور کلیدی عمل می کنند. این پایه و اساس استراتژی سبک نورپردازی لیباتیک بود. نورهای تک رشته ای با Lite Gear Spectrum 4s یا Hudson Mozzie تقویت شده اند. نورپردازی بیرونی عمدتاً توسط Arri SkyPanel S60s و 360s انجام شده است.

برای نور پس زمینه ی روزهای بارانی نیز از Fiilex Quads و Q8s استفاده شده است.

روزهای آفتابی و ابری
فیلم برداری نهنگ به مدت 25 روز در نیوبرگ و یک روز بیرونی در نیو پالتز به طول انجامید. داستان فیلم با روزهای هفته مشخص می شود که با دوشنبه تاریک و بارانی شروع می شود. سه شنبه و چهارشنبه ابری است، پنجشنبه دوباره باران می بارد و روز آخر، جمعه، آفتابی است. لیباتیک می گوید که کارگردان قصد داشت به ترتیب زمانی فیلمبرداری کند، اما در روز دوم متوجه شده اند که این اتفاق نمی افتد. تقریباً در همه ی فیلم ها این مساله وجود دارد.
سفر از عمق تاریکی به روشنایی
او به اولین صحنه فیلم که اولین صحنه فیلمبرداری هم بود اشاره میکند: «معمولاً صحنه اول را خیلی روشن فیلم برداری می کنیم، اما در این مورد، آن را خیلی تاریک طراحی کردم. و فیلم برداری آن اصلا کار آسانی نبود. در اواسط انجام فیلم برداری، باید یک دیوار و یک میز را جا به جا میکردیم. ما همچنین مجبور شدیم تکهای از فرش را جمع کنیم که وقتی دوربین شروع به چرخیدن کرد، آن را برای حرکت دالی تراولینگ فیلم بردار، برندان لوری، عقب کشیدیم.»
حال و هوای تلخ و سنگین این صحنه در تضاد قوی با سکانس پایانی فیلم است که چارلی غرق در نور خورشید را در حال شناور شدن نشان می دهد. لیباتیک خاطرنشان می کند: «زبان نور درون فیلم با در نظر گرفتن پایان فیلم طراحی شده است». در آخرین لحظه زندگی چارلی، تکرار یک صحنه اولیه وجود دارد، اما این بار چارلی ایستاده است و به سمت الی می رود که در جلوی در با نور پسزمینه خورشید ایستاده است. برای ایجاد نور خورشید در اتاق، از دو عدد 24K Arri Fresnels استفاده شده است که یکی از آنها به چارلی و دیگری نور اضافی به داخل اتاق می تاباند.

روایت داستان با نور
من عاشق روشی هستم که لیباتیک از نور برای کمک به بیان داستان و پررنگ کردن مضامین آن استفاده می کند. کارگردان، یک قمار بزرگ را با این مفهوم انجام داده است که فیلم از ظاهری بارانی و طوفانی به این روز پرشکوه و پر نور خورشید می رسد. ریسکی که نتیجه ی خوبی داده است.
منبع: The American Society of Cinematographers
اشتراک گذاری

