ژان لوک گدار را اکثر سینمادوستان با از نفس افتاده به یاد میآورند، اما در کنار آن گذران زندگی هم فیلم مهمی است خصوصا به لحاظ استفاده از روش فاصله گذاری برتولت برشتی و روایت های تکه تکه. ژان لوک گدار یکی از مشهورترین کارگردانهای فرانسه است که بخشی از شهرتش را وامدار فعالیت و فیلمسازی در جنبش موج نو فرانسه است. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به فیلم گذران زندگی که نقطه عطف کارنامهی گدار است.
معرفی گذران زندگی

گذران زندگی فیلمی است در ژانر درام از جنبش موج نو فرانسه به نویسندگی و کارگردانی ژان لوک گدار که در سال 1962 به نمایش درآمد. این فیلم چهارمین فیلم محبوب باکس آفیس فرانسه در سال اکرانش بود. و همچنین برنده جایزه بزرگ هیئت داوران در جشنواره فیلم ونیز در سال 1962 شد. نقش نانا را آنا کارینا که در آن زمان همسر گدار بود را بازی میکند. فیلم در دوازده اپیزود روایت میشود، نشان میدهد که چطور کاراکتر نانا در نتیجه بیپولی ابتدا گهگاهی و سپس منظم به همبستری با غریبهها میپردازد، عاشق میشود، شروع به ارزیابی مجدد زندگیاش میکند و سرانجام تصادفی کشته میشود.
از تفکر گدار تا سبک فیلمبرداری

گدار در فیلمسازی سبک خود را دنبال میکند که در پس این سبک تفکری تحت تاثیر دیگر نویسندگان موج نوی فرانسه و برتولت برشت نهفته که اعتقاد داشتند شخصیتهای یک داستان همپای افکارشان مهم هستند. تحت تاثیر همین تفکر در فیلمبرداری گذران زندگی سکانس های متعددی داریم که دوربین بازیگران را از پشت سر نمایش میدهند. به طور مثال در ابتدای فیلم سکانسی که نانا با همسرش بحث می کند، دوربین از پشت سر آنها را نمایش میدهد. این امر اصلا برای ایجاد تعلیق یا ایجاد گره داستانی نیست، چرا که بیننده به راحتی می تواند چهره شخصیت را در آینه ببیند.
مرور سکانسها و اهمیت فیلمبرداری

در سکانسی که نانا با رائول در رستوران صحبت میکنند، دوربین پشت سر رائول ایستاده و چهره نانا دیده نمیشود. دوربین به صورت فعال به چپ و راست میرود و ما هر بار نانا را میبینیم، اما بازگشت دوباره دوربین به پشت سر رائول یادآوری میکند که این شخصیت ها مهم نیستند، به افکارشان دقت کنید.این هنرنمایی گرچه ممکن است تا حدود اغراق آمیز باشد و تمرکز را بر هم بزند، اما سبک خاصی در به تصویر کشیدن افکار در سینما است. علاوه بر این، هنر رائول کوتار فیلمبردار فیلم گدار شایان ذکر است. نویسندهی گاردین معتقد است اگر تروفو و گدار پدران موج نو فرانسه هستند، رائول کوتار دایه آن است. اهمیت کلوزآپ و کادر بسته در فیلمبرداری کوتار بسیار زیاد است. این نزدیکی به سوژه تمام توجه و تمرکز بیننده را به آن مطلب جلب می کند. شاید تنها نقطه ضعف قابل ذکر در این فیلم زمانبندی بعضی کادرهای بسته است.
نظر سوزان سانتاگ منتقد فرهنگی درباره گذران زندگی

سوزان سونتاگ نویسنده و منتقد فرهنگی گذران زندگی را فیلمی بی نقص و یکی از خارق العاده ترین، زیباترین و بدیع ترین اثار هنری که می شناسد توصیف می کند. او می گوید: بدون شک «گذران زندگی» دربارهی روسپیگری نیست. گدار در «گذران زندگی» هیچ توضیح معمول و قابل فهمی از این مسئله نمیدهد که چه چیزی شخصیت اصلی فیلم، نانا، را به روسپیگری کشانده است. آیا به خاطر این است که نمیتواند از شوهر سابق یا یکی از همکارانش در مغازهی فروش صفحه که در آن کار میکند فرانک برای اجارهی عقبافتادهاش بگیرد و پشت در آپارتمانش میماند؟ بعید است چنین باشد. حداقل فقط به این علت نیست. اما به هرحال چیزی بیش از این نمیدانیم. کل چیزی که گدار به ما نشان میدهد آن است که او روسپی شده است. یا مثلا گدار به ما نشان نمیدهد که چرا دلال محبت نانا در پایان فیلم او را میفروشد، یا بین آنها چه اتفاقی میافتد، یا چه چیزی در پس هفتتیرکشی خیابانی که نانا در جریان آن کشته میشود وجود دارد. او فقط به ما نشان میدهد نانا فروخته میشود، و نانا میمیرد. او تحلیل نمیکند. ثابت میکند. فیلمهای ژان لوک گدار مشخصا به جانب گواهی دادن گرایش دارند تا تحلیل. این فیلم حتمیت یک رخداد را فاش میکند.
زندگیِ گذران
در تکه ای از فیلم نانا با فیلسوف بریس پاراین، که معلم گدار بوده است در یک کافه پاریس در مورد زبان و سکوت و توانایی فراتر رفتن از خود از طریق گفتار و درباره عشق و دیگر مسائل انسانی حرف می زنند و ما درک می کنیم که نانا خود را قربانی مردان می بیند. آینده او این است که یک فاحشه شود، توسط یک دلال محبت اداره شود، به شکارچی دیگری بفروشد و سپس به طور اتفاقی کنار گذاشته شود اما این پایان غیرمنتظره در نقطهای از فیلم رخ می دهد که نانا در نهایت به نظر میرسد با خودش در صلح است. تقابل بین وخامت وضعیت بیرونی و رشد ذهنی و عاطفی او توسط گدار به خوبی مطرح شده است. آیا زندگی نانا زندگی کردن است؟
اشتراک گذاری

