اگر می شد به فیلمها صفتی اضافه کرد میتوانستیم بگوییم “به خلاء وارد شو” یک فیلم دیوانه است؛ اما دست کم میشود گفت این فیلم محصول دیوانگی و نبوغ یک کارگردان است. فیلمی که ایدهی اصلی اش در اثر مصرف مواد مخدر به ذهن گاسپار نوئه جوان رسید و در بیست سالگی نوشتن فیلمنامه را شروع کرد و در نهایت نگارشش شش سال طول کشید. در این نوشتار یلووال مدیا نگاهی داریم به این فیلم دیوانه.
داستان فیلم

فیلم روایت پسر جوانی به نام اسکار است که در شهر توکیو زندگی میکند و فروشندهی مواد مخدر است. نوئه در این فیلم تأثیرات مخدر یا روانگردانی به نام DMT را به تصویر میکشد. گفته میشود دیامتی مادهای است که در بدن هر موجود زندهای حتی انسان وجود دارد و تنها در هنگام مرگ در بدن ترشح میشود. کاراکتر اصلی این فیلم در پی مصرف این مخدر وارد کلوپی میشود و سپس توسط مأموران پلیس، در دستشویی با اصابت گلوله میمیرد. تمام طول فیلم از نگاه این روح سرگردان به تصویر کشیده شده که به گذشته و آینده سفر میکند.
دوربین به مثابهی کالبد و روح

در بخش اول فیلم ابتدا مخاطب از زاویه دید و کالبد اسکار فضا را نظاره میکند. در واقع دوربین همان چشمان اسکار است و هر آنچه را که میبیند ، ما نیز میبینیم. حتی پلک زدن هایش را. یکی از شگفت انگیزترین تجربیات دیداری در این بخش مربوط به زمانیست که اسکار در اثر مصرف مواد مخدر، اشکال عجیب و غربیی را در فضا میبیند و ما نیز از آنجایی که در چشمان اسکار هستیم، به همراه او وارد این توهمات ناشی از مصرف مواد مخدر میشویم. در واقع گاسپار نوئه بدین وسیله تماشاچی را آماده ورود به دنیای سرشار از پوچی و توهمات اسکار میکند.
در بخش دوم اسکار مرده است و اکنون ما همه چیز را از زاویه دید روح او میبینیم. اما در این بخش خود اسکار نیز حضور دارد . چرا که تمام زندگی اسکار از گذشته تا لحظه مرگش یک دور کامل روایت میشود و ما در این روایت به همراه خود اسکار در تمام گوشههای تاریک و روشن زندگی اش سرک میکشیم و در این تجربه ما (دوربین) همچون شخص سومی که همیشه پشت سر اسکار قرار گرفته است ، شاهد تمام حوادثی هستیم که او از سر گذرانده.
بخش سوم همچنان با اسکار مرده همراهیم و با روحش به زندگی دوستان و اطرافیانش سرک میکشیم و حال و روزشان را بعد از ماجرای مرگ اسکار بررسی میکنیم. خود اسکار در این تجربه دیگر جایی ندارد و دوربین که همان روح اسکار است، همیشه در هوا معلق و در حال پرواز کردن است و ما همه چیز را از بالا میبینیم و بدون هیچ محدودیتی به هر جایی که بخواهیم سرک میکشیم.
از پلانهای عجیب تا پروفسوری افتخاری
تصویر برداریهای این فیلم به اندازهای عجیب است که در تمام طول فیلم انگار با یک سکانس پلان مواجه هستیم. سکانس پلانی که در آن دوربین از دیوارها عبور میکند و مثل یک روح سرگردان به نورهای رنگی جذب میشود و در آن فرو میرود. یک مدرسهی اروپایی در ساسفی سوئیس، برای ساخت این فیلم مدرک پروفسورای افتخاری به نوئه تقدیم کرد. در این فیلم با نقطه نظرهای عجیبی روبرو میشوید که به نظر شالودهای از تصویربرداری با دوربینهای فوق پیشرفته و ادغام آن با جلوههای ویژهی سینمایی است. البته این پی او ویها تنها بخشهای آغازین فیلم ورود به خلا یا ورود به پوچی است.
دوربینی به دست دیوانهی سینما

گردش روح سرگردان با دوربین و نقطه نظرهای هوشمندانه (POV)، تنها بخشی از تطابق فرم دکوپاژ سینمایی با محتوای این اثر است. بدون شک نوئه با ساخت این فیلم تمام علاقهمندان به سینما را شکه کرده است. شاید خیلیها نتوانند با سناریو و فیلمنامههای عجیب نوئه ارتباط برقرار کنند، اما کافی است تنها مقدمات کارگردانی سینما را بشناسید تا بفهمید که نوئه در این فیلم چه شاهکاری رقم زده است. استفاده از رنگهای زننده و حرکات غیر متعارف دوربین و شیوه های روایت غیر خطی و نا معمول و سکانسهای طولانی که در یک برداشت گرفته شده اند را دیگر میتوان امضای گاسپار نوئه دانست.
نوئه با کمک فیلمبرداری های نو و استفاده از جلوه های ویژه در واقع به نظر می رسد در برخی لحظات بیش از آنکه بیننده مجبور باشد به مضمون قصه توجه کند، مبهوت تصاویریست که می بیند و دوست دارد بیشتر آنچه را که می بیند دنبال کند، نه خود قصه را و این یکی از ترفندهای نوئه برای مشتاق نگه داشتن تماشاچی است.
مخاطب حرفه ای سینما شدن

گاسپار نوئه با فیلم به خلاء وارد شو ما را کاملا در کالبد اسکار قرار میدهد و از این طریق بیننده همراه با اسکار وارد زندگی او و خواهرش می شود. او برای القای این مفهوم حتی پلک زدن های اسکار را نیز شبیهسازی کرده و از این طریق است که یک بیننده حرفهای هر آنچه را که می بیند می تواند راحت تر بپذیرد و قبول کند، هر چند که خود داستان در نهایت یک ماجرای خیالی را دنبال میکند.
فیلم ممکن است برای یک بیننده نوپای سینما پس از گذشت چند دقیقه کسل کننده به نظر بیاید اما پس از گذشت دقایقی با تماشای تصاویری که در واقع از زاویه دید چشمان اسکار است، آنقدر شگفت زده و مبهوت فیلمبرداریِ فوق العاده و رنگ بندیهای عجیب و غریب و بعضا زننده آن می شود که تا پایان فیلم دیگر نمی تواند چشم از آن بردارد. حرکات دوربین در آثار نوئه آنقدر شگفت انگیز و غیرمتعارف و در عین حال آنقدر در خدمت القای مضمون اصلی فیلم است که هرگونه تماشاچی را در خود غرق می کند.
اشتراک گذاری

